قرائت دفتر ۶ بخش ۶۳ - مثل بیت ۱۷۸۶

M6:1786 — چون حشیشی پا به گل بر پشته‌ای / گرچه از باد هوس سرگشته‌ای

چون حشیشی پا به گل بر پشته‌ایگرچه از باد هوس سرگشته‌ای
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1786

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مانند گیاهی که ریشه‌اش در گلِ پشته‌ای فرو رفته است، گرچه از بادِ هوسِ خود سرگردان شده‌ای. معنا: این بیت حال کسی را توصیف می‌کند که گرچه در موقعیتی ثابت و زمینی قرار دارد، اما میل‌های درونی او را بی‌هدف به هر سو می‌کشاند و مانع از حرکت واقعی‌اش می‌شود.

شرح

این بیت، ادامه‌ی ملامت‌های تند و عمیق مولاناست خطاب به سالکانی که عمر دراز کرده و در «تنور روزگار» پخته نشده‌اند. من در سخنرانی‌هایم بارها گفته‌ام که مولانا اینجا از زبان قاضی (که خود اوست) به کسی می‌گوید که عمری را به «داد و داوری» دیدن گذرانده اما از «نادیدگان ناشی‌تر» است؛ یعنی خام و بی‌تجربه مانده.

تصویری که اینجا می‌آورد، فوق‌العاده گویاست: «چون حشیشی پا به گل بر پشته‌ای». حشیش، یعنی گیاهی معمولی، علفی که پایش در گل یک تپه یا پشته فرو رفته. این یعنی چه؟ یعنی تو در یک وضعیت ثابت، زمینی و شاید بی‌ارزش گیر کرده‌ای. ریشه دوانده‌ای، اما نه ریشه‌ای برای پرواز و اعتلا، بلکه برای درجا زدن. این نماد یک نوع «سکون ناخواسته» است؛ حالتی از ماندگاری اجباری در موقعیتی پایین‌مایه.

اما نکته اینجاست که این «پا به گل بودن» به معنای آرامش نیست. نیم‌مصراع دوم بلافاصله آن را تصحیح می‌کند: «گرچه از باد هوس سرگشته‌ای». یعنی در عین حال که پایت در گِل فرو رفته و تکان نمی‌خوری، «باد هوس» تو را به هر سو می‌کشاند. درونت آشفته است، سرگردان و بی‌هدف. این تصویر یک تناقض درونی را نشان می‌دهد: ظاهراً ثبات داری، اما باطناً بی‌قرار و گرفتار کشش‌های هوس‌آلود. نه پیش می‌روی، نه به آرامش می‌رسی. نه مثل درخت ریشه‌داری که در خاک مستقر است و به آسمان می‌کشد، و نه مثل پرنده‌ای که سبک‌روح در آسمان سیر می‌کند. بلکه گیر کرده‌ای، ثابت در یک وضعیت پست، اما بی‌ثبات در اراده و هدف.

مولانا این را به حال قوم موسی در «تیه» تشبیه می‌کند؛ قومی که چهل سال در بیابان سرگردان ماندند، نه به مقصد رسیدند و نه آرام گرفتند. چرا؟ چون «عشق آن گوساله» را رها نمی‌کردند؛ یعنی دل در گرو تمایلات پست دنیوی و نفسانی داشتند. این بیت هشدار است به ما که مبادا عمری را در همین سرگشتگی و درجا زدن، «پا به گل بر پشته‌ای» بمانیم و از باد هوس‌ها به هر سو کشیده شویم، بی‌آنکه به سوی مقصد اصلی روانه گردیم. پختگی و معرفت، حاصل ترک این «عشق گوساله» و رهایی از سرگشتگی هوس است.

نکات کلیدی

  • بیت تصویری از "سکون ناخواسته" و "بی‌ثباتی درونی" ارائه می‌دهد: فردی که ریشه در خاک دارد اما مقهور هوس‌هاست.
  • این ملامت مولانا خطاب به کسانی است که عمری را گذرانده‌اند اما از نظر روحی و معنوی پخته نشده‌اند.
  • "پا به گل بودن" نماد درجا زدن در وضعیتی پست است، در حالی که "سرگشتگی از باد هوس" نشانه‌ی تشتت درونی و فقدان اراده است.
  • بیت اشاره‌ای است به داستان قوم موسی در "تیه" که به خاطر دلبستگی به "گوساله" (نماد دنیاپرستی) از پیشرفت بازماندند.
  • مولانا تاکید می‌کند که پختگی و حرکت معنوی، مستلزم رهایی از تمایلات نفسانی و یافتن مقصد حقیقی است.

Sources: d6-s39 · 02:01:13 d6-s39 · 02:07:37 d6-s39 · 02:08:52 d6-s39 · 02:26:37

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.