قرائت دفتر ۶ بخش ۶۴ - باقی قصهٔ فقیر روزی‌طلب بی‌واسطهٔ کسب بیت ۱۸۶۶

M6:1866 — گردد آنگه فکر نقش نامه‌ها / این بطانه روی کار جامه‌ها

گردد آنگه فکر نقش نامه‌هااین بطانه روی کار جامه‌ها
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1866

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن زمان اندیشه و کردار نهانی ما این باطن و آستر اعمال، بر روی ظاهرِ جامه‌ها می‌آید (آشکار می‌شود). معنا: مولانا می‌گوید در سرای آخرت، نیت‌های پنهان و حقیقت باطنی کردار و اندیشه‌های انسان‌ها آشکار می‌گردد و همان باطن، صورت ظاهری می‌یابد، به طوری که هر آنچه در نهان بود، عیان خواهد شد.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیشین، تمایز بنیادین میان این جهان کثرت و جهان آخرت وحدت را تبیین می‌کند. او از کلیدواژه‌ی «آنگه» استفاده می‌کند، که بی‌هیچ تردیدی به «آن جهان» اشاره دارد؛ جهانی که در آن دیگر خبری از صد رنگی و پنهان‌کاری این عالَم نیست. مفهوم محوری این بیت، آشکار شدن باطن در قیامت است.

واژه‌ی «بِطانه» در اینجا به معنای آستر یا زیرپوش است؛ آن قسمتی از جامه که پنهان می‌ماند و رویِ آن، «جامه‌ها» یا پوشش ظاهری قرار می‌گیرد. این واژه در قرآن کریم نیز به معنای دوست بسیار نزدیک و رازدار به‌کار رفته است، چنانکه می‌فرماید: «لا تتخذوا الکافرین بطانة»؛ یعنی کافران را مَحرم اسرار خود نگیرید و آنان را به خود نزدیک مسازید. در این بیت، مولانا از همین معنای نهفته و پنهان استفاده می‌کند و می‌گوید در روز حساب، این «بطانه» یعنی آستر یا همان باطن و حقیقت پنهانِ اعمال و نیات ما، «روی کار جامه‌ها» می‌آید. به تعبیر دیگر، آنچه در این دنیا زیر هزار پرده‌ی ظاهر و فریب پنهان بود، در آن جهان آشکار و نمایان می‌شود و جایگزین ظاهر فریبنده می‌گردد.

درواقع، مولانا در اینجا به یک اصل وجودی و اخلاقی اشاره می‌کند: اینکه ماهیت واقعی انسان و انگیزه‌های او، در نهایت بی‌هیچ حجابی نمودار خواهد شد. اگر در این دنیا سرها چون «گاو پیس» (ابلَق و چند رنگ) است و «نطق اندر ملل صد رنگ ریس»، یعنی در کثرت ادیان و مکاتب، هرکس به زبانی و رنگی سخن می‌گوید و حقیقت در پسِ کثرت پنهان می‌مانَد، در آن جهان دیگر چنین نیست. آنجا عالم یک‌رنگی است، عالم کشف و ظهور وحدت است. «که معانی آن جهان صورت شود، نقش‌هامان درخور خصلت شود.» یعنی ماهیت و معنای واقعی، به صورت و نقشِ آشکار درمی‌آید و هرکس بر اساس «خصلت» و خوی درونی‌اش، «صورتی» متناسب پیدا می‌کند. همان‌طور که قدما گفته‌اند، شخص طمّاع به صورت مورچه یا شهوت‌ران به صورت خوک ظاهر می‌شود؛ اینها تمثیل‌هایی از همین اصل‌اند که در آن جهان، باطن، صورت ظاهر می‌یابد.

پس این بیت تجلی‌گاه یکی از مهم‌ترین آموزه‌های دینی و عرفانی است: پایان پنهان‌کاری، انکشاف حقیقت، و ظهورِ بی‌واسطه‌ی جوهر و بطانهٔ اعمال و نیّات ما. این وعده، هم نویدبخش مؤمنان و نیکوکاران است و هم هشداری برای آنان که می‌کوشند باطن خود را در پسِ ظاهری فریبنده پنهان کنند.

نکات کلیدی

  • قیامت، زمان آشکار شدن نهان است؛ حقیقت درونی هر عمل، جای ظاهر فریبنده آن را می‌گیرد.
  • مفهوم «بطانه» اشاره به آستر و باطنِ اعمال دارد که در این دنیا پنهان و در آن جهان عیان می‌شود.
  • این جهان عالم «صد رنگی و صد دلی» است، اما جهان دیگر عالم «یک‌رنگی» و آشکار شدن وحدت.
  • در آخرت، خصلت و نیّت درونی ما، صورت و نقش ظاهری ما را تعیین می‌کند.
  • مولانا بر اصل «از خود به خود» بودن رستاخیز تاکید می‌کند: انسان باطناً خود را برای قیامت می‌سازد.

Sources: d6-s41 · 03:59:24 d6-s41 · 06:34:34 d6-s41 · 07:16:36 d6-s42 · 11:41:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.