قرائت دفتر ۶ بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آن بیت ۱۹۷۳

M6:1973 — نی خدا را امتحانی می‌کنند / نی در سود و زیانی می‌زنند

نی خدا را امتحانی می‌کنندنی در سود و زیانی می‌زنند
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1973

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نه خداوند را به آزمون می‌کشند و نه در اندیشهٔ سود و زیانند. معنا: این بیت در وصف عاشقان حقیقی است که رفتارشان از هرگونه محاسبهٔ سود و زیان و آزمودن پروردگار برای دریافت پاداش یا فرار از کیفر به دور است.

شرح

این ابیات، بی‌تردید، از فوق‌العاده درخشان‌ترین و عمیق‌ترین پاره‌های مثنوی است که مولانا در واپسین سال‌های عمر پربار خویش بر زبان جاری ساخته است. این سخنان فشرده و پخته، تکلیف بسیاری از مفاهیم ناب را در باب حقیقتِ آدمی، عقل و عشق، و ماهیت دین روشن می‌کند. این کلمات خود چون کوره‌ای از آتش‌اند و صدها گنج معرفت را در دل خود پنهان دارند.

مولانا در اینجا به مقایسه‌ای بنیادین میان «عقل» و «عشق» می‌پردازد. او «عقل» را موجودی کاسب‌کار و تاجر‌مآب می‌بیند که همواره به دنبال سودی است و از زیان می‌گریزد؛ هرگز به راه ناامیدی نمی‌رود و گام‌های خود را با احتیاط و محاسبهٔ سود و زیان برمی‌دارد. «عقل» از عرصه‌های سهمناک و پرخطر پرهیز می‌کند؛ در هر قدم، محاسبه می‌کند که مبادا لغزشی باشد، مبادا خطری در کمین باشد. این همان عقل جزئی است که به تعبیر مولانا «راه ناامیدی کی رود».

اما «عشق»! عشق این مرزها را نمی‌شناسد. عشق چنان بی‌مبالات (لاابالی) است که ناامیدی و امید به سود را از اساس نادیده می‌گیرد. این امید و ناامیدی، کار عقل کاسب‌کار است. عشق، «ترک‌تاز و تن‌گداز و بی‌حیا» است، یعنی جسور، جان‌فشان و بی‌باک در شکستن قواعد. او در بلا همچون «سنگ زیر آسیا» مقاوم و سرسخت است. عشق به استقبال خطر می‌رود و مخاطره کردن در ذات او نهفته است. این قمار عاشقان است، نه تجارت تاجران. به تعبیر حافظ: «عاشقی پیشهٔ رندان بلاکش باشد.» همان‌طور که کرکگارد می‌گفت، ایمان عارفانه و عاشقانه، نه با مقدمات فلسفی و گام به گام، بلکه با "جهش ایمان" و قمار بی‌محابا به دست می‌آید؛ درست در نقطه مقابل عقل محتاط و محافظه‌کار.

در ادامه، مولانا تعبیری عمیق و شگرف در وصف عشق به کار می‌برد: «سخت‌رویی که ندارد هیچ پشت.» شارحان این «پشت نداشتن» را به معنای بی‌پناهی و بی‌حمایتی گرفته‌اند. اما من بر این باورم که مولانا در اینجا به همان معنایی اشاره می‌کند که در دیوان شمس در باب عشق می‌گوید: «عشق تماماً روئه، اصلاً پشت نداره.» عشق، بی‌نفاق و یکپارچه است؛ سر تا پا روی است، دو لایه ندارد. این تعبیر، دقیقاً همان توصیفی است که مولا علی (ع) در پاسخ به پرسش از «وجه‌الله» (روی خدا) دربارهٔ خداوند به کار برد و فرمود که خداوند «همه‌اش روئه، اصلاً پشت نداره.» عشق نیز، چونان خداوند، یک‌رو و بی‌پرده است و در وجود او دوگانگی نیست.

این عشق بی‌توقع و بی‌غرض، «بهر جویی را درون خویش کشت»؛ یعنی سود جستن را در خود نابود کرده است. او «پاک می‌بازد، نباشد مزدجو». همان‌طور که خداوند وجود را «بی‌علتی» و بی‌غرض به او می‌بخشد، او نیز پاک از غرض و مرض، آنچه را گرفته است، باز می‌سپارد. این «فتوت» است، یعنی جوانمردی که «دادن بی‌علت» است. «پاک‌بازی» از هر «ملت» (دین) خارج است؛ چراکه «ملت» یا «فضل» (پاداش) می‌جوید یا «خلاص» (رهايي از عذاب). قرآن نیز مردم را به «تجارتی» دعوت می‌کند که آن‌ها را از عذاب الیم نجات دهد. دین بر این منطق بازرگانی و داد و ستد پاداش بنا شده است؛ اما پاک‌بازان و عاشقان، از این مرزها فراتر می‌روند. آنها «قربانان خاص»‌اند که در راه عشق، نه به دنبال پاداش‌اند و نه از کیفر می‌هراسند.

بیت مورد بحث ما، در اوج این تعریف قرار می‌گیرد: «نه خدا را امتحانی می‌کنند / نه در سود و زیانی می‌زنند.» امتحان کردن خداوند، نشانه‌ای از رابطه‌ای تاجرانه و مشروط است؛ گویی می‌خواهند مچ معشوق را بگیرند یا ببینند آیا در ازای عملشان، پاداشی دریافت می‌کنند یا خیر. این همان وسوسه‌ای بود که شیطان بر عیسی عرضه کرد تا خود را از بالای معبد به پایین پرتاب کند و قدرت خدا را بیازماید. اما عیسی فرمود که بندگان خدا را امتحان نمی‌کنند. عاشقان نیز معشوق را نمی‌آزمایند، چراکه این روابط در حیطهٔ عشق معنایی ندارد. آنها سود و زیان را یکسان می‌نگرند و حتی از «قهر» معشوق نیز شادمان‌اند، زیرا «عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد / بل عجب من عاشق این هر دو ضد.» در نگاه عاشق، زیر هر ویرانی و بلا، «گنج سلطانی» پنهان است و از این رو، از ویرانی نیز باکی ندارند.

نکات کلیدی

  • عشق، برخلاف عقل کاسب‌کار، از هرگونه محاسبهٔ سود و زیان و انتظار پاداش بری است؛ ذات عشق، جسارت و بی‌باکی در پذیرش خطر است.
  • عاشق حقیقی خداوند را نمی‌آزماید؛ زیرا آزمودن نشان‌دهندهٔ رابطه‌ای مشروط و تاجرانه است که با سرشت عشق بیگانه است.
  • رابطهٔ عاشق با معشوق چنان یک‌رو و بی‌پرده است که گویی عشق، چونان خداوند، "هیچ پشت ندارد" و سر تا پا روی است.
  • "فتوت" (جوانمردی) و "پاک‌بازی" (عمل بی‌توقع) از ویژگی‌های عشق‌اند که فراتر از منطق پاداش و کیفر رایج در ادیان عمل می‌کنند.
  • عاشق، نه تنها لطف، بلکه قهر معشوق را نیز به جان می‌خرد و زیر هر بلا و ویرانی، گنج سلطانی را می‌بیند.

Sources: d6-s43 · 44:26 d6-s43 · 46:00 d6-s43 · 48:00 d6-s43 · 50:00 d6-s43 · 56:31 d6-s43 · 58:00 d6-s43 · 01:00:00 d6-s43 · 01:03:00 d6-s43 · 01:05:08

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.