قرائت دفتر ۶ بخش ۳ - نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدق‌اند و راه‌زن صد هزار ابله چنانک راه‌زن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمی‌یارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزند بیت ۱۹۹

M6:199 — لیک گر بودیش لطف ما سبق / کی بدی این بددلی با جذب حق

لیک گر بودیش لطف ما سبقکی بدی این بددلی با جذب حق
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:199

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اما اگر لطف پیشین ما شامل حالش می‌شد، چگونه این بددلی و بزدلی در او باقی می‌ماند، در حالی که جذب و کشش حق او را می‌خواند؟

معنا: مولانا در این بیت می‌پرسد که اگر کسی مشمول عنایت ازلی الهی و جاذبهٔ بی‌چون و چرای حق باشد، دیگر چگونه ممکن است از اظهار ایمان خویش بترسد یا در راه آن سستی و بزدلی نشان دهد؟

شرح

من در اینجا این بیت را در سیاق داستان ابوطالب، عموی پیامبر، می‌خوانم و این دقیقاً همان‌جایی است که مولانا به این نکتهٔ باریک می‌پردازد. ابوطالب، با وجود ارادتی که به پیامبر داشت، از اظهار علنی ایمان خود سرباز زد. بیم او این بود که عرب‌ها چه خواهند گفت؛ مبادا بگویند که او به خاطر طفلِ یتیمی که پرورده بود، دینِ دیرینِ آباء و اجدادش را رها کرده است. او در پاسخ به دعوت پیامبر به شهادت، گفت که سرّی که از دو لب فراتر رود، برملا می‌شود و او نگران این بود که در میان عرب‌ها خوار و حقیر شود.

اما مولانا بلافاصله حکمی قاطع صادر می‌کند. می‌گوید اگر لطف پیشین الهی (لطف ما سبق) شامل حال ابوطالب شده بود و آن جذبهٔ بی‌امانِ حق، او را درمی‌یافت، محال بود که چنین بددلی و تردیدی در دلش بماند. شجاعتِ ایمان، از جذبهٔ حق برمی‌خیزد؛ آنجا که پای حق‌طلبی به میان می‌آید، باید از قیل و قال خلق رها شد. این بیت نشان می‌دهد که مولانا چگونه میان ارادهٔ الهی (لطف ما سبق و جذب حق) و ضعف ارادهٔ انسانی (بددلی) پیوند می‌زند.

من این را فقط مختص ابوطالب نمی‌دانم. این یک تشخیص عمومی‌تر است. مولانا می‌خواهد بگوید که در هر دوره‌ای، انسان‌ها ممکن است به خاطر ترس از حرف مردم، ملامت دیگران، یا حتی برای کسب تحسین و ستایش، از عقاید واقعی خود صرف‌نظر کنند یا به نفاق روی آورند. این ۶ نفر که اینجا نشسته‌اند ممکن است یک شهر یا یک کشور باشند. اما حقیقت این است که ایمان حقیقی، آن‌گاه که به جذبهٔ حق عجین شود، ترسی از این ملامت‌ها ندارد. شهامت، اینجا آشکار می‌شود.

همین جاست که مولانا بلافاصله به مسئلهٔ اختیار انسان می‌پردازد. پس از این بیت، مولانا دست استغاثه به درگاه خداوند برمی‌دارد و می‌گوید: «الغیاث ای تو غیاث المستغیص / زین دو شاخه اختیارات خبیث». این نشان می‌دهد که مولانا بر دشواریِ انتخاب و قدرت وسوسهٔ «اختیارات خبیث» وقوف کامل دارد و می‌فهمد که چگونه حتی در مسیر حق، پای انسان در گِلِ شک و تردید و بزدلی می‌ماند. این «امانتی» که در قرآن به انسان‌ها سپرده شد و کوه‌ها و دریاها از حمل آن سر باز زدند، در تفسیر مولانا همین اختیار است؛ اختیاری که گرچه موهبتی الهی است، اما می‌تواند منشأ سوءانتخاب‌ها و بددلی‌ها شود. بنابراین، بیت م۶:۱۹۹ نه صرفاً یک قضاوت تاریخی، که مدخلی عمیق به فهم رابطهٔ پیچیدهٔ لطف الهی و اختیار انسانی است.

نکات کلیدی

  • شجاعت ایمان حقیقی از جذبهٔ حق برمی‌خیزد و ترسی از ملامت و قضاوت مردم ندارد.
  • مولانا ضعف ارادهٔ انسانی (بددلی) را در پیوند با عدم دریافت لطف پیشین الهی یا عدم پاسخ به جذب حق می‌بیند.
  • قضاوت تاریخیِ مولانا دربارهٔ ابوطالب، تعمیمی است بر چالش جهانی انسان در برابر فشار اجتماعی و نفاق.
  • این بیت مدخلی است برای مولانا تا به موضوع اساسی «اختیار» بپردازد و دشواری انتخاب‌های انسانی را گوشزد کند.
  • «امانت» الهی که انسان پذیرفت، در دیدگاه مولانا همان موهبت و در عین حال بارِ سنگینِ اختیار و آزادی انتخاب است.

Sources: d6-s05 · 24:52 d6-s05 · 25:35 d6-s05 · 25:48

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.