قرائت دفتر ۶ بخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرم بیت ۲۰۶۵

M6:2065 — کین اباحت زین جماعت فاش شد / رخصت هر مفسد قلاش شد

کین اباحت زین جماعت فاش شدرخصت هر مفسد قلاش شد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2065

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون این بی‌بندوباری و مباح‌دانستنِ هر کار از جانب این گروه (صوفیانِ مدعی) آشکار گشت، دستاویز و مجوزی شد برای هر فاسدِ شیادی. معنا: مولانا در این بیت، از طریق زبانِ همسر شیخ، به نقد تند صوفیانی می‌پردازد که با مباح‌شمردنِ محرمات و انکارِ احکامِ شریعت، راه را برای هر مفسد و شیادی باز کردند تا به نام دین، بی‌پروایی کنند.

شرح

در این بیت، مولانا از زبان همسر شیخِ داستان، که زنی نکته‌سنج و تیزبین است، نقدی تند و بی‌پرده را بر گروهی از صوفیان مطرح می‌کند؛ نقدی که بی‌شک بیانگر دغدغه و موضع خودِ مولاناست. او به صراحت می‌گوید که «اباحی‌گری»، یعنی مباح شمردنِ همه‌کارها و عدم رعایتِ حلال و حرام، از جانبِ «این جماعت» یعنی همان صوفیانِ مدعی، آشکار و رایج شد. این گروه از صوفیان که مولانا آن‌ها را «اباحی‌مشرب» می‌خواند، بر این باور بودند که پس از رسیدن به مقامی بلند از عرفان، دیگر احکام شریعت و فرامینِ حلال و حرام بر آن‌ها جاری نیست. ایشان خود را فراتر از قیودِ شرعی می‌دیدند، درست همانندِ ملائکه که امر و نهی ندارند. این طرز فکر از خطرناک‌ترین انحرافاتِ صوفیانه بود که عالمان بزرگی چون غزالی نیز به شدت با آن مبارزه کردند. غزالی در «احیاءالعلوم» و «کیمیای سعادت»، اباحی‌گرایان را بدتر از کفار می‌دانست و حتی فتوای قتل آن‌ها را صادر کرده بود؛ چرا که کافر تکلیفش معلوم است، اما اینان با پوشش اسلام، دین را از درون تهی می‌کردند. مولانا تفاوت آشکاری میان این اباحی‌گرایان و صوفیانِ ملامتیه یا قلندریه می‌بیند. ملامتیان، از جمله حافظ که ما او را جزو این طایفه می‌دانیم، عمداً اعمالی را انجام می‌دادند که در ظاهر زشت و گناه محسوب می‌شد؛ اما هدفشان ملامت دیدن از سوی خلق و شکستنِ نفسِ خودپرستشان بود، نه اینکه اعتقاد داشته باشند احکام شریعت از آن‌ها برداشته شده است. آن‌ها می‌خواستند از چشمِ مردم بیفتند تا گرفتار غرور و کبر نشوند، اما اباحی‌گرایان با نیتی متفاوت، اساساً قیدوبند شرع را از خود برمی‌داشتند. نتیجهٔ این اباحی‌گری، آن شد که به قول مولانا: «رخصت هر مفسد قلاش شد». یعنی این رویکردِ مباح‌شمردنِ گناهان، بهانه‌ای شد برای هر فردِ فاسد و شیادی (قلاش به معنای کلاش و شیاد) تا به راحتی از دایرهٔ شرع و اخلاق بیرون برود و هر غلطی که می‌خواهد مرتکب شود، به نامِ سلوک عرفانی توجیه کند. این بیت نشان می‌دهد که مولانا، با وجود تأکید بر عشق و باطن، هرگز از اهمیت «شرع و تقوا» و «آداب» غافل نبوده و انحرافاتی چون اباحی‌گری را خطری جدی برای دین و اخلاق می‌دانسته است. این اعتراض مولانا به روشنی نشان‌دهندهٔ پایبندی او به اصولِ شریعت است و او این گونه تزویر و کج‌روی را به شدت ملامت می‌کند.

نکات کلیدی

  • مولانا اباحی‌گری را انحرافی خطرناک در سلوک صوفیانه می‌داند.
  • اباحی‌گری به معنای ادعای فراتر رفتن از احکام شریعت و حلال و حرام است.
  • این رویکرد، دستاویزی برای شیادان و مفسدان می‌شد تا گناهان خود را توجیه کنند.
  • مولانا میان اباحیون و ملامتیه یا قلندریه، که هدفشان شکستن نفس بود نه نقض شریعت، تمایز قائل است.
  • پایبندی به شرع و تقوا حتی در اوج عرفان، دغدغهٔ اصلی مولاناست.

Sources: d6-s46 · 21:40:00 d6-s46 · 22:43:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.