قرائت دفتر ۶ بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتن بیت ۲۰۸۸

M6:2088 — جزو سوی کل دوان مانند تیر / کی کند وقف از پی هر گنده‌پیر

جزو سوی کل دوان مانند تیرکی کند وقف از پی هر گنده‌پیر
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2088

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جزو (روح) مانند تیری که به سوی هدف روان است، بی وقفه به سوی کل (خداوند) می‌شتابد؛ چگونه ممکن است در مسیر هر گنده‌پیر (مانع بی‌ارزش) توقف کند؟ معنا: روح انسان، که جزئی از هستی مطلق است، همواره با سرعت و قاطعیت به سمت مبدأ و غایت خود در حرکت است و هیچ مانع یا شخص بی‌مقداری نمی‌تواند این سیر ذاتی و الهی را متوقف یا کند سازد.

شرح

این بیت، فلسفهٔ حرکت و سلوک در نگاه مولانا را به تمام و کمال به تصویر می‌کشد. من معتقدم این سخن او، ناظر به حقیقت وجودی هر ذره از کائنات است که «إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»؛ همه به سوی او بازمی‌گردیم. اما عارف، این بازگشت را آگاهانه، قاطعانه و بی‌وقفه صورت می‌دهد. «جزو سوی کل دوان مانند تیر»، یعنی این حرکت ذاتی است و با تمام سرعت و بی‌هیچ تأملی باید به پیش رفت. سرعت و بی‌توقفیِ تیر، تمثیلی است برای عزیمت و ارادهٔ راستین سالک.

مسئله‌ای که مولانا اینجا مطرح می‌کند، مسئلهٔ «وقف» است. آیا این حرکت بنیادی می‌تواند برای «هر گنده‌پیر» متوقف شود؟ پاسخ قاطعانه، «کی کند» است؛ یعنی هرگز! «گنده‌پیر» را می‌توان به معنای هر مانعِ سطحی، هر دعوت به توقف، یا هر مروجِ وعده‌های آینده و دور از «نقد حال» تفسیر کرد. آنانی که سالک را به زهد بی‌حاصل، به عبادات بی‌جان، یا به پاداش‌های موعودِ اخروی که در این جهان محصولی ندارند، فرامی‌خوانند، در واقع مانعِ این حرکت تیرگون می‌شوند.

من این را بارها گفته‌ام که نزد مولانا، وصول به حقیقت، محصولی است «نقد» و نه «نسیه». عارف، «پیر مغان»ی است که وعده را نقد می‌کند و همین‌جا، در همین دنیا، حاصلِ سلوک را به جان سالک می‌ریزد، نه آن «شیخ»ی که تنها وعدهٔ بهشت و ثوابِ آینده را می‌دهد. «زهد» نزد مولانا، کاشتن و کوشیدن است و «معرفت» روییدن و درو کردن آن کشت. این محصول، باید در همین دنیا، در جان سالک، خود را بنمایاند؛ یعنی تغییر و تحول درونی‌ای که هویدا و محسوس است.

بنابراین، این حرکت به سوی کل، آنچنان حیاتی، ضروری و ذاتی است که به هیچ مانع ظاهری و هیچ «گنده‌پیر»ی مجال توقف نمی‌دهد. روح تشنهٔ وصال، همچون تیری رها شده از کمان، تنها مقصد را می‌بیند و با تمام قوا به سوی آن می‌شتابد.

نکات کلیدی

  • سیر معنوی روح به سوی خداوند ذاتی و ناگزیر است.
  • این حرکت باید با قاطعیت و سرعت، مانند شلیک تیر، ادامه یابد.
  • هیچ مانع ظاهری یا دعوت‌کننده به توقف، نباید سالک را از مسیر بازدارد.
  • عرفان محصول «نقد» است؛ پاداش و دگرگونی معنوی همین‌جا و اکنون حاصل می‌شود، نه با وعده‌های آینده.
  • زهد و تلاش تنها بذر کاشتن است؛ معرفت، برداشت محصول و تغییر حال درونی است.
  • «گنده‌پیر» نماد موانع سطحی، ریاکارانه یا معطل‌کننده در راه حقیقت است.

Sources: d6-s47 · 00:50:04

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.