قرائت دفتر ۶ بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم بیت ۲۱

M6:21 — قند او را بد مدد از بحر جود / پس ز سرکهٔ اهل عالم می‌فزود

قند او را بد مدد از بحر جودپس ز سرکهٔ اهل عالم می‌فزود
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:21

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: به قندِ او، از دریای بخشش الهی مدد می‌رسید، پس از آن، سرکهٔ اهل عالم بر حلاوتش می‌افزود.

معنا: این بیت بیانگر آن است که هرچند مردم با بدخلقی و تلخی (سرکه) با ولی خدا روبرو می‌شدند، اما لطف و بخشش بی‌کران الهی (بحر جود) شیرینی (قند) او را فزونی می‌بخشید و این تلخی‌های بیرونی در حقیقت به حلاوت درونی او می‌افزود.

شرح

این بیت شاهدی است بر حکمت متعالی مولانا در باب نظام آفرینش و تدبیر الهی که در آن، اضداد نه برای تقابل، بلکه برای تکمیل و تعالی یکدیگر موجودند. مولانا در اینجا به تمثیل «سکنجبین» پناه می‌آورد؛ ترکیبی از سرکه (خل) و انگبین (شکر) که هر یک به تنهایی ممکن است برای برخی مزاج‌ها مضر باشند، اما در امتزاج، نوشابه‌ای متعادل و مفید می‌سازند. این تمثیل کلیدی، جهانی‌بینی مولانا را بازتاب می‌دهد که در آن، «قهر» و «لطف» الهی، «زشتی» و «زیبایی»، «تلخی» و «شیرینی» همواره در هم تنیده‌اند. این‌گونه نیست که بتوان سرکه‌ها را دور ریخت و تنها انگبین‌ها را نگاه داشت؛ هر دو به فرمان الهی پدید آمده‌اند و در نظام هستی نقش خود را ایفا می‌کنند.

من می‌بینم که مولانا می‌گوید جهان، چونان یک سکنجبین بزرگ است که هم سرکه دارد و هم شکر. سرکه نمادی از قهر الهی است، از آن چه به ظاهر تلخ و خشن و مضر می‌نماید. اما شکر یا انگبین، نشانهٔ لطف الهی است، آنچه نیکو و شیرین جلوه می‌کند. مهم این است که این دو، نه تصادفی، بلکه با حساب و حکمتی در جهان پدیدار شده‌اند و نه به فرمان ما می‌آیند و نه به فرمان ما می‌روند. تدبیر الهی اقتضا می‌کند که این دو با هم باشند و اتفاقاً، از ترکیب آن‌ها یک شیء ثالث مفید پدید می‌آید که زیان هیچ‌کدام را ندارد و فواید هر دو را در خود جمع کرده است. این نگاه، فراتر از دیدگاه صرفاً اخلاقی یا زیبایی‌شناختی به جهان است که تنها بر نیکی و زیبایی تمرکز دارد و از شر و زشتی می‌گریزد؛ بلکه از حکمت ژرف‌تری سخن می‌گوید که این اضداد را اجزای ضروری یک کل متعادل می‌داند.

مولانا این ایده را با ذکر داستان نوح به اوج می‌رساند. می‌گوید در طول نهصد سال دعوت نوح، قومش بر او «سرکه‌ها می‌ریختند»، یعنی با ترشی و تلخی و بدخلقی با او مواجه می‌شدند. اما در مقابل این «سرکهٔ اهل عالم»، «بحر جود» الهی، یعنی دریای بی‌کران بخشش و کرم خداوند، به «قند» نوح مدد می‌رساند. نکتهٔ شگفت‌انگیز این است که بیت نمی‌گوید قندِ نوح با این سرکه‌ها حفظ می‌شد، بلکه می‌گوید «پس ز سرکه اهل عالم می‌فزود»، یعنی قندِ او از این سرکه‌ها بیشتر می‌شد. این یعنی مقابله با سختی‌ها و تلخی‌های دنیا، نه تنها اولیا را نمی‌شکند، بلکه به حلاوت درونی و استواری باطنی‌شان می‌افزاید. گویی سکنجبین وجودشان با این سرکه‌ها شیرین‌تر و نافع‌تر می‌گردد.

این درسی عظیم است؛ بدان معنا که عالم و مصائب آن را نباید صرفاً از منظر تضاد دید، بلکه باید از دریچهٔ همکاری اضداد در جهت تکامل نگریست. آن چه ما «بد» می‌نامیم، یا آن چه به ظاهر برای ما مضر است، لزوماً خلل در کار آفرینش نیست، بلکه ممکن است جزئی از نظامی باشد که محور آن، «آدمیان» نیستند. این جهان‌بینی عمیقاً پلورالیستی، امکان ظهور هم‌زمان «سگ» و «ماه» را می‌پذیرد و معتقد است هر یک بر خلقت خود می‌تند و در این تفاوت‌هاست که نظام هستی به کمال می‌رسد.

نکات کلیدی

  • جهان آمیزه‌ای از قهر و لطف الهی است که در آن، اضداد برای تعادل و تعالی موجودند.
  • اولیای الهی، تلخی‌ها و سختی‌های عالم را به حلاوت درونی و استواری باطنی خویش بدل می‌کنند.
  • مخالفت‌های بیرونی، اراده و شیرینی باطنی ولی خدا را نه تنها تضعیف نمی‌کند بلکه فزونی می‌بخشد.
  • تدبیر الهی (قضا) از ترکیب اضداد، چون سرکه و شکر، نتیجه‌ای متعادل و نافع (سکنجبین) خلق می‌کند.
  • انسان معیار مطلق آفرینش نیست؛ خیر و شر، تلخی و شیرینی، نسبتی حکیمانه در کلیت هستی دارند.

Sources: d6-s01 · 00:47:25 d6-s01 · 00:50:51 d6-s01 · 00:55:19

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.