قرائت دفتر ۶ بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشه بیت ۲۱۵۱

M6:2151 — بی ز ضدی ضد را نتوان نمود / وان شه بی‌مثل را ضدی نبود

بی ز ضدی ضد را نتوان نمودوان شه بی‌مثل را ضدی نبود
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2151

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بدون وجود ضد، ضد را نتوان نمایان کرد؛ و آن پادشاه بی‌مانند، ضدی نداشت. معنا: این بیت اشاره دارد به اینکه برای شناخت یک چیز، غالباً نیازمند شناخت ضد آن هستیم، اما خداوند که یکتای بی‌همتاست، هیچ ضدی ندارد، پس راه شناخت او از این مسیر ممکن نیست.

شرح

پس از اتمام داستان عارف و همسرش و جمع‌بندی‌های مولانا در باب صبر بر جفای خلق و صیقل یافتن آینه ضمیر برای نیل به معرفت و پرواز، مولانا به نکته‌ای تازه و بس عمیق اشاره می‌کند که متضمن مسائل بسیار است. ایشان در این ابیات، ابتدا به حدیث قدسی معروف «کنت کنزاً مخفیاً فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف» اشاره می‌کند؛ روایتی که گرچه از نظر سند متقن نیست، اما در میان عارفان و صوفیان شهرت و مقبولیت فراوانی یافته و تکیه‌گاه بسیاری از سخنان آنان، از جمله مولانا و حافظ، است. مولانا می‌فرماید که مراد و حکم یزدان غفور از قدیم‌الایام و از ازل، تجلی و ظهور خویش بوده است. خداوند می‌خواسته که شناخته شود و خود را بنمایاند، و به همین دلیل دست به آفرینش زده است. حافظ نیز در غزل مشهور «طفیل هستی عشقند آدمی و پری» همین مضمون را بیان می‌کند که انسان و پری، فرآورده و طفیلی عشق الهی‌اند؛ عشقی که منظور همان خواست خداوند برای ظهور و آشکار کردن خویش است. اگر این خواست نبود، نه آدمیان و نه فرشتگان، هیچ یک به عرصه وجود نمی‌آمدند و خداوند گنجی پنهان باقی می‌ماند. اما مولانا پس از طرح این مقدمه، بلافاصله به یک پارادوکس معرفتی اشاره می‌کند که جوهر این بیت است: «بی ز ضدی ضد را نتوان نمود». ما موجودات متضاد را، همچون روشنایی و تاریکی، با تقابل و مقایسه می‌شناسیم. شناخت بسیاری از امور در گرو شناخت ضد آنهاست. اما پرسش اینجاست که چگونه می‌توان خداوند را شناخت؟ پاسخ مولانا واضح و قاطع است: «وان شه بی‌مثل را ضدی نبود». آن پادشاه بی‌نظیر، آن حقیقت بی‌همتا که خداوند است، هیچ ضدی ندارد. او بی‌مثال است و در غایت یگانگی. بنابراین، راه معمول شناخت که از طریق تقابل و ضدیت است، در مورد خداوند بسته است. اینجاست که مولانا باب جدیدی از معرفت را می‌گشاید و به ما می‌آموزد که شناخت حق، نه از طریق عقل جزئی و تمایزات، بلکه از راه دیگر و از طریق کشف و شهود میسر است.

نکات کلیدی

  • شناخت از طریق تقابل: برای نمایان شدن یا شناخت یک چیز، غالباً نیاز به وجود ضد آن داریم.
  • معضل شناخت خداوند: خداوند یکتای بی‌همتاست و ضدی ندارد، بنابراین راه شناخت او از طریق تقابل ممکن نیست.
  • تجلی و ظهور الهی: خواست ازلی خداوند، شناخته شدن و آشکار ساختن خویش بوده است.
  • گنج پنهان: این ابیات با تکیه بر حدیث قدسی «کنت کنزاً مخفیاً» بر خواست خدا برای آفرینش و خودنمایی تأکید دارد.

Sources: d6-s49 · 00:06:00 d6-s49 · 00:07:26

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.