قرائت دفتر ۶ بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة بیت ۲۱۶۹

M6:2169 — لقمه‌ای را که ستون این تنست / دفع تیغ جوع نان چون جوشنست

لقمه‌ای را که ستون این تنستدفع تیغ جوع نان چون جوشنست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2169

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: لقمه‌ای که ستون این بدن است، نان همچون جوشن، تیغ گرسنگی را دفع می‌کند.

معنا: این بیت بیان می‌دارد که نان، نه تنها خوراک اصلی و حیات‌بخش بدن است، بلکه چون زرهی تن را از گزند تیغ گرسنگی محافظت می‌کند.

شرح

این بیت، در نگاه نخست، بیانی ساده از کارکرد نان به عنوان قوت اصلی و سپر بدن در برابر گرسنگی است. لقمه نانی که خورده می‌شود، ستون حیات ماست، و همانند زرهی محکم، تیغ بُرندهٔ جوع را از ما دور می‌کند. اما مولانا، و به تبع او من، این را مقدمه‌ای برای یک حقیقت عمیق‌تر می‌دانیم؛ حقیقتی که در ابیات پسین آشکار می‌شود: نقش قهر الهی در دگرگونی نعمت‌ها به نقمت‌ها. هر آنچه در عالم مادی به ظاهر خیر و سودمند است، فی‌الواقع موجودیت و کارکردش وامدار اراده و عنایت حق است. اگر خداوند قهر خود را در آن شیء قرار دهد، ماهیتش دگرگون می‌شود و از ابزاری برای حیات به عاملی برای ممات تبدیل می‌گردد.

به فرمایش مولانا، اگر خداوند قهری در همان نان ما بنهد، آن نان که باید حافظ جان باشد، ناگهان تبدیل به خناق، یعنی دیفتری، می‌شود و گلوی تو را می‌گیرد و تو را خفه می‌کند. این لباسی که مجیر و پناه‌دهنده از سرماست، اگر حق اراده کند، مزاج زمهریر به خود می‌گیرد و تو را منجمد می‌کند. حتی لطیف‌ترین پوشش‌ها، همچون وشق یا حریر، که باید مایهٔ آرامش باشند، می‌توانند چنان نفوذکننده‌ای شوند که انسان از آنها به سردی زمهریر پناه ببرد. این همان حقیقت اضداد است که بر عالم حکمفرماست؛ هر چیزی می‌تواند در لحظه‌ای به ضد خود تبدیل شود، و این دگرگونی تابع عوامل پنهان و آشکار متعددی است: ارادهٔ الهی، تقدیر، و البته اعمال و رفتار خود ما.

این بینش، تفسیری ژرف‌تر از واقعیت ارائه می‌دهد که فراتر از علل و معلول‌های سطحی است. همچنان که در تاریخ اقوام گذشته شاهد بوده‌ایم: قوم ثمود با صیحه‌ای مهلک نابود شدند، قوم عاد با بادی سوزان و تیزرو از میان رفتند، و قارون با گنج‌هایش در زمین فرو رفت. در تمام این موارد، خداوند از ابزارهای بظاهر طبیعی و روزمره برای اجرای قهر خویش بهره می‌گیرد. اینگونه نیست که خداوند فقط با معجزات غیرعادی قهر خود را اعمال کند؛ بلکه همین نان و آب، همین هوا و لباس، اگر قهر حق در آنها نهاده شود، می‌توانند به مهلک‌ترین عوامل بدل شوند. این نشان می‌دهد که هیچ شیئی در عالم، به خودی خود، خیر مطلق یا شر مطلق نیست؛ بلکه ماهیت حقیقی و کارکرد نهایی آن در گرو مشیت الهی است. ما نمی‌توانیم به هیچ یک از اسباب مادی اطمینان کامل داشته باشیم، زیرا هر لحظه ممکن است صورتشان و سیرتشان دگرگون شود و آنچه مایهٔ حیات می‌پنداشتیم، بلای جان گردد. اینجاست که مولانا با زبان شیرین خود، ما را به ورای ظواهر دعوت می‌کند تا با چشم بصیرت به واقعیت بنگریم و سرچشمهٔ حقیقی سود و زیان را دریابیم.

نکات کلیدی

  • هر خیری در عالم مادی، موجودیت و کارکردش را وامدار اراده و عنایت الهی است.
  • اگر قهر الهی در چیزی قرار گیرد، ماهیت آن از خیر به شر، و از نعمت به نقمت دگرگون می‌شود.
  • نان که حیات‌بخش است، می‌تواند همچون دیفتری گلوگیر شود اگر مشیت حق بر آن قرار گیرد.
  • لباس گرم می‌تواند به خودی خود موجبات سرما را فراهم آورد؛ هر چیزی می‌تواند به ضد خود بدل شود.
  • اسباب مادی به خودی خود نه خیرند نه شر؛ بلکه ماهیت نهایی‌شان در گرو مشیت الهی است.

Sources: d6-s49 · 05:56:30 d6-s49 · 05:57:30 d6-s49 · 05:58:38

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.