قرائت دفتر ۶ بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن بیت ۲۳۷۳

M6:2373 — زیرکان با صنعتی قانع شده / ابلهان از صنع در صانع شده

زیرکان با صنعتی قانع شدهابلهان از صنع در صانع شده
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2373

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرکان به آفرینش (صنع) بسنده کرده و سرگرم آن شده‌اند؛ حال آنکه ابلهان، از آفرینش عبور کرده و در آفریننده (صانع) مستغرق گشته‌اند. معنا: این بیت تفاوت رویکرد هوشمندان دنیوی و ساده‌دلان را در مواجهه با جهان هستی بیان می‌کند: هوشمندان در پیچیدگی‌های جهان و مصنوعات آن متوقف می‌مانند، در حالی که ابلهانِ ساده‌دل از این وسائط عبور کرده و به سرچشمهٔ هستی، یعنی خالق، واصل می‌شوند.

شرح

در این بیت، مولانا زیرکی را نه به معنای هوشمندی راستین، بلکه به مفهوم زیرکیِ اهل دنیا و نوعی «دانستنِ سطحی» به کار می‌برد که مانع ادراک حقیقت می‌شود. در واقع، این زیرکی نوعی دام است که انسان را در برد و طمع و کبر گرفتار می‌کند و او را از شکست و نیاز حقیقی دور می‌سازد؛ حال آنکه، همان‌طور که پیش‌تر هم گفته‌ام، «گولی» و «احمقی» مورد ستایش مولانا، احمقی مبارکی است که دل را پر صدق و جان را پر صفا می‌کند. این همان گولی‌ای است که از آن سرچشمهٔ نیاز و تهیدستی برمی‌خیزد.

من این معنا را بارها در سخنرانی‌هایم تکرار کرده‌ام که زیرکان، یعنی آن کسانی که خود را باهوش و خردمند می‌پندارند، اتفاقاً اهل واسطه‌اند. چشمانشان به «صنع» می‌افتد، به مصنوعات و مخلوقات، و همان‌جا سرگرم و قانع می‌شوند. از «صانع» و خالق اصلی غافل می‌مانند و این را نهایت زیرکی خود می‌شمارند. این دقیقاً مانند آن است که کسی ماشینی پیچیده را به دست گیرد و به جای آنکه بیندیشد که مهندس و صانع این دستگاه کیست و چگونه آن را ساخته، خود را تنها مشغول ریزه‌کاری‌های ماشین کند و از پرسش اصلی غافل بماند. چنین کسی به «صنعت» قانع شده است.

اما «ابلهان» یا همان غیر زیرکان، این‌ها اتفاقاً سریع به سراغ مقصد اصلی می‌روند. صنع را مانند یک پرده یا واسطه پشت سر می‌گذارند و آن را تعطیل می‌کنند و به تعبیر دیگر مولانا، اگر عده‌ای از روی دودی که از پشت دیوار برخاسته به وجود آتش پی می‌برند، ابلهان خود را وسط آتش می‌یابند و دیگر نیازی به دلیل و دود ندارند. آن‌ها واسطه را کنار گذاشته و از صنع در صانع می‌شوند و با خود صانع تماس می‌گیرند. در واقع، صنع برای این بوده است که ما از آن با صانع آشنا شویم؛ درست مانند دلاله‌ای که در روزگاران گذشته، دختری را به پسری معرفی می‌کرد. اگر کسی به جای آنکه با آن دختر ازدواج کند، مشغول خود دلاله شود، او نیز به واسطه قانع شده است. این ابلهان، بی‌واسطه و بی‌حجاب به ماورای حجاب می‌اندیشند.

این نکته‌ای عمیق و به‌غایت مهم است که ریشه‌هایش را حتی در متون مقدس مسیحی هم می‌توان یافت. همان‌طور که در انجیل متا آمده است، عیسی مسیح می‌فرماید: «ای پدر، ای خدای آسمان و زمین، من تو را شکر می‌گویم، زیرا این امور را از حکما و علما مستور داشتی و برای بسیط‌ها (ابلهان و ساده‌دلان) آشکار ساختی.» این تعبیر به روشنی نشان می‌دهد که پاره‌ای از اسرار الهی برای «حکما» نیز پوشیده می‌ماند و آن‌ها را گیج می‌کند، در حالی که «ساده‌دلان» و «صادقان» به‌سهولت آن را درمی‌یابند. مولانا با این بیت، همان روحیهٔ انجیلی را در بستر عرفان اسلامی بازتاب می‌دهد؛ روحیهٔ تسلیم و بندگی کودکانه که کودک دست و پا را کنار مادر می‌گذارد و به او تکیه می‌کند. این زیرکیِ حقیقی، پرهیز از زیرکی‌های دنیوی است که ما را به «بی‌خبری» رهنمون می‌شود.

نکات کلیدی

  • «زیرکی» در این بیت، نشانه‌ای از هوشمندی سطحی و دنیوی است که مانع ادراک حقیقت می‌شود، نه هوشمندی راستین.
  • فرد «زیرک» به جای عبور از «صنع» (مخلوقات) برای رسیدن به «صانع» (خالق)، در جزئیات و واسطه‌های عالم طبیعت متوقف می‌شود.
  • «ابلهان» یا «ساده‌دلان» کسانی هستند که با گذر از مصنوعات، مستقیم و بی‌واسطه به سرچشمهٔ هستی متصل می‌شوند.
  • این رویکرد مولانا با آموزه‌های انجیلی در مورد دریافت حقیقت توسط «بسیط‌ها» (ساده‌دلان) در تضاد با «حکما و علما» هم‌سو است.
  • مقصد نهایی، ارتباط مستقیم و بی‌حجاب با صانع است، و تعلق به واسطه‌ها، نوعی غفلت از هدف اصلی است.

Sources: d6-s55 · 52:16 d6-s55 · 53:45 d6-s55 · 56:20

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.