قرائت دفتر ۶ بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود بیت ۲۳۷۹

M6:2379 — در قفس افتند زاغ و جغد و باز / جفت شد در حبس پاک و بی‌نماز

در قفس افتند زاغ و جغد و بازجفت شد در حبس پاک و بی‌نماز
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2379

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در قفس، کلاغ و جغد و باز با هم می‌افتند، و در این زندان، پاک و بی‌نماز جفت یکدیگر می‌شوند.

معنا: این بیت بیانگر اختلاط و همزیستی اجباری انواع گوناگون موجودات، از جمله نیک و بد، در این جهان است که خود به مثابه زندانی موقت است. این آمیختگی ظاهری، نشان‌دهندهٔ ماهیت موقت و درهم‌تنیدهٔ هستی زمینی ماست.

شرح

این بیت در میانهٔ داستان «سه مسافر» می‌آید؛ حکایتی که مولانا از شمس تبریزی گرفته است تا از آن نکته‌های سترگ هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی بیرون بکشد. مولانا با لحنی قاطع، می‌گوید که این دنیا ماهیت یک قفس یا زندان را دارد که در آن انواع گوناگون موجودات، خواه پاک و خواه ناپاک، خواه مؤمن و خواه گمره‌رو، گرد هم آمده‌اند. این اختلاط و آمیختگی که ما در جامعه و در هستی می‌بینیم، امری تصادفی نیست، بلکه مقتضای تقدیر الهی است.

شما در نظر بگیرید که چگونه «زاغ و جغد و باز» — که در عالم طبع و سرشت با هم بیگانه و حتی متخاصم‌اند — گاه در یک قفس کنار هم می‌نشینند. یا چگونه در یک زندان، ممکن است انسان‌های پاک‌سیرت و اهل عبادت، در کنار بی‌نمازان و ناپاک‌کاران حبس شوند. این تمثیلی دقیق از وضعیت ما در این جهان است؛ عالمی که در آن، «پاک و بی‌نماز» جفت یکدیگر شده‌اند.

اما این درهم‌آمیختگی، به معنی تساوی یا وحدت ماهوی نیست؛ بلکه صرفاً همزیستی‌ای اجباری و گذراست. این جهان را مولانا همچون کاروان‌سرایی می‌داند که مسافرانی از شرق و غرب و ماوراء را در شبی طوفانی و پربرف، موقتاً کنار هم جمع می‌کند. آنها به ظاهر هم‌سفره و هم‌راهند، اما باطن و مقصدشان یکسان نیست. همان‌گونه که مولانا در جایی دیگر تصریح می‌کند: «خلق در بازار یکسان می‌روند / نیم در ذوق‌اند و نیمی دردمند». ظاهراً همه یکسانیم، اما درون و انگیزه‌هایمان متفاوت است. وقتی که قفس‌ها گشوده شوند، هر پرنده‌ای به سوی آشیان و مقصد حقیقی خود پرواز خواهد کرد.

این درسی بنیادین است از پلورالیسم نجات که مولانا مکرراً بر آن تأکید دارد؛ اینکه ظاهر آدمیان، خواه یهودی، خواه ترسا یا مسلمان، نباید ما را به قضاوت نهایی وا دارد. زیرا این قفس دنیا، جایگاه اختلاط‌هاست و نه تمایزات نهایی. همان‌طور که می‌فرماید: «هیچ کافر را به خواری منگرید / که مسلمان مردنش باشد امید».

نکات کلیدی

  • این جهان، قفسی موقت است که انواع گوناگون موجودات را، نیک و بد، در کنار هم گرد می‌آورد.
  • همزیستی ظاهری در این دنیا، بازتاب تقدیر الهی و سرشتی موقت دارد.
  • آمیختگی‌های این جهان، به معنای وحدت ماهوی یا تساوی باطنی نیست.
  • ظاهر افراد نباید مبنای قضاوت نهایی ما قرار گیرد، زیرا درون‌ها و مقاصد متفاوت‌اند.
  • مولانا بر پلورالیسم نجات تأکید می‌کند؛ اینکه هیچ کس را نباید از رحمت الهی دور شمرد.

Sources: d6-s56 · 15:58 d6-s56 · 17:33 d6-s56 · 00:28:38

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.