قرائت دفتر ۶ بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود بیت ۲۳۸۴

M6:2384 — پر گشاید پیش ازین بر شوق و یاد / در هوای جنس خود سوی معاد

پر گشاید پیش ازین بر شوق و یاددر هوای جنس خود سوی معاد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2384

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیش از اینکه این قفس گشوده شود، هر روحی با شوق و یادِ اصل خویش بال و پر می‌گشاید، در آرزوی بازگشت به سوی معاد و جنس خود. معنا: این بیت به اشتیاق درونی و دائمی روح اشاره دارد که حتی پیش از آزادی از بندِ جسم و دنیا، به یاد سرچشمه و اصل خود است و در هوای بازگشت به آن به پرواز درمی‌آید.

شرح

این بیت گویی از زبان پرندگانی‌ست که در قفسی گرفتار آمده‌اند، اما پیش از آنکه قفس شکسته شود و راه آزادی گشوده گردد، آنها با شوق و یاد مبدأ خود، بال‌های خویش را برای پرواز می‌گشایند. مولانا در این تمثیل، این وضعیت را به انسان‌ها در این جهان تشبیه می‌کند؛ ما نیز همچون آن پرندگان، گرچه در بند جسم و دنیا گرفتاریم، اما روانی در درون داریم که پیوسته در هوای «جنس خود» و «معاد» خویش است. «پیش از این» به معنای پیش از گشایش کامل راه و فرارسیدن مرگ است؛ یعنی این شوق و یاد، مقدمه و آمادگی برای آن بازگشت بزرگ است.

مولانا در اینجا بر دو رکن اساسی تأکید می‌کند: «شوق» و «یاد». شوق، همان کشش قلبی به سوی مقصد است و یاد، همان حافظهٔ ازلی و غریزی روح از وطن اصلی‌اش. این دو عامل هستند که روح را به پرواز درمی‌آورند، حتی اگر بال‌ها فعلاً توانِ پروازی مادی نداشته باشند: «پر گشاید هر دمی با اشک و آه / لیک پریدن ندارد روی و راه.» این حرکت، حرکتی درونی است و نشان‌دهندهٔ آن است که حتی در اسارت، روح دست از طلب نمی‌کشد و ارادهٔ بازگشت در آن زنده است.

این نکته‌ای بس مهم در فهمِ روانشناسی مولاناست که مسیر زندگی ما را نه فقط «فکر»ها، بلکه «انگیزه‌ها» و «آرمان»ها و «اراده»ها تعیین می‌کنند. در این بیت، شوق و یاد، همان انگیزه و اراده‌ای هستند که هویت حقیقی ما را شکل می‌دهند. مولانا مریدان را کسانی می‌داند که برای تیز کردن اراده‌شان به خانقاه می‌روند، نه صرفاً برای افزودن بر دانسته‌هایشان. مقصد و نهایت راهِ هرکس را، همان «شوق» او تعیین خواهد کرد: «ما به چی شوق داریم؟ اون نهایت مسیر ما رو معین خواهد کرد.» این «جنس خود» همان حقیقت وجودی هر ذره از عالم است که میل به بازگشت به اصل خویش دارد، درست مثل عناصر چهارگانه که پس از مرگ، هر یک به معدن و منشأ خود بازمی‌گردد. روح نیز از این قاعده مستثنی نیست و به سوی مبدأ متعالی خود کشش دارد.

نکات کلیدی

  • شوق و یاد، دو نیروی درونی هستند که روح را به سوی مبدأ خود می‌کشانند.
  • آمادگی برای بازگشت به اصل، پیش از آزادی کامل جسمانی آغاز می‌شود.
  • تعیین‌کنندهٔ نهاییِ مسیر هرکس، میل و اشتیاق قلبی اوست، نه فقط دانش یا فکر.
  • روح انسان ذاتاً به «جنس خود» و «معاد» خود گرایش دارد و این کشش، بنیادی و ازلی است.

Sources: d6-s56 · 15:58 d6-s56 · 17:33 d6-s56 · 23:15 d6-s56 · 24:15 d6-s56 · 25:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.