قرائت دفتر ۶ بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود بیت ۲۴۰۲

M6:2402 — چون نماز شام آن حلوا رسید / بود مؤمن مانده در جوع شدید

چون نماز شام آن حلوا رسیدبود مؤمن مانده در جوع شدید
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2402

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون وقت نماز شام رسید، آن حلوا آماده شد، در حالی که مؤمن در گرسنگی شدید مانده بود. معنا: این بیت آغازگر داستانی است از سه مسافر؛ حکایت می‌کند از مؤمنی که هنگام رسیدن شب، با وجود آماده بودن حلوا، هنوز در گرسنگی بسیار شدیدی به سر می‌برد.

شرح

این بیت سرآغاز روایتی است که مولانا آن را از شمس تبریزی اخذ کرده و با هنر بی‌نظیر خویش بسطی شگرف بخشیده است. داستان سه مسافر – یک جهود، یک ترسا و یک مسلمان – که حلوایی می‌یابند و تصمیم می‌گیرند آن را فردا پس از رؤیایی نیکو بخورند. اما مؤمن داستان، که به تعبیر مولانا در «جوع شدید» مانده و «صائم» است، نیمه‌شب از شدت گرسنگی برمی‌خیزد و حلوا را به تمامی می‌خورد.

مولانا در این بیت و ابیات بعدی، به دقت وضعیت این مؤمن را ترسیم می‌کند. او «مغلوب» است؛ مغلوب تصمیم جمعی که او را گرسنه نگه داشته و مغلوب گرسنگی سهمگین خود. اما دکتر سروش اشاره می‌کنند که این «مغلوب» بودن، صرفاً حکایت از ضعف یا جبر نیست، بلکه در بستر الهیاتی مولانا، گاهی اوضاع سخت و به ظاهر مغلوبانه، دریچه‌ای برای امداد غیبی و عنایت خداوند می‌شود. این گرسنگی شدید، نه نقص، که زمینه‌ساز رخدادی‌ست که در پایان داستان، مؤمن را برحق نشان می‌دهد و این دقیقاً همان طبیعتی‌ست که در مثنوی می‌یابیم؛ خداوند گاه از مجرای نیازهای عمیق و طبیعی آدمی، به او دستگیری می‌کند. این «جوع شدید» همان «حال» است که می‌تواند منجر به عمل غیرمنتظره و در نهایت، موجه گردد. این بیت تمهیدی است برای نشان دادن این نکته که چگونه نیازهای مبرم و از خود بی‌خود کننده، می‌تواند به راهی برای وصول و نجات بدل شود.

نکات کلیدی

  • مؤمن داستان، در پی گرسنگی شدید (جوع شدید) و وضعیت «مغلوب» خویش، به عملی دست می‌زند که از منظر عادی خلاف عرف است اما در پایان توجیه می‌یابد.
  • این گرسنگی شدید (جوع شدید) نمادی از «حال» مبرم و نیاز بنیادین است که می‌تواند اراده را به سویی خاص بکشاند.
  • امداد غیبی و عنایت الهی گاه از طریق نیازهای عمیق و به ظاهر مغلوبانهٔ انسان تجلی می‌یابد، نه لزوماً از طریق اعمال خشک عقلانی.
  • مولانا یک حکایت ساده از شمس را به فرصتی برای واکاوی شرایط روحی و الهیاتی تبدیل می‌کند، که در آن نیاز جسمانی به رخدادی معنوی می‌انجامد.

Sources: d6-s56 · 15:58:00 d6-s56 · 17:33:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.