قرائت دفتر ۶ بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود بیت ۲۴۱۴

M6:2414 — بود مغلوب او به تسلیم و رضا / گفت سمعا طاعة اصحابنا

بود مغلوب او به تسلیم و رضاگفت سمعا طاعة اصحابنا
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2414

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او با تسلیم و رضایت، مغلوبِ [خواستهٔ آن‌ها] بود؛ گفت: «ای دوستان ما، شنیدیم و اطاعت کردیم.»

معنا: این بیت نشان می‌دهد که مسافر مسلمان، با وجود گرسنگی، به تصمیم دو همسفر دیگرش با خشنودی و پذیرش کامل تن داد.

شرح

در این بیت، مولانا حکایت مسافری مسلمان را بازگو می‌کند که در سفری با دو همسفرِ یهودی و ترسا، قوت و غذایی یافته‌اند. مشکل آنجاست که یهودی و ترسا سیرند و می‌خواهند غذا را برای فردا نگه دارند و بنا بر شرطی (بهترین خواب)، آن را بخورند. اما مسلمان روزه‌دار و گرسنه است. اینجا مولانا وضع مسلمان را با کلمه «مغلوب» توصیف می‌کند: «بود مغلوب او به تسلیم و رضا».

بله، او از سوی دو همسفرش «مغلوب» بود؛ یعنی در موقعیتی قرار گرفته بود که ناچار بود به تصمیم آن‌ها تن دهد. اما نکتهٔ اساسی اینجا در ترکیب «تسلیم و رضا» نهفته است. او با اکراه و عناد تسلیم نشد، بلکه با پذیرش درونی و رضایت قلبی این وضعیت را قبول کرد. من این کلمه «مغلوب» را همواره به «مظلوم» پیوند می‌زنم؛ یعنی او در اینجا مظلوم واقع شده است. و اینجاست که امداد غیبی به سراغش خواهد آمد. خداوند به داد مظلوم می‌رسد و کسی که با تسلیم و رضا در موقعیت ضعف قرار می‌گیرد، دست الهی به یاری‌اش می‌شتابد.

سخن او، «سمعاً طاعةً اصحابنا»، به وضوح این تسلیم را نشان می‌دهد. این عبارتی‌ست که در فرهنگ اسلامی برای پذیرش کامل فرمان الهی یا فرمان ولیّ امر به کار می‌رود؛ «شنیدیم و اطاعت کردیم». اکنون این مسلمان این عبارت را در مواجهه با خواستهٔ دو همسفرش به کار می‌برد. این خود نشان از یک ادب والای باطنی و یک آمادگی روحی برای پذیرش تقدیر دارد. او نمی‌توانست از روی اجبار صرف، این سخن را بگوید، بلکه از عمق جان به آن رضایت داد. این همان چیزی‌ست که از او یک شخصیت سالک می‌سازد. او که جسمش در اوج نیاز بود، روحش بر جسم غالب گشت و به خاطر رعایت ادب رفاقت و باطنی، تن به تصمیمی داد که ظاهراً به زیان او بود. اما همین تسلیم و رضاست که در ادامهٔ داستان، برای او سرچشمهٔ خیر و برکت خواهد شد. او در اینجا ادب خود را به نمایش می‌گذارد و این ادب، او را به مقامی می‌رساند که در نهایت برندهٔ بازی می‌شود. او به معنای واقعی کلمه «تسلیم» شد و می‌دانست که در تسلیم است که فتح حاصل می‌شود.

نکات کلیدی

  • فضیلت تسلیم و رضا، حتی در مواجهه با ناعدالتی ظاهری.
  • امداد غیبی شامل حال کسانی می‌شود که با خشنودی و تسلیم، موقعیت‌های دشوار را می‌پذیرند.
  • اهمیت ادب باطنی و رعایت رفاقت، حتی در موقعیت گرسنگی و نیاز جسمانی.
  • پیروزی نهایی نه با لجبازی، بلکه با رضایت قلبی و تسلیم به تقدیر حاصل می‌شود.
  • نشانه‌های سالک واقعی در رفتارهای روزمره و پاسخ به موقعیت‌های دشوار آشکار می‌شود.

Sources: d6-s56 · 17:33:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.