قرائت دفتر ۶ بخش ۸۲ - مثل بیت ۲۴۷۰

M6:2470 — گرگ دریابد ولی را به بود / زانک دریابد ولی را نفس بد

گرگ دریابد ولی را به بودزانک دریابد ولی را نفس بد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2470

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر گرگ به ولیّ خدا دست یابد، بهتر است؛ زیرا نفس بد (انسان پلید) نیز به ولیّ خدا می‌رسد (و گزندش عمیق‌تر است). معنا: این بیت بیان می‌کند که شرارت و پلیدی انسان‌های بدطینت و نفس‌پرست، از گزند و آسیب یک حیوان درنده نیز بیشتر و عمیق‌تر است و به ولی خدا آسیبی بزرگ‌تر می‌رساند.

شرح

این بیت در میان حکایتی قرار می‌گیرد که مولانا در آن به رفتار فرومایگان (لئام) با پیران اشاره می‌کند. ماجرای قوچ، گاو و شتر و شرط‌بندی‌شان بر سر علف، به بحثی دربارهٔ بی‌حرمتی به بزرگان در روزگار مولانا می‌انجامد. شیخ ما به زیبایی شرح می‌دهد که مردم عوام، اگر هم به ظاهر خدمتی به شیخ و ولیّ خدا بکنند، حتماً «قرینه‌ای فاسد» و غرضی باطل در کارشان هست. اینجاست که مولانا سخنی تکان‌دهنده می‌گوید که در فهم ماهیت شر و بدی انسان بسیار کلیدی است.

من این بیت را چنین می‌فهمم: مولانا می‌فرماید که اگر ولیّ خدا به دام گرگی بیفتد و دریده شود، این بهتر است از آنکه نفس بدِ انسانی به او دست یابد و او را دریابد. چرا؟ زیرا گزندی که انسان گرگ‌صفت به ولیّ خدا می‌رساند، صدبار بدتر و عمیق‌تر از گزندی است که یک گرگ واقعی می‌رساند. نکتهٔ محوری مولانا در بیت بعد می‌آید: «زان که گرگ ارچه که بس استمگری‌ست / لیکش آن فرهنگ و کید و مکر نیست.» اینجاست که مولانا تمایز مهمی میان شر حیوانی و شر انسانی می‌گذارد.

گرگ هرچند درنده و قسی‌القلب است، اما فاقد «فرهنگ» است — و منظور مولانا از فرهنگ در اینجا، مکر و حیله و کید است، نه معنای امروزی آن. حیوانات به‌طور مستقیم و بی‌پرده عمل می‌کنند؛ نیروی جسمانی خود را به کار می‌برند و غریزه‌ای روشن دارند. آن‌ها مکر و حیله نمی‌شناسند. اما انسان، حتی اگر از قدرت جسمانی کمتری برخوردار باشد، با «مکر» و «حیله‌گری» خود به نوعی دیگر از قدرت مجهز است. این «فرهنگ و کید و مکر» همان چیزی است که مولانا آن را از خصوصیات ویژهٔ انسان می‌داند و حیوانات از آن بی‌بهره‌اند.

البته، اینجا باید به یک نکتهٔ ظریف در کلام مولانا اشاره کرد. مولانا می‌گوید «گرگ ارچه که بس استمگری‌ست». ما معمولاً حیوانات را «ظالم» یا «ستمگر» نمی‌دانیم، زیرا ستم و ظلم مفاهیمی اخلاقی‌اند که تنها در بستر مفاهیمی چون «عدل» و «قصد» معنی پیدا می‌کنند. حیوانات، فاقد این منظومهٔ اخلاقی‌اند؛ آن‌ها بر اساس غریزه عمل می‌کنند و ما آن‌ها را مجازات یا ملامت نمی‌کنیم. به تعبیر فیلسوفان تحلیلی همچون گیلبرت رایل، ظلم و عدل «افعال درجه دوم» هستند که بر روی افعال طبیعی (درجه اول) سوار می‌شوند. مثلاً خوردن، یک فعل درجه اول است؛ اما «غاصبانه خوردن» یا «ستمگرانه خوردن»، فعل درجه دوم است و مستلزم آگاهی و قصد اخلاقی است که حیوانات از آن بی‌بهره‌اند. بنابراین، شاید بهتر بود مولانا به جای «ستمگر»، کلمه‌ای مانند «درنده» را به کار می‌برد. اما این نارسایی لفظی، از عمق پیام او نمی‌کاهد.

نکتهٔ کلیدی همین است: گزند انسانی از آن روست عمیق‌تر است که مکر، حیله و فریب در آن دخیل است. ما حتی وقتی از «روباه مکاره» سخن می‌گوییم، در واقع حیوانات را با خودمان «قیاس به نفس» می‌کنیم؛ یعنی صفات خود را بر آن‌ها فرافکنی می‌کنیم. مولانا تأکید می‌کند که شناخت ما از حیوانات اغلب از همین قیاس به نفس سرچشمه می‌گیرد. انسان‌ها به درون یکدیگر نیز راهی کامل ندارند، چه رسد به حیوانات. این پیچیدگی انسان و توانایی او در مکر و حیله است که شرّ او را صدبار مهلک‌تر از شرّ طبیعیِ یک حیوان می‌سازد و این درسی است که باید از این بیت گرفت.

نکات کلیدی

  • شرارت انسان بدطینت عمیق‌تر از خشونت حیوانی است.
  • گرگ بی‌مکر عمل می‌کند؛ انسان با حیله و فریب.
  • «فرهنگ» در زبان مولانا می‌تواند به معنای حیله‌گری و مکر باشد.
  • مفاهیم اخلاقی چون ظلم و عدل، خاص انسان و مربوط به افعال درجه دوم‌اند.
  • قیاس‌کردن حیوانات با انسان (مثلاً «روباه مکاره») نوعی فرافکنی انسانی است.
  • آسیبی که از مکر و فریب ناشی می‌شود، از آسیب جسمی محض ویرانگرتر است.

Sources: d6-s57 · 15:32:41 d6-s57 · 20:07:00 d6-s57 · 24:16:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.