قرائت دفتر ۶ بخش ۸۲ - مثل بیت ۲۴۷۶

M6:2476 — گاو گفتا بوده‌ام من سال‌خورد / جفت آن گاوی کش آدم جفت کرد

گاو گفتا بوده‌ام من سال‌خوردجفت آن گاوی کش آدم جفت کرد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2476

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گاو گفت: «من بس سال‌خورده‌ام، جفت آن گاوی هستم که حضرت آدم آن را به جفتی گرفت.» معنا: این بیت، از زبان گاوی است که در رقابتی برای اثبات کهن‌ترین بودن، ادعا می‌کند همسر گاوی بوده که حضرت آدم در ابتدای خلقت برای زراعت به کار می‌برده است.

شرح

این بیت بخشی از یک داستان تمثیلی در مثنوی است که در آن، قوچ، گاو و شتر بر سر علفی به رقابت می‌پردازند تا پیرترین خود را معرفی کنند. قوچ ابتدا ادعای هم‌عصری با قوچ قربانی اسماعیل را می‌کند و تاریخه عمرش را به دوران حضرت ابراهیم پیوند می‌دهد. در اینجا، گاو پای را از این فراتر می‌گذارد و با این ادعای حیرت‌انگیز که هم‌جفت آن گاوی بوده که حضرت آدم پس از هبوط به زمین برای شخم زدن و زراعت به کار می‌برده، تاریخ را به نهایت خود می‌رساند. این ادعا عملاً هیچ مجالی برای استدلال مبتنی بر قدمتِ تاریخیِ بیشتر باقی نمی‌گذارد، چرا که به سرچشمهٔ خلقتِ نوع بشر بازمی‌گردد.

من این را بسیار نکتهٔ مهمی می‌دانم. در اینجا ما شاهد اوج‌گیری استدلال‌هایی هستیم که می‌کوشند از طریق لاف‌زنی، بزرگ‌نمایی و مبالغه، حریف را از میدان به در کنند. این، سفسطه‌تراشی و بازی با منطق است، یا لااقل، بازی با تاریخ. اما نکته‌ای که مولانا بلافاصله پس از این بیت به آن می‌رسد و این داستان را به یک تمثیل عمیق فلسفی تبدیل می‌کند، آن است که وقتی استدلال‌های منطقی یا حتی لاف‌زنی‌های تاریخی به پایان می‌رسد و دیگر هیچ راهی برای غلبه بر حریف از طریق منطق باقی نمی‌ماند، زور و قدرت به میان می‌آید. شتر، که دید نمی‌تواند با این سطح از ادعاهای تاریخی رقابت کند، راه دیگری برگزید: "مرا خود حاجت تاریخ نیست." او با گردن‌کلفتی، بساط استدلال را برچید و با زور، بستهٔ علف را از زیر پایشان کشید. اینجاست که می‌بینیم زور، زور همه کار کرده است. نه منطق، نه فلسفه، نه عقل؛ وقتی زور به میدان می‌آید، همه این‌ها تعطیل می‌شود.

البته، پس از جنگ جهانی دوم و با نگارش اعلامیه جهانی حقوق بشر، کوششی سترگ برای مهار زور و جایگزین کردن عقل و منطق به‌جای خشونت صورت گرفت. انسان "محق"، واجد حقوقی ذاتی، فارغ از نژاد و دین و وطن، معرفی شد و این اتفاق مبارکی بود. اما همچنان می‌بینیم که همین متاع گران‌بها هم به دست زورمندان افتاد و به نام حقوق بشر، ظلم‌ها روا داشته شد و جیب‌ها پر گشت. به قول مولانا، "خود بشر را پنجه و ناخن مباد / که نه دین اندیشد آنگه نه سداد." اگر انسان پنجه‌ای توانا پیدا کند، نه فکر دین می‌کند و نه اخلاق. این واقعیت تلخ تاریخ است که قدرت، راه را بر اخلاق و منطق می‌بندد.

فیلسوفان در گذشته، نظیر غربیان مانند گیلبرت رایل که افعال را به درجه اول و درجه دوم تقسیم می‌کرد، نشان دادند که مکر، ظلم و ریاکاری، افعال درجه دومی هستند که فقط در آدمیان یافت می‌شوند و حیوانات به دلیل فقدان مفهوم عدالت، ظالم خوانده نمی‌شوند. مولانا نیز می‌گوید که "گرگ ارچه که بس استمگری‌ست / لیکش آن فرهنگ و کید و مکر نیست." یعنی گرگ با همهٔ درندگی‌اش، اهل مکر و حیله‌گری نیست، و این صفت خاص آدمیان است. این نشان می‌دهد که خطر انسان مکار و قدرتمند، از هر درنده‌ای بیشتر است.

از همین رو، رویکرد صوفیان و عارفانی چون مولانا و غزالی، کناره‌گیری از قدرت و پرداختن به اصلاح خویشتن بود. آنان معتقد بودند که "سخن بر سر تفسیر جهان نیست، سخن بر سر تغییر جهان است" – جمله‌ای که مارکس گفت و راه را برای ورود فیلسوفان به عرصهٔ سیاست گشود. اما برای صوفیان، تغییر جهان از اصلاح خویشتن آغاز می‌شد. نمی‌بایست منتظر حاکمان عادل ماند، بلکه در حوزهٔ محدود خودمان باید نیکوکاری و عدل‌گستری می‌کردیم، از وجود شخصی خودمان گرفته تا خانواده و محیط کار. این داستان گاو و شتر به ما می‌آموزد که "لاف زدن" و استدلال، هر چقدر هم پیچیده باشد، ممکن است در برابر "گردن‌کلفتی" و زور بی‌اثر باشد، و این چالشی همیشگی برای اخلاق و حکمت است.

نکات کلیدی

  • ادعاهای تاریخی و استدلالات منطقی، هر چند پیچیده، در نهایت به بن‌بست می‌رسند.
  • این بیت نشانگر اوج تلاش برای غلبه از طریق کلام و لاف‌زنی است.
  • وقتی استدلال به پایان می‌رسد، غالباً زور و قدرت میدان‌دار می‌شود.
  • مولانا از این نقطه وارد بحث فلسفی عمیق‌تر در باب چیرگی زور بر منطق می‌شود.
  • تفاوت میان مکر انسانی و درندگی حیوانی در مثنوی برجسته می‌شود.

Sources: d6-s57 · 15:32:41 d6-s57 · 30:29:13 d6-s57 · 32:15:00 d6-s57 · 33:48:07 d6-s57 · 34:20:00 d6-s57 · 38:00:00 d6-s57 · 42:00:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.