قرائت دفتر ۶ بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن بیت ۲۵۳۲

M6:2532 — آن چنان خندانش کردی در نشست / که گرفتی شه شکم را با دو دست

آن چنان خندانش کردی در نشستکه گرفتی شه شکم را با دو دست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2532

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنقدر او را در مجلس خنداندی که پادشاه شکمش را با دو دست گرفت. معنا: این بیت به دوران خوش گذشته اشاره دارد که دلقک با شوخی‌ها و لطیفه‌هایش، پادشاه را چنان به خنده وا می‌داشت که از شدت خنده شکمش را با دو دست می‌گرفت.

شرح

مولانا در این بیت تصویری زنده از گذشته‌ای شاد را در ذهن ما نقش می‌زند. دلقک، که اکنون با چهره‌ای درهم و خاموش آمده تا خبری هولناک را برساند، پیش‌تر مایه‌ی شادکامی مطلق پادشاه بود. این بیت به ما می‌گوید که دلقک تا چه اندازه در شاد کردن و به خنده آوردن شاه ماهر بود؛ چنان خنده‌ای که پادشاه را وادار می‌کرد از شدت فشار خنده، شکم خود را با دو دست بگیرد، تا آنجا که از خنده عرق می‌کرد و حتی از فرط خنده از جای خود می‌افتاد. این توصیف دقیق، نه تنها بر مهارت دلقک تأکید می‌کند، بلکه عمق تعلق خاطر پادشاه به او را نیز نشان می‌دهد. شاه به این دلقک عادت کرده بود، به خنده‌هایی که او به لبانش می‌آورد. این بیت در واقع یک حرکت تعلیقی درخشان از جانب مولاناست. او با ترسیم این گذشته‌ی مفرح، تضادی بنیادین با حالِ پر تشویشِ کنونی ایجاد می‌کند. وقتی دلقکی که همیشه مایه خنده و شادی بود، اکنون با چهره‌ای زرد و خاموش ظاهر می‌شود، این تضاد، وهم و ترس پادشاه را چندین برابر می‌کند. این همان کارکرد ادبی است که مولانا استاد آن است: ساختن انتظار و دلهره از طریق تقابل حال و گذشته. دلقک نه یک ابزار تفریح که عنصری کلیدی در روایت مولاناست برای نشان دادن دگرگونی حال و تبدیل شور به نگرانی، و از این رو، این بیت فراتر از یک توصیف ساده است و به هسته‌ی اصلی درام داستان خدمت می‌کند.

نکات کلیدی

  • مولانا با توصیف خنده‌ی شدید شاه، اوج شادمانی گذشته را به تصویر می‌کشد.
  • دلقک نه تنها مایه‌ی سرگرمی، بلکه منبع اصلی شادی و آرامش خاطر پادشاه بود.
  • این بیت تعارضی عمیق بین حالِ پر دلهره و گذشته‌ی بی‌خیال را برجسته می‌کند.
  • قدرت روایی مولانا در ایجاد تعلیق، از طریق یادآوری شادمانی‌های از دست رفته آشکار می‌شود.

Sources: d6-s58 · 00:23:14

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.