قرائت دفتر ۶ بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن بیت ۲۶۱۶

M6:2616 — در مجالس می‌طلب اندر عقول / آن چنان عقلی که بود اندر رسول

در مجالس می‌طلب اندر عقولآن چنان عقلی که بود اندر رسول
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2616

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در مجالس و محافل، در میان خردها جستجو کن / آنچنان عقلی را که در پیامبران بود. معنا: مولانا توصیه می‌کند که خرد پیامبرگونه، که همان دوراندیشی و درک عواقب پنهان امور است، در همنشینی با خردمندان و در فضاهای گفت‌وگو یافت می‌شود و نه در عزلت و گوشه‌نشینی.

شرح

من اینجا به یک نکتهٔ بسیار مهم از مولانا می‌رسم. او در این بیت می‌فرماید که در مجالس، در میان عقول مختلفی که به بحث و نظر می‌نشینند، باید به دنبال چه چیزی باشیم؟ باید آن عقلی را طلب کنیم که در پیامبران بود. این «عقل رسولانه» چیست؟ مولانا خودش در بیت بعدی توضیح می‌دهد که «زانکه میراث از رسولان آن است و بس / که ببیند غیب‌ها از پیش و پس». یعنی تنها میراث واقعی پیامبران، همین عقل دوراندیش است؛ عقلی که می‌تواند پیامدها را ببیند. غیب دانستن به معنای مطلقِ آن نیست که از وقوع حوادثی همچون مرگ و تولد یا رازهای نهفته در خانه‌ها خبر داشته باشیم. نه، چنین نیست. خود قرآن کریم صریحاً از زبان پیامبر (ص) می‌گوید: «قل لو کنت اعلم الغیب لاستکثرت من الخیر». یعنی اگر من از غیب خبر داشتم، بر سود و خیر خودم می‌افزودم. این یک بیان بازرگانی است که پیامبر به کار می‌برد تا نشان دهد حتی ایشان هم مدعی غیب‌دانی مطلق نبودند. این را باید با معجزات عیسی (ع) که در قرآن ذکر شده است، مانند خبر دادن از «ما تدخرون فی بیوتکم»، متفاوت دانست. اینها از جنس خاصی از معجزات بود که به عیسی (ع) عطا شده بود، اما پیامبر اسلام چنین ادعایی نداشتند.

پس، «عقل رسولانه» همان «عقل دوراندیش» است. عقلی که نه تنها گام اول، بلکه گام صدم و هزارم را هم می‌بیند. این نگاه به عواقب پنهان و نتایج درازمدت، جوهر خرد پیامبران است. این خرد، یک نوع بصیرت ژرف است که مولانا می‌گوید شرح کاملش در کلام نمی‌گنجد.

نکتهٔ کلیدی دیگر در این بیت، تأکید بر «در مجالس» بودن است. پیامبر (ص) خود از رهبانیت و گوشه‌نشینی در کوهستان منع کردند، چنان‌که مولانا نیز در ابیات بعدی بدان اشاره می‌کند. اسلام، دین جامعه و اجتماع است، نه دین انزوا. فوائد اجتماعی بودن، همچون شرکت در نماز جمعه، جهاد، عیادت بیماران، و حتی رفع موانع از سر راه مردم، همگی مستلزم حضور در جمع و همکاری اجتماعی‌اند. فردی که به عزلت می‌رود، از عقول و تجربیات دیگران محروم می‌شود. غزالی نیز در «احیاءالعلوم» مفصلاً به مضرات انزوا پرداخته است. به همین دلیل، پیامبر (ص) فرمودند: «رهبانیة امتی الجلوس فی المساجد»، یعنی رهبانیت امت من، نشستن در مساجد و حضور فعال اجتماعی است. این بیت دعوت به هوشمندی در گزینش محفل‌ها و هم‌نشین‌هاست تا بتوانیم از تفاوت عقول بهره ببریم و به آن خرد ژرف پیامبرگونه نزدیک شویم. اگر عقل ما کمتر است، باید از عقل کسانی که بیشتر دارند، استفاده کنیم؛ این شکر نعمت عقل است و اینگونه است که می‌توانیم آن عقل دوراندیش را در خود پرورش دهیم.

نکات کلیدی

  • میراث حقیقی پیامبران، عقل دوراندیش (بصیرت به پیامدها) است، نه غیب‌دانی مطلق.
  • عقل رسولانه توانایی دیدن گام‌های صدم و هزارم را دارد، فراتر از ظاهر و سطح.
  • کسب این خرد در «مجالس» و همنشینی با خردمندان ممکن است، نه در عزلت.
  • اسلام به شدت رهبانیت را رد می‌کند و به جای آن، حضور فعال اجتماعی و «مسجدنشینی» را تشویق می‌کند.
  • بهره‌گیری از عقول دیگران و تفاوت‌ها، راهی برای رشد و دستیابی به خرد برتر است.

Sources: d6-s60 · 27:39:00 d6-s60 · 29:00:00 d6-s60 · 30:18:00 d6-s60 · 30:55:00 d6-s60 · 36:30:00 d6-s60 · 27:01:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.