قرائت دفتر ۶ بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن بیت ۲۶۳۰

M6:2630 — که در آن دم که ببری زین معین / مبتلی گردی تو با بئس القرین

که در آن دم که ببری زین معینمبتلی گردی تو با بئس القرین
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2630

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

در آن لحظه که از این یاری‌دهندهٔ مشخص (همدردان) جدا می‌شوی، با قرین بد (یار گمراه) گرفتار خواهی شد.

معنا: مولانا هشدار می‌دهد که دوری از همنشینان و همراهان راستین که تشنهٔ حقیقت‌اند، انسان را به دام یاران گمراه و بدطینت می‌اندازد.

شرح

این بیت، به صراحت، یک هشدار جدی و یک نتیجه‌گیری قاطع است از بیتی که پیش از آن آمده بود: «نیم ساعت هم ز همدردان مبر». مولانا به ما می‌گوید که اگر از این «معین» یعنی همین «همدردان» که تشنگان حقیقت و راه‌جویانِ بااخلاص هستند، روی بگردانیم و هم‌نشینی با آنان را رها کنیم، بی‌درنگ گرفتار «بئس القرین» خواهیم شد. این تعبیر، «بئس القرین»، مستقیماً از قرآن کریم گرفته شده است؛ آنجا که پروردگار می‌فرماید هر کس از یاد من روی بگرداند، قرینی از شیاطین برای او برمی‌انگیزانیم که همواره همراه او خواهد بود و او را به سوی ضلالت می‌کشاند.

این اعراض از ذکر و روی برگرداندن از «همدردان» و «معین»ِ نیک، تنها به معنای گم کردن راه نیست؛ بلکه به معنای گرفتار آمدن در دام گمراهان و ناموفق‌هاست. همان‌گونه که مولانا خود می‌گوید، تریاکی‌ها با تریاکی‌ها می‌نشینند و آدم‌های ناموفق، دور آدم‌های ناموفق جمع می‌شوند، چه بسا آرزو کنند دیگران هم به توفیقی نرسند. این یک قانون الهی و اجتماعی است: اگر تو از نور حقیقت روی برگردانی، ظلمت همنشینت خواهد شد و آنان نیز تو را به اعماق تاریکی خواهند کشید.

اهمیت این «همدردان» در کلام مولانا، به هیچ وجه کم‌رنگ نیست. اینها «کالاهای کمیاب»ی هستند که در زندگی هر کسی یافت نمی‌شوند، اما اگر یافت شوند، گنجی گران‌بها به شمار می‌روند. همراهی با «دردمندان»، «تشنگان حقیقت»، «حقیقت‌جویان»، و «صالحان و صلاح‌جویان» است که به زندگی انسان معنا می‌بخشد و او را از پوچی و ملال روزمرگی نجات می‌دهد. زندگی بی‌جستجو، زندگی بی‌معناست؛ و آنکه بی‌طلب و بی‌درد شود، نه تنها سخن اهل درد را نمی‌فهمد، بلکه با «غذاهای کاذب» به ظاهر خود را سیراب می‌کند و در باتلاق بی‌معنایی فرو می‌رود. این‌ها دردشان درد انسانیت نیست و آدمی را به قطب حیوانیت می‌کشانند.

بنابراین، این بیت نه فقط یک نصیحت اخلاقی، بلکه یک قانون وجودی را بیان می‌کند. اگر قبله اصلی را که همان حقیقت است گم کنی، قبله‌های باطل تو را به سجده وادار می‌کنند. اگر از یاری «تمییزده» (کسی که حقیقت را از باطل تمییز می‌دهد) ناسپاسی کنی، اندیشه قبله‌شناسی از تو رخت برمی‌بندد و دیگر حتی انگیزه‌ای برای جستجو نخواهی داشت. این پیامی بسیار مهم است برای هر جوانی که می‌خواهد زندگی‌ای معنادار و پربرکت داشته باشد: «با همدردان خویش همراه شو و هرگز از آنان جدا مگرد» تا بهشت این دنیایی‌ات تضمین شود و از ابتلا به «بئس القرین» در امان بمانی.

نکات کلیدی

  • جدایی از همدردان و تشنگان حقیقت، انسان را به ابتلا به «قرین بد» می‌کشاند.
  • «بئس القرین» یاری گمراه است که از اعراض از ذکر الهی (قرآن کریم) ناشی می‌شود.
  • همنشینی با افراد ناموفق و بی‌درد، نه تنها فرد را گمراه می‌کند، بلکه میل به گمراهی دیگران را نیز در او تقویت می‌کند.
  • «همدردان» (حقیقت‌جویان، صالحان) کالاهایی کمیاب و بسیار باارزش‌اند که معنابخش زندگی هستند.
  • زندگی بی‌جستجو و بی‌طلب، به پوچی و بی‌معنایی می‌انجامد و فرد را از درک حقیقت بازمی‌دارد.
  • اگر از «قبلهٔ اصلی» (حقیقت) روی بگردانی، ناچار به سوی «قبله‌های باطل» سجده خواهی برد.

Sources: d6-s60 · 54:50:00 d6-s60 · 58:27:00 d6-s61 · 00:51:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.