قرائت دفتر ۶ بخش ۸۸ - لابه کردن موش مر چغز را کی بهانه میندیش و در نسیه مینداز انجاح این حاجت مرا کی فی التاخیر آفات و الصوفی ابن الوقت و ابن دست از دامن پدر باز ندارد و اب مشفق صوفی کی وقتست او را بنگرش به فردا محتاج نگرداند چندانش مستغرق دارد در گلزار سریع الحسابی خویش نه چون عوام منتظر مستقبل نباشد نهری باشد نه دهری کی لا صباح عند الله و لا مساء ماضی و مستقبل و ازل و ابد آنجا نباشد آدم سابق و دجال مسبوق نباشد کی این رسوم در خطهٔ عقل جز وی است و روح حیوانی در عالم لا مکان و لا زمان این رسوم نباشد پس او ابن وقتیست کی لا یفهم منه الا نفی تفرقة الا زمنة چنانک از الله واحد فهم شود نفی دوی نی حقیقت واحدی بیت ۲۷۲۰

M6:2720 — در مدزد آن روی مه از شب روان / سرمکش زین جوی ای آب روان

در مدزد آن روی مه از شب روانسرمکش زین جوی ای آب روان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2720

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای ماه رخسار، روی خود را از شب‌روان پنهان مکن؛ ای آب روان، از این جوی سر باز مزن (یا به آن پشت مکن). معنا: مولانا در این بیت از معشوق الهی می‌خواهد که حضور خود را از طالبان پنهان نکند و رحمت و فیض خود را دریغ نورزد، زیرا حضور او شب‌های تاریک زندگی را روشن و دل‌های تشنه را سیراب می‌کند.

شرح

در ساحت عرفان، و به خصوص در مثنوی مولانا، مفهوم «نقد حال» و غنیمت شمردنِ حضور حق در «اکنون»، از آموزه‌های بنیادین است. بحث بر سر این است که آیا ما «نقد» را برمی‌گیریم یا به «نسیه» دل می‌بندیم. صوفیان و عارفان همواره بر این تأکید داشته‌اند که آنچه در این لحظه، در «حال» ما، نقد و بی‌واسطه حاضر است، ارزشش از وعده‌های آینده به مراتب بیشتر است، حتی اگر آن نقد، به ظاهر، «سیلی» از معشوق باشد و نسیه، «صد درم» شیرین! مهم آن حضورِ بی‌واسطه است، نه کیفیت ظاهری آن. این بیت نیز در همین سیاق معنا می‌یابد.

در این بیت، مولانا گفتگوی زمینی میان یک خواجهٔ ثروتمند و یک صوفی بر سر «نقد» و «نسیه» را به سطح والاتری ارتقا می‌دهد؛ آن را بدل به مکالمه‌ای میان عاشق و معشوق الهی می‌کند. او از حضرت حق درخواست می‌کند که حضور خود را از «شب‌روان» — یعنی سالکان و طالبانی که در تاریکی جهل و طلب به سر می‌برند — دریغ نکند. «روی مه» در اینجا استعاره‌ای است از جلوه و حضور زیبای الهی. این ماه نه تنها باید در شب بدرخشد و راهنمای شب‌روان باشد، بلکه نباید خود را از آنان پنهان کند. این یک درخواست ازلی است: ای معشوق، حضورت را از طالبان دریغ مدار!

همین‌طور، مولانا از آب روانِ رحمت و فیض الهی می‌خواهد که «سر مکش» و از این «جوی» که زندگی تشنگان است، خود را پنهان نکند. این جوی خشک‌کام، تشنهٔ باران رحمت اوست. اگر آن ماه رو نتابد و این آب روان جاری نشود، شب ما در ظلمت می‌ماند و کشتزار روح ما خشک و بی‌ثمر. مولانا به‌وضوح می‌فرماید که مهم‌ترین چیز برای سالک آن است که بداند معشوق «هستی، حاضری، نقدی و در کنار مایی». حضور او چه به شکل لطف باشد و چه به شکل قهر، چه با شیرینی تجلی کند و چه با تلخی «سیلی»، مهم آن است که به معنای «حضور» است. این حضور است که شب ما را روشن می‌کند و کشتزار دل ما را خرم و سبز می‌سازد. همان‌گونه که سرسبزی و طراوت یک کشتزار نشانه‌ای از باران پنهانی است، شور و شادی عارف نیز نشانه‌ای از حضور و لطف غیبی حق است.

نکات کلیدی

  • حضور بی‌واسطهٔ حق، حتی اگر دشوار باشد، از وعده‌های آینده ارزشمندتر است.
  • معشوق الهی نباید حضور و فیض خود را از سالکان تشنهٔ درک حقیقت دریغ کند.
  • «روی مه» و «آب روان» استعاره از تجلی و رحمت الهی‌اند که راه تاریک شب‌روان را روشن می‌کنند.
  • وجود «آب روان» و «باران پنهانی» با سرسبزی و خرمی کشتزار دل‌ها آشکار می‌شود.
  • اهمیت «نقد حال» در عرفان: غنیمت شمردن «اکنون» و حضور الهی در آن.

Sources: d6-s63 · 44:55:00 d6-s63 · 47:38:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.