قرائت دفتر ۶ بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکی‌ام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره بیت ۲۸۴۲

M6:2842 — پس کمند انداخت استاد کمند / تا شدند آن سوی دیوار بلند

پس کمند انداخت استاد کمندتا شدند آن سوی دیوار بلند
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2842

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه استاد کمندانداز، ریسمان خود را انداخت، تا آن گروه (دزدان) از روی دیوار بلند بالا روند. معنا: این بیت، صحنه‌ای را توصیف می‌کند که در آن یکی از دزدان که در کمنداندازی مهارت دارد، با استفاده از ریسمان خود، راهی برای عبور یارانش از دیوار بلند قلعه می‌گشاید.

شرح

این بیت، در ظاهر، گزارشی از یک ماجرای زمینی و عمل دزدان است؛ اما در مثنوی مولانا هیچ‌چیز صرفاً زمینی نمی‌ماند. «استاد کمند» در اینجا نمادی است از همان قوهٔ پروازگر و روح بلندپرواز آدمی که پیوسته در پی عبور از دیوارهای بلند و موانع مادی است. دیوار بلند، کنایه از حصر و حدود عالم جسمانی و حجاب‌های طبیعت است که میان ما و ملکوت حایل شده است.

من این «کمند انداختن» را، بی‌تردید، در حکم همان «معراج جانی» می‌دانم که پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز آن را تجربه کردند. چنانکه مولانا خود می‌فرماید:

همچو احمد که کمند انداخت جانش تا کمندش برد سوی آسمانش

این معراج، نه معراج جسمانی که معراج روح و جان است. پیامبر با افکندن کمندِ جانِ خود، به سوی آسمان‌ها پرواز کرد و به ملکوت صعود نمود. این، نمادی از طلب والای انسان است برای پیوستن به سرچشمهٔ هستی. اما نکتهٔ دقیق‌تر اینجاست که مولانا بلافاصله این عمل را به ارادهٔ الهی پیوند می‌زند و خطاب خداوند به پیامبر را یادآوری می‌کند:

گفت حقش ای کمندانداز بیت آن ز من دان ما رمیت اذ رمیت

«ما رمیت اذ رمیت» پارادوکسی آشکار است که زبان عرفان را از زبان فلسفه جدا می‌کند. فلسفه از تناقض می‌گریزد و آن را ننگ خود می‌داند؛ اما عرفان در دل تناقضات شنا می‌کند و حقایقی را از آن بیرون می‌آورد که زبان عادی از بیانش ناتوان است. اینجا مولانا می‌فرماید که هرچند انسان به اراده و همت خود کمند می‌اندازد و می‌کوشد، اما این توفیق و توانایی، در نهایت، عطای الهی است. عمل از ماست، اما نیرو و جهت‌گیری آن از خداست. این یک جبر محض نیست، بلکه توحید افعالی است؛ نشان می‌دهد که دست ما، در عین استقلال ظاهری، در دست دیگری است.

بنابراین، این بیت ساده، در عمق خود، به یکی از بنیادی‌ترین مسائل هستی‌شناسانه و عرفانی می‌پردازد: همّت و ارادهٔ انسانی در پرتو عنایت الهی، چگونه می‌تواند از سدّ موانع بگذرد و به آستان حقیقت راه یابد. دیوار بلندِ هستی، تنها با کمندِ جانِ آماده و مددِ حق قابل صعود است.

نکات کلیدی

  • «استاد کمند» نمادی از همّت و روح بلندپرواز انسان است که برای رهایی از حصار مادیات می‌کوشد.
  • دیوار بلند، کنایه از موانع و حدود عالم جسمانی است که روح باید از آن بگذرد.
  • «کمند انداختن» اشاره به «معراج جانی» یا صعود روحانی دارد؛ همانند پرواز جان پیامبر به ملکوت.
  • پارادوکس «ما رمیت اذ رمیت» بیانگر آن است که هرچند عمل از انسان است، توانایی و توفیق آن از خداست.
  • عرفان، برخلاف فلسفه، در دل تناقضات حقایقی را می‌یابد که زبان عادی از بیان آن ناتوان است.
  • ارادهٔ انسانی در پیوند با عنایت الهی، تنها راه عبور از موانع و رسیدن به حقیقت است.

Sources: d6-s65 · 04:41:18 d6-s65 · 05:22:18 d6-s65 · 06:27:18

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.