قرائت دفتر ۶ بخش ۹۲ - قصهٔ عبدالغوث و ربودن پریان او را و سالها میان پریان ساکن شدن او و بعد از سالها آمدن او به شهر و فرزندان خویش را باز ناشکیفتن او از آن پریان به حکم جنسیت و همدلی او با ایشان بیت ۲۹۸۴

M6:2984 — در مشارق در مغارب یار او / هم‌حدیث و محرم آثار او

در مشارق در مغارب یار اوهم‌حدیث و محرم آثار او
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2984

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در شرق‌ها و در غرب‌ها، یار او (آن همراه ادریس) هم‌صحبت و آگاه از نشانه‌های او بود. معنا: این بیت، به ادریس نبی اشاره دارد که به دلیل هم‌جنسی و همنشینی با ستارگان، آنها را یار خود کرده بود و در تمامی آفاق، هم‌صحبت و رازدار علوم و آثار او بودند.

شرح

در این بیت، مولانا پرده از حقیقتی عمیق برمی‌دارد که پیش‌تر در بیت قبل به آن اشاره کرده بودم: قانون «جنسیت» و جذب هم‌جنسان. این قانون نه فقط در میان انسان‌ها و خردها جاری است، بلکه مولانا آن را تا قلمرو آسمان‌ها و ستارگان بسط می‌دهد. در اینجا سخن از حضرت ادریس است، شخصیتی که نامش در قرآن و تورات آمده، اما وجودش همواره در هاله‌ای از افسانه و اسطوره پوشیده مانده است. مولانا، به شیوهٔ خود، بر این غلظت اسطوره‌ای می‌افزاید و تصویری بس شگفت‌انگیز از او ترسیم می‌کند.

ادریس، به دلیل یک «جنسیت» خاص با نجوم و سیارات، به ویژه زحل، چنان پیوندی داشت که هشت سال را با آن در پیوند و قدوم بود. نکتهٔ محوری اینجاست: «در مشارق، در مغارب یار او / هم‌حدیث و محرم آثار او». این یار، همان ستارگان و سیارات هستند که در تمامی شرق و غرب عالم، یعنی در گسترهٔ بی‌کران کیهان، همنشین، هم‌صحبت، و محرم اسرار و آثار ادریس شده بودند. به عبارت دیگر، ادریس به واسطهٔ این هم‌جنس‌بودگی، چنان با عالم بالا یگانه شده بود که گویی ستارگان در محضر او به درس می‌نشستند.

مولانا پا را از این نیز فراتر می‌گذارد و بیان می‌کند که وقتی ادریس پس از غیبتی بازگشت و در زمین درس نجوم می‌گفت، ستارگانِ خوش‌صفت، خود صف‌به‌صف پیش روی او حاضر می‌شدند و گویی شاگردان او بودند. از همین روست که مردم، چه خاص و چه عام، «آواز نجوم» را از او می‌شنیدند. این «جذب جنسیت» چنان قوی بوده که حتی اختران را از آسمان به زمین می‌کشانده و پیش روی ادریس روشن و هویدا می‌کرده است.

من منکر نیستم که این سخنان غریب است و بیشتر به افسانه‌ها و اسطوره‌ها شباهت دارد تا واقعیات تاریخی و علمی. اما مولانا به این قصه و افسانه اشاره می‌کند تا نکته‌ای عرفانی را برجسته سازد: هر کسی که به حقیقتی تعلق خاطر عمیق پیدا کند و با آن هم‌جنس شود، آن حقیقت نیز با او هم‌جنس می‌شود و اسرار خود را بر او آشکار می‌کند. این یک اصل کیهانی است که پیوند روحی، عوالم را به هم پیوند می‌دهد و حجاب‌ها را برمی‌دارد.

نکات کلیدی

  • قانون «جنسیت» و جذب هم‌جنسان، نه تنها در میان انسان‌ها، که در گسترهٔ کیهان نیز جاری است.
  • مولانا شخصیت‌های اسطوره‌ای چون ادریس را برای تبیین حقایق عرفانی به کار می‌گیرد، حتی اگر روایت‌ها غریب باشند.
  • پیوند عمیق روحی می‌تواند حجاب میان عالم بالا و پایین را بردارد و اسرار کیهانی را آشکار سازد.
  • دانش و حکمت حقیقی، گاه از طریق هم‌صحبتی با موجودات غیرانسانی و حتی ستارگان، برای عارفان گشوده می‌شود.
  • استعداد درونی ادریس برای نجوم، موجب جذب ستارگان به سوی او می‌شد و آنها را به «یار» و «محرم» او تبدیل می‌کرد.

Sources: d6-s67 · 35:40:00 d6-s67 · 36:31:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.