قرائت دفتر ۶ بخش ۹۲ - قصهٔ عبدالغوث و ربودن پریان او را و سالها میان پریان ساکن شدن او و بعد از سالها آمدن او به شهر و فرزندان خویش را باز ناشکیفتن او از آن پریان به حکم جنسیت و همدلی او با ایشان بیت ۲۹۸۹

M6:2989 — هر یکی نام خود و احوال خود / باز گفته پیش او شرح رصد

هر یکی نام خود و احوال خودباز گفته پیش او شرح رصد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2989

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر یک از ستارگان، نام خود و اوصاف خویش را / در حضور او (ادریس) بازگو می‌کردند و جایگاه رصدی خود را شرح می‌دادند. معنا: این بیت اشاره دارد به داستان حضور ستارگان نزد ادریس نبی، که در آن هر ستاره‌ای هویت و جایگاه خود را به او گزارش می‌کرد، کششی از جنسیت و هم‌سنخی آن‌ها را به زمین می‌کشاند.

شرح

این بیت تصویری بسیار زیبا و عمیق از مثنوی است که در آن مولانا به ماجرای حضور ستارگان در محضر ادریس نبی می‌پردازد. من این را درسی می‌دانم از جهان‌بینی مولانا که در آن هر ذره‌ای از هستی، دارای شعور و وجودی آگاه است و می‌تواند خود را معرفی کند.

مولانا توضیح می‌دهد که این آمدن ستارگان به نزد ادریس، نه از سر جبر و بی‌اختیاری، که به دلیل «جذب جنسیت» بود. این جذب جنسیت، نیرویی پنهان است که هم‌جنسان و هم‌سنخان را به سوی یکدیگر می‌کشد. ستارگان، چون از جنس ادریس بودند – یا بهتر بگویم، در ساحت وجودی او جایی برای شناخت همدیگر می‌یافتند – به سوی او کشیده می‌شدند و او را به مثابه آینه‌ای برای بازتاب وجود خویش می‌دیدند.

من «جنسیت» را اینجا نه به معنای بیولوژیک، بلکه به معنای یک «نوع نظر» می‌فهمم، چنان‌که خود مولانا شرح می‌دهد: «چیست جنسیت؟ یکی نوع نظر / که بدان یابند ره در همدگر». این «نظر» همان نگاه عقلانی و بصیرت درونی است که نه با چشم سر، که با دیدهٔ عقل صورت می‌گیرد. ما در سنت فلسفی خودمان از «حکمت نظری» سخن می‌گوییم؛ این به معنای نگاه کردنِ عقل به حقایق عالم است. گویی عقل ما چشمی دارد که می‌تواند ورای صورت‌ها را ببیند و حقایق پنهان را ادراک کند. پس ستارگان نیز با چنین «نظری» همدیگر را می‌یافتند و این جنسیت بود که آن‌ها را در حضور ادریس مبین می‌کرد.

آنجا که می‌فرماید «هر یکی نام خود و احوال خود / باز گفته پیش او شرح رصد»، این نکته برجسته می‌شود که ستارگان موجوداتی صرفاً بی‌جان و مکانیکی نیستند. آن‌ها دارای «نام» و «احوال» هستند، یعنی هویت و وضعیتی شخصی و پویا. آن‌ها نه تنها اسم خود را می‌گفتند، بلکه «شرح رصد» یعنی جایگاه و سیر خود در آسمان را نیز توضیح می‌دادند. این روایت برای من تأکیدی است بر این اصل مولانایی که کل عالم حیات دارد و هر جزء آن، با شعور و زبان خاص خود، در حال گفتگو و گزارش حال خویش است. این یک جهانِ زنده و پر از معناست که هر موجودی در آن، هویت خود را در محضر یک انسان کامل (همچون ادریس نبی) بازگو می‌کند؛ تجلی‌ای از همان «بیان» قرآنی که همه چیز در عالم دارای آن است.

نکات کلیدی

  • جهان، وجودی زنده و آگاه است که هر جزء آن دارای هویت و شعور است.
  • «جذب جنسیت» نیروی درونی است که هم‌سنخان را به سوی یکدیگر می‌کشد و راه شناخت متقابل را می‌گشاید.
  • «نظر» در اینجا نه به معنای دیدن با چشم سر، که بصیرت عقلانی و ادراک حقایق پنهان است.
  • ستارگان نه تنها دارای نام و احوالند، بلکه می‌توانند جایگاه و سیر خود را نیز شرح دهند، یعنی موجوداتی فعال و گفت‌وگوگرند.

Sources: d6-s67 · 52:41:00 d6-s67 · 53:38:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.