قرائت دفتر ۶ بخش ۹۲ - قصهٔ عبدالغوث و ربودن پریان او را و سالها میان پریان ساکن شدن او و بعد از سالها آمدن او به شهر و فرزندان خویش را باز ناشکیفتن او از آن پریان به حکم جنسیت و همدلی او با ایشان بیت ۲۹۹۳

M6:2993 — چونک اندر مرد خوی زن نهد / او مخنث گردد و گان می‌دهد

چونک اندر مرد خوی زن نهداو مخنث گردد و گان می‌دهد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2993

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: وقتی که خوی و سرشت زنانه در وجود مردی جای بگیرد، او مخنث می‌شود و رفتاری زن‌وار از او سر می‌زند. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه انتقال خصلت‌ها و تمایلات جنسیتی بین افراد، موجب تغییر در رفتار و هویت آنان می‌شود.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پسین، به یکی از مهم‌ترین مباحث خود در باب «خوی» و «نظر» می‌پردازد. بی‌تردید منظور او صرفاً یک توصیف سطحی از پدیده‌های ظاهری نیست، بلکه کاوشی عمیق در ریشه‌های رفتار و هویت است. «خوی» در اینجا به معنای سرشت، طبع، یا همان ویژگی‌های درونی و میل باطنی است که فرد را به سمتی خاص می‌کِشاند. این خوی است که جهت‌دهندهٔ نظر و ارادهٔ انسان می‌شود.

من پیش‌تر توضیح دادم که مولانا چگونه «نظر» را ملاک و معیار جنسیت و هم‌جنسی می‌داند؛ نه به معنای چشم‌چرانی، بلکه به مفهوم عمیق‌ترِ بینش، گرایش و ارادهٔ عقلانی. آنجا که می‌گوید: «چیست جنسیت؟ یکی نوع نظر / که بدان یابند ره در همدگر». این «نظر» است که «حق در وی نهان کرده» و وقتی «در تو نهد، تو گردی جنس آن». این نظر، که یک نیروی کشنده است و «تن را» به سویی می‌برد، همان است که «خوی» را شکل می‌دهد و به دنبال آن، رفتار فرد را سامان می‌بخشد.

پس، آن‌گاه که «خوی زن» (یعنی سرشت و تمایلات و نگاه زنانه) در مردی جای می‌گیرد، او «مخنث» می‌گردد. «مخنث» صرفاً یک اصطلاح تحقیرآمیز نیست؛ بلکه اشاره به کسی دارد که رفتار، کلام، و حتی گرایش‌هایش با جنسیت ظاهری‌اش هم‌خوانی ندارد و به سوی ویژگی‌های زنانه متمایل می‌شود. مولانا پیامد این تغییر خوی را با صراحتی بی‌پرده بیان می‌کند که نشان‌گر دغدغه‌اش در باب اصالت و یکپارچگی هویت است. این موضوع در بیت بعد تکمیل می‌شود که اگر خدا «خوی نری» (یعنی سرشت و تمایلات مردانه) را در زنی قرار دهد، آن زن «طالب زن» می‌گردد و از مسیر متعارف جنسی خارج می‌شود.

ما در اینجا شاهد یک نظریهٔ عمیق دربارهٔ ریشه‌های درونی رفتار و هویت جنسی هستیم؛ نظریه‌ای که نه بر اساس جبر زیستی صرف، بلکه بر مبنای «خوی» و «نظر» (بینش و اراده) که از عالم معنا نشأت می‌گیرد، استوار است. این سرشت درونی است که نه تنها گرایش‌های فرد را تعیین می‌کند، بلکه کل سلوک او را در زندگی جهت می‌دهد. مولانا در اینجا به وضوح بیان می‌کند که این سرشت درونی تا چه اندازه می‌تواند ماهیت فرد را تغییر داده و او را به سمت رفتارهایی سوق دهد که پیش از آن از او انتظار نمی‌رفت.

نکات کلیدی

  • «خوی» (سرشت درونی) ریشهٔ اصلی رفتار و هویت انسان است.
  • «نظر» (بینش و ارادهٔ باطنی) جهت‌دهندهٔ «خوی» و تمایلات است.
  • انتقال «خوی» بین جنسیت‌ها، منجر به تغییر در رفتار و گرایش‌های فرد می‌شود.
  • مولانا به صراحت از پیامدهای این تغییر خوی، از جمله «مخنث» شدن مرد، سخن می‌گوید.
  • این بیت نظریه‌ای عمیق دربارهٔ ریشه‌های درونی رفتار و هویت جنسی، فراتر از صرف زیست‌شناسی، ارائه می‌دهد.

Sources: d6-s67 · 58:01:00 d6-s67 · 01:00:04 d6-s67 · 01:00:56

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.