قرائت دفتر ۶ بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره بیت ۳۰۷۰

M6:3070 — که نگنجیدم در افلاک و خلا / در عقول و در نفوس با علا

که نگنجیدم در افلاک و خلادر عقول و در نفوس با علا
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3070

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: که من در آسمان‌ها و گسترهٔ هستی نگنجیدم، و نه در عقول برتر و نفوس والا نیز جای نگرفتم.

معنا: این بیت بیانگر آن است که خداوند متعال، نه در وسعت بی‌کران افلاک و فضای لایتناهی، و نه در بلندای خرد و جان‌های متعالی و شریفِ مخلوقات، قابل گنجایش نیست و هیچ‌یک را گنجایش حضور بی‌حدومرز او نیست.

شرح

این بیت، از مثنوی شریف، روایتگر کلام قدسی خداوند است که پیامبر اکرم (ص) از جانب پروردگار نقل کرده‌اند؛ همان حدیث معروف که می‌فرماید: «لا یسعنی ارضی و سمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المؤمن». مولانا در این بیت، بخش نخست این حدیث قدسی را به نظم کشیده است: «که نگنجیدم در افلاک و خلا / در عقول و در نفوس با علا». من باید این نکته را قاطعانه بیان کنم که این کلام، در پی ترسیم بی‌کرانگی و بی‌حدی وجود حق‌تعالی است. خداوند متعال، نه در گسترهٔ بی‌منتهای آسمان‌ها و هرچه که میان آن‌هاست، از جهان ماده و افلاک گرفته تا فضای مجرد و «خلا»ی هستی، قابل گنجایش است. حتی وقتی از «عقول و نفوس با علا» سخن می‌گوییم، یعنی بلندمرتبه‌ترین عقول و شریف‌ترین جان‌های مخلوق، مانند عقل کلی و نفس کلی، نیز گنجایش او را ندارند. هیچ مرتبه‌ای از مراتب عالم امکان، چه در بعد جسمانی و چه در بعد روحانی، قابلیت آن را ندارد که وجود مطلق و بی‌حد الهی را در خود جای دهد؛ زیرا هرچه مخلوق است، محدود است و محدود را یارای احاطه بر نامحدود نیست.

این نفی، البته، مقدمه‌ای است برای اثباتی بزرگ که در بیت بعدی می‌آید و مولانا آن را در دل مؤمن جستجو می‌کند. اما در همین بیت، نکتهٔ عمیق فلسفی نهفته است: وقتی می‌گوییم خداوند در هیچ‌یک از اینها نمی‌گنجد، در واقع داریم از کیفیت هستی او پرده برمی‌داریم که از سنخ هستی مخلوقات نیست. او وجودی است ورای تصورات ما از مکان، زمان، یا حتی ظرفیت‌های عالی ذهن و روح. عقول ما، هر اندازه هم که متعالی باشند، باز هم ظرف‌هایی از جنس امکان و حدوث‌اند و نمی‌توانند ذات واجب و بی‌حد را در خود جای دهند. این عین کمال و عظمت حق است که هیچ خلقی را ظرف و مأوای تام خود قرار نمی‌دهد، مگر آن گنجایشی که او خود به دل مؤمن می‌بخشد. این بیت، به عبارتی، نفی امکان تعین کامل الهی در مخلوقات است؛ نفی آنکه بتوان او را در دایره‌ای از هستی محدود کرد. این همان معنای بی‌کرانگی است که حتی اذهان برجستهٔ فیلسوفان نیز در برابرش کرنش می‌کنند.

نکات کلیدی

  • خداوند متعال در هیچ‌یک از مراتب هستیِ آفریده‌شده، گنجایش ندارد و از هر حد و اندازه‌ای فراتر است.
  • وسعت افلاک و فضای لایتناهی، و همچنین رفعت عقول و جان‌های متعالی، هرگز ظرفیت احاطه بر ذات الهی را ندارند.
  • این بیت تأکیدی قاطع بر بی‌کرانگی و بی‌حدومرز بودن وجود حق است که از هرگونه تعین و تقیید مبراست.
  • نفی گنجایش خداوند در مخلوقات، مقدمه‌ای است برای تبیین تجلی ویژهٔ او در دل مؤمن (چنان‌که در ابیات بعدی می‌آید).

Sources: d6-s68 · 01:43:40 d6-s69 · 07:26:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.