قرائت دفتر ۶ بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره بیت ۳۰۷۸

M6:3078 — ز آهنین دیوارها نافذ شدی / توبره با نور حق چه فن زدی

ز آهنین دیوارها نافذ شدیتوبره با نور حق چه فن زدی
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3078

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای نور، از دیوارهای آهنین نیز می‌گذشتی. اما ای نقاب، با نور حق چه هنری به کار بستی که توانستی آن را تاب آوری؟ معنا: این بیت دربارهٔ توانایی نقابی است که موسی برای پوشاندن فروغ الهی چهره‌اش ساخت. مولانا می‌پرسد که چگونه این نقاب توانست نور عظیم و نافذ حق را، که از سخت‌ترین سدها نیز می‌گذرد، مهار کند و آن را برای دیدگان تاب‌آور سازد.

شرح

این بیتِ ششم مثنوی معنوی، از آن گوهرهای ناب است که در دلِ یک حکایتِ قرآنی، حکمتی عالم‌گیر را بیان می‌کند. مولانا در اینجا به داستان بازگشت موسی از کوه طور اشاره دارد؛ آن لحظه‌ای که چهرهٔ پیامبر از تابش تجلیات الهی چنان نورانی شده بود که هیچ چشمی تابِ نگریستن به آن را نداشت. حتی صفورا، همسر موسی، از این نور بی‌حجاب نابینا می‌شد. از این رو، خداوند به موسی فرمان داد تا از «جامهٔ خویش» نقابی بسازد و چهرهٔ خود را بپوشاند.

مولانا در این بیت با لحنی پرسشی-استفهازی می‌گوید: «ز آهنین دیوارها نافذ شدی» – یعنی ای نور حق، تو چنان قدرتمندی که از دیوارهای آهنین نیز عبور می‌کنی، چه رسد به دیگر حائل‌ها. «توبره با نور حق چه فن زدی؟» – اما این «توبره» یا همان نقاب و حجاب، چه هنری به کار برد که توانست این نور بی‌تاب را در خود نگاه دارد و آن را ملایم سازد تا دیگران را نیازارد؟

پاسخ اینجاست: این «فن»، نه یک شعبده‌بازی، بلکه اصل «مجانست» یا «هم‌جنسی» است. من بارها بر این نکته تأکید کرده‌ام که نور حق را تنها ظرفی می‌تواند در خود نگه دارد که با آن نور هم‌جنس و از پیش آموخته باشد. مولانا مثال «سوخته» یا همان فتیله را می‌آورد: آتش تنها بر فتیله‌ای می‌گیرد که قبلاً با آتش انسی داشته باشد؛ نمی‌توان آتش را به سنگ یا آب زد و انتظار گرفتن شعله را داشت. نقاب موسی نیز از «لباس خویش» او ساخته شده بود؛ لباسی که با تن او، با روح او و با جذبه‌های عارفانهٔ او انس گرفته و به نور حق «آموخته» شده بود. اگر این نقاب از غیرِ لباس موسی ساخته می‌شد، حتی کوه دو لایه نیز در برابر آن نورِ بی‌حجاب پاره‌پاره می‌شد. این همان است که در آیهٔ قرآن دربارهٔ کوه و قرآن آمده است: «لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ» – اگر قرآن را بر کوه نازل می‌کردیم، آن را خاشع و شکافته شده از ترس خدا می‌دیدی.

پس مسئله این است که تجلیات الهی همواره نیازمند ظرفی متناسب و مجانس هستند تا قابل دریافت و مشاهده شوند. نور خداوندی بی‌واسطه و خام، برای عالمیان تاب‌آور نیست. این اصلِ «مجانست» نه تنها در مورد پیامبران و اولیا صدق می‌کند، بلکه در کل جهانِ هستی و در فهم معرفت نیز جاری است. یعنی هر آنچه از حق تجلی می‌یابد، در لباسی متناسب با ظرف گیرنده ظهور می‌کند. این، رازِ «توبره»ی موسی است؛ نه یک حربهٔ معمولی، بلکه حجابی از جنس خودِ نور، یا دست‌کم از جنسی که با نور خو گرفته است.

نکات کلیدی

  • نور حق چنان نافذ است که از دیوارهای آهنین نیز می‌گذرد.
  • توانایی نقاب موسی در مهار نور الهی نه با «فن» معمولی، بلکه با «مجانست» و هم‌جنسی با آن نور میسر شد.
  • تجلیات الهی برای اینکه قابل درک و دریافت باشند، همیشه نیازمند واسطه‌ای مجانس و متناسب هستند.
  • مانند فتیله که تنها با آتش هم‌جنس خود مشتعل می‌شود، ظرف دریافت نور حق نیز باید از قبل با آن نور خو گرفته باشد.
  • چشمان عادی و حتی صفورا تاب دیدن نور بی‌واسطه را نداشتند؛ ضرورتِ حجاب برای حراست از مخلوقات است.

Sources: d6-s69 · 11:22:00 d6-s69 · 15:00:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.