قرائت دفتر ۶ بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره بیت ۳۰۸۰

M6:3080 — زان شود آتش رهین سوخته / کوست با آتش ز پیش آموخته

زان شود آتش رهین سوختهکوست با آتش ز پیش آموخته
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3080

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آتش وامدار فتیله می‌شود، چرا که فتیله از پیش با آتش آشنا و هم‌جنس شده است. معنا: این بیت می‌گوید که آتش به چیزی می‌چسبد که از جنس خودش باشد؛ هر شیئی به دلیل سنخیت درونی‌اش چیزی را جذب می‌کند.

شرح

من این بیت را همیشه شاهدی بر اصل بنیادین «مجانست» در اندیشه مولانا می‌دانم. مولانا اینجا با تمثیلی ساده و عَرف‌فهم، واقعیتی عمیق را آشکار می‌کند: آتش به سوخته رهین می‌شود، یعنی مدیون و وابسته می‌گردد، برای اینکه سوخته از پیش با آتش آموخته و هم‌جنس شده است. سوخته، در گذشته، به پارچه‌ای می‌گفتند که برای انتقال آتش از سنگ چخماق به چراغ‌ها استفاده می‌شد. این فتیله آتش را از چخماق می‌گرفت، دیگران را روشن می‌کرد، و سپس با انگشت خاموشش می‌کردند. نکته اینجاست که این آتش به هر چیزی نمی‌چسبد؛ نه به سنگ می‌چسبد، نه به آب. تنها به چیزی جذب می‌شود که با آن هم‌جنس و مجانس باشد. این «آموختگی از پیش» به معنای تجربه یا دانش عقلانی نیست؛ بلکه به معنای سنخیت ذاتی و آمادگی درونی برای پذیرش آن است. این اصل مجانست در سراسر مثنوی جاری است. جهان، همان‌طور که بارها گفته‌ام، آینه‌دار جمال الهی‌ست. خداوند از دل این آینه‌ها می‌تابد و هر آینه‌ای به قدر وسع و ظرفیت خود این جمال بی‌نهایت را منعکس می‌کند. اما برای اینکه این انعکاس صورت پذیرد، باید آینه پاک و آماده باشد و با آن نور سنخیت داشته باشد. درست مثل چهره موسی که از تجلیات حق چنان نورانی شده بود که مردمان تاب دیدنش را نداشتند. موسی ناچار شد از خرقه خود نقابی بسازد، نه از پارچه‌ای بیگانه. چرا؟ چون خرقه او از جنس خودش بود، با روح او انس گرفته و با نور او مجانست پیدا کرده بود. اگر پرده از غیرِ لباس موسی بود، پاره می‌شد. تنها چیزی که سنخیت داشت، توانایی پذیرش آن نور را داشت. اینجاست که اهمیت ظرفیت درونی و «بندگی» آشکار می‌شود. ما در عالم با چیزهایی مواجه می‌شویم که به آن‌ها جذب می‌شویم یا از آن‌ها دفع می‌شویم، و این به خاطر مجانست‌ها و عدم مجانست‌های درونی ماست. جهان و موجودات آن، همه، تجلی خداوندند. اما کیفیت درک و جذب این تجلیات به «استعداد» و «آمادگی قبلی» ما بستگی دارد. ما با چشم سر، جهان را می‌بینیم، اما برای دیدن «کل» در «جزء»، برای مشاهده جمال حق در این آینه کوچک، چشم خاصی لازم است. چشمی که با نور حق «از پیش آموخته» باشد. این آموختگی، همان تهذیب نفس و از خود رها شدن است.

نکات کلیدی

  • اصل مجانست: آتش تنها به آنچه با آن هم‌جنس و «آموخته» است، می‌چسبد.
  • سوخته نمادی از آمادگی باطنی برای دریافت نور الهی است، نه صرفاً دانش.
  • جهان آینه‌ای برای تجلی خداوند است؛ اما کیفیت این بازتاب به سنخیت درونی آینه بستگی دارد.
  • تجربه موسی و پرده‌ای که از جنس خرقه او بود، تأکید بر مجانست ذاتی برای پذیرش تجلی حق است.
  • درک عمیق این بیت مستلزم بندگی، تهذیب نفس و رهایی از خود است تا «چشم خاص» مشاهده گشوده شود.

Sources: d6-s69 · 09:06:00 d6-s69 · 11:22:00 d6-s69 · 16:31:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.