قرائت دفتر ۶ بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ بیت ۳۱۳۲

M6:3132 — ما کجا بودیم کان دیان دین / عقل می‌کارید اندر آب و طین

ما کجا بودیم کان دیان دینعقل می‌کارید اندر آب و طین
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3132

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما کجا بودیم، آن هنگام که آن خداوند جزابخش، عقل را در آب و گلِ (وجود) ما می‌کاشت؟ معنا: این بیت پرسشی بلاغی مطرح می‌کند دربارهٔ زمانِ پیش از حضور ما، آنگاه که خداوند هوشمندی را در سرشت خاکی انسان تعبیه می‌کرد.

شرح

این بیتِ شورانگیز، مولانا را از زبان آن مرد وامدارِ پیشین جدا می‌کند و او را به میدانِ سخنِ خویشتن بازمی‌خوانَد. در اینجا، مولانا از زبان خود می‌پرسد: «ما کجا بودیم کان دیان دین / عقل می‌کارید اندر آب و طین؟» این پرسشی است از زمانِ پیش از پیدایشِ خودِ ما، زمانی که دستِ توانایِ ایزد در کارِ سرشتنِ ما بود.

من این «دیان دین» را باید برای شما گشوده کنم. «دین» در اصل به معنای جزاست، پاداش و کیفر، و ریشه‌ای فارسی دارد، چنان که در اوستا فرشته‌ای به نام دئنا یا سروش، پس از مرگ به حسابِ اعمال می‌رسد. پس «دیان دین» یعنی خداوندِ جزابخش، آن که حساب و کتاب اعمال را به دست دارد.

بیت می‌گوید در آن زمان که ما نبودیم، خداوند در کارِ تعبیهٔ عقل در «آب و طین» یا همان آب و گلِ وجودِ آدمی بود. این تصویری است که در سنت دینی، به‌ویژه در متون مقدس، از خلقت اولیهٔ انسان ارائه می‌شود؛ تصویری سرراست از آفرینشِ دفعتاً واحدهٔ آدمی از گل و سپس اعطای عقل و جان به او، که در زمانهٔ مولانا و هم‌عصرانش پذیرفته بود.

اما ما امروز، با چشمانی که با نظریهٔ تکامل و دانشِ جدید باز شده‌اند، دیگر نمی‌توانیم به سادگیِ پیشینیان به این تصویر بنگریم. آنکه عقل را در آب و طین می‌کاشت، این کار را نه در یک لحظهٔ دفعی، که در طیِ میلیون‌ها سالِ طولانی، ذره‌ذره و با صبر و طمأنینه انجام داده است. اندام‌ها، مولکول‌ها، و حتی هوشمندی آدمی به تدریج بر هم نهاده شده‌اند. این بدان معنا نیست که طراحی در کار نبوده است؛ خیر، این یک «طراحیِ تدریجی‌الحصول» بوده است، همچون مهندسی که ساختمانی را در طولِ صد میلیون سال بنا می‌کند. این نه «جبر» است، که جلوه‌ای از «جبّاری» حق است، با نظمی که ما را به شکرگزاری وا می‌دارد، نه شکایت.

از همین روست که می‌گویم زبان دین، به‌ویژه در توصیفِ آغازِ آفرینش، زبانی مجازی و استعاری است. ما را از «خاک» نساختند، ساختمانِ وجودِ ما کربنی است. و آن «دمیدنِ روح» در ما، یک فوتِ کوزه‌گری است؛ کلامی تمثیلی که به جوهرِ حیات‌بخش و رازآمیزِ آفرینش اشاره دارد، نه عملی فیزیکی. این‌ها رویای موسی بود که در تورات ماند و پیامبر اسلام نیز شاید واجد چنین رویایی بود؛ و تفسیرِ این جامِ آخر، با ساقی‌گریِ ماست که باید به هر کسی به اندازهٔ ظرفیتش بنوشانیم.

مولانا بلافاصله پس از این بیت، به جان کلام می‌رسد و می‌فرماید: «آدم اسطرلاب اوصاف علوست / وصف آدم مظهر آیات اوست.» یعنی همین آدمی که عقلش در آب و طین کاشته شده، اسطرلابی است که اوصافِ برینِ الهی را نشان می‌دهد. همان‌طور که اسطرلاب‌های کهن، ستارگانِ دوردست را به ما می‌شناساندند، آدمی نیز آینه‌ای است که صفاتِ خداوند را در خود منعکس می‌کند. اما این بازتاب، بازتابِ ماه در آبِ جویبار است؛ حضوری از دور، نه عینِ حقیقتِ مطلق.

«نقوش عنکبوت» بر اسطرلاب آدمی، همان خطوط رمزآلود و معماواری است که در سرشتِ ما نوشته شده است. اگر کسی بتواند این نقوش را بخواند و از آن رازهای هستی را دریابد، به چرخ غیب و خورشیدِ روح راه می‌یابد. ولی این اسطرلابِ رشاد، این ابزارِ هدایت، بدون «منجم» و راهبر، در کفِ عامی می‌افتد که توانِ خواندنِ رموز آن را ندارد. اینجا مولانا می‌گوید: «انبیا را داد حق تنجیم این / غیب را چشمی بباید غیب‌بین.» آری، انبیا خود همان منجمان‌اند که با چشمِ غیب‌بینِ خویش، نقوشِ عنکبوتِ وجودِ ما را می‌خوانند و اسرارِ الهی را از آن استخراج می‌کنند. ما مانند متنی به زبان ناشناخته‌ایم یا تصویری از ریه که فقط طبیب می‌تواند آن را بخواند؛ و انبیا، طبیبانِ جان و خوانندگانِ این متنِ پیچیدهٔ وجودِ ما هستند.

نکات کلیدی

  • این بیت به آغازِ خلقتِ انسان و تعبیهٔ عقل در سرشتِ خاکی او اشاره دارد، دورانی پیش از آگاهی ما.
  • مولانا در این بیت به «دیان دین» یعنی خداوندِ جزابخش اشاره می‌کند که اوصافِ الهیِ او مبدأِ آفرینش و تعیینِ سرنوشت است.
  • تصویرِ «کاشتنِ عقل در آب و طین» باید در پرتو دانش نوینِ تکامل و «طراحی تدریجی‌الحصول» خداوند تفسیر شود، نه به مثابه آفرینشی دفعتاً واحده.
  • زبانِ دین در بیانِ خلقت، استعاری و مجازی است؛ مفاهیمی چون «آدم از خاک» و «دمیدن روح» به معنایِ مجازی و تمثیلی باید فهم شوند.
  • انسان، با عقلِ کاشته‌شده در او، به «اسطرلاب اوصاف علو» تبدیل می‌شود که از طریقِ رمزهای وجودی‌اش، صفات الهی را منعکس می‌کند.
  • انبیا منجمان و رمزگشایانِ این «اسطرلاب رشاد» هستند که می‌توانند «نقوش عنکبوت» وجود آدمی را بخوانند و رازهای غیبی را آشکار کنند.

Sources: d6-s70 · 11:10:00 d6-s70 · 12:33:00 d6-s70 · 14:19:00 d6-s70 · 15:44:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.