قرائت دفتر ۶ بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ بیت ۳۱۳۷

M6:3137 — هرچه در وی می‌نماید عکس اوست / هم‌چو عکس ماه اندر آب جوست

هرچه در وی می‌نماید عکس اوستهم‌چو عکس ماه اندر آب جوست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3137

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر آنچه در وجود آدم آشکار می‌شود، بازتابِ اوست؛ همچون تصویر ماه که در آبِ جوی می‌تابد. معنا: این بیت بیان می‌کند که انسان آینه‌ای است که صفات الهی در آن منعکس می‌شود، نه اینکه منبع این صفات باشد؛ درست مانند بازتاب ماه در آب روان.

شرح

این بیت، از جمله‌ی شاه‌بیت‌هایی است که مولانا در آن، موقعیت انسان در هستی را به زیباترین شکل توصیف می‌کند. او انسان را نه صاحبِ خودِ صفات الهی، بلکه اسطرلابِ آن صفات می‌بیند؛ ابزاری که آن اوصاف علوی را به ما نشان می‌دهد، اما خودِ آن اوصاف نیست. من بارها گفته‌ام که زبان دین، زبانی استعاری است و اینجا مولانا با هنرمندی تمام، این استعاره را به کار می‌گیرد تا حقیقت را آشکار سازد. ما از خاک نیستیم و خداوند هم همچون کوزه‌گری نیست که در گل آدم فوت کرده باشد؛ این‌ها همه تمثیل‌اند، تمثیلی که موسی به رؤیا دید و پیامبر اسلام نیز آن را تکرار کرد، و اکنون ما وارث این جامیم که ساقی‌گری‌اش به ما سپرده شده تا آن را به شیوه‌ای که در خور عصر ماست، تعبیر کنیم.

تمثیل اسطرلاب در اینجا بسیار گویاست. اسطرلاب، آن ستاره‌یابِ کهن که نیاکان ما با آن، ارتفاع و طول و عرض کواکب را محاسبه می‌کردند، فقط «نشان» می‌دهد؛ افلاک را به نزد ما حاضر نمی‌کند. انسان نیز چنین است؛ «آدم اسطرلاب اوصاف علوست، وصف آدم مظهر آیات اوست». از روی انسان است که ما می‌توانیم اوصاف بالایی و زبرین الهی را دریابیم، اما نه بیش از آنچه یک اسطرلاب نشان می‌دهد. هرچه در وجود او (آدم) هویدا می‌شود، عکس و بازتابِ اوصاف حضرت حق است، دقیقاً مثل انعکاس ماه در آبِ جوی.

ماه واقعی در آسمان است و جایگاهش رفیع، اما تصویرش در آبِ روان دیده می‌شود. این تصویر، خودِ ماه نیست، اما حضور ماه را می‌نمایاند و بدون ماه هم وجود ندارد. این، نهایتِ نزدیکی و در عین حال، نهایتِ تفاوت را نشان می‌دهد. ما در وجود خود، انعکاسِ او را می‌بینیم، نه عینِ او را. این تمثیل، توحید افعالی را با ظرافت بیان می‌کند، بی آنکه به جبر بینجامد یا انسان را به شریک حق بدل کند.

اما مولانا به همین اکتفا نمی‌کند. او در ادامه، از «نقوش عنکبوت» بر اسطرلاب آدمی سخن می‌گوید؛ همان خطوط عجیب و پیچیده‌ای که بر اسطرلاب‌ها ترسیم شده بود و فقط منجمان قادر به خواندن و درک آنها بودند. انسان نیز واجد چنین خطوط رمزی است که اگر کسی بتواند آنها را بخواند، به حقیقت آدمی و پس از آن به حقیقت خداوند که آدم مظهر اوست، پی خواهد برد. این نقوش عنکبوتی، خبر از «چرخ غیب» و «خورشید روح» می‌دهند.

دریغ است که این «اسطرلاب رشاد» — این راهنمای راستین — «بی‌منجم در کف عام اوفتاد». یعنی انسان با تمام این خطوط معماگون، بدون راهنما در میان مردم افتاده است. درست مثل یک عکس رادیولوژی که به دست مردم عادی افتد و تنها یک پزشک قادر به خواندن و تفسیر آن است، یا خط چینی که برای کسی که آن زبان را نمی‌داند، صرفاً نقش و نگار است، نه معنا. از این روست که مولانا تاکید می‌کند که «انبیا را داد حق تنجیم این، غیب را چشمی بباید غیب‌بین». انبیا همان منجمان الهی‌اند که حق علم تنجیم وجود آدمی را به ایشان بخشیده است تا بتوانند این اسطرلاب پیچیده را بخوانند و اسرار عالم بالا را از طریق آن برای ما بگشایند. اینجا معرفت‌شناسی مولانا با معرفت‌شناسی خود، به اوج می‌رسد: انسان، تجلی‌گاه رازهای هستی است، اما گشایش این رازها نیاز به چشم غیب‌بین دارد.

نکات کلیدی

  • انسان اسطرلابِ صفات الهی است، یعنی منعکس‌کننده و نشان‌دهنده، نه منبع و صاحبِ آن صفات.
  • وجود آدمی آینه‌ای است که صفات حق را بازتاب می‌دهد، همانند عکس ماه در آبِ جوی.
  • زبان دین، زبانی تمثیلی و استعاری است و حقایق هستی باید فراتر از تفسیرهای سطحی فهمیده شوند.
  • بر وجود انسان «نقوش عنکبوت»ی از اسرار الهی حک شده است که تنها «منجمان» (انبیا و عارفان) قادر به خواندن آن‌ها هستند.
  • این بیت بر خویشتن‌شناسی تأکید دارد، زیرا شناخت انسان به عنوان مظهر صفات الهی، دریچه‌ای به سوی شناخت خداوند است.

Sources: d6-s70 · 12:33:00 d6-s70 · 14:19:00 d6-s70 · 15:44:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.