قرائت دفتر ۶ بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند بیت ۳۲۱

M6:321 — آشکارا دانه پنهان دام او / خوش نماید ز اولت انعام او

آشکارا دانه پنهان دام اوخوش نماید ز اولت انعام او
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:321

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

دو بخش markdown: ترجمه به فارسی روان: آشکارا دانه پنهان دام او / خوش نماید ز اولت انعام او دانه (طعمه) آشکار است اما دام (تله) او پنهان؛ و پاداش و فایده‌اش در ابتدا بسیار دلپذیر و نیکو به نظر می‌آید. معنا: این بیت هشداری است دربارهٔ فریبندگی دنیا؛ آنچه دنیا به ظاهر پیش می‌کشد، طعمه‌ای آشکار است که تله‌ای پنهان را در خود دارد و در ابتدا بسیار دلربا می‌نماید.

شرح

این بیت از ابیات پرمعنای مثنوی است که در ادامهٔ داستانی می‌آید که مولانا برای بیان فریبندگی دنیا و ظاهرِ دلربای آن، ولی باطنی پنهان و زیان‌بار، به کار می‌برد. ما کلمهٔ «غرور» را در فارسی امروز به معنای تکبر به کار می‌بریم، اما در زبان مولانا و در این بافت، «غرور» یعنی گول خوردن و فریب خوردن. مولانا می‌فرماید که هر انسانی، مگر آنکه خداوند او را حفظ کند، در هر مرحله‌ای در معرض این غرور، یعنی این فریب است.

دنیا خود را با ظاهری بسیار دل‌فریب عرضه می‌کند. دانه، یعنی طعمه‌ای که برای شکار پهن شده، آشکارا پیداست. جذاب است و وعده‌های شیرین می‌دهد. اما دامِ آن، تله‌ای که شکار را اسیر می‌کند، زیرِ این دانه‌ی آشکار پنهان است. «انعام او»، یعنی آن پاداش‌ها و بخشش‌های ظاهری دنیا، در آغاز بسیار «خوش نماید» و دلنشین به نظر می‌رسد. این دقیقاً همان وضعیتی است که مولانا پیش از این بیت، در تمثیل معروف «گنده‌پیر» به آن اشاره می‌کند: دنیا پیرزنی است که خود را با سرخاب و سفیداب «چون نوعروس» جلوه می‌دهد. او چاپلوسی می‌کند و ظاهر خود را می‌آراید تا شکار کند. انسان‌ها فریب «گلگونه‌اش» را می‌خورند، یعنی آن آرایش سطحی و ظاهری فریبنده را، و «نوش نیش‌آلودهٔ» او را می‌نوشند، غافل از آنکه شهدش با زهر آمیخته است. این فریبکاری در «نعیم این جهان» نهفته است؛ نعمت‌های دنیا از دور همچون آبی در بیابان می‌نمایند، اما هرچه نزدیک‌تر شویم، سرابی بیش نیستند.

مولانا با این بیت تأکید می‌کند که فریبندگی دنیا مختص به یک نوع لذت یا شهوت نیست. حتی قدرت و مقام، «نام میری و وزیری و شهید» نیز می‌تواند «دانه»ی آشکاری باشد که «در نهانش مرگ و درد و جان‌دهی» پنهان است. این دام، در هر شکل و شمایلی، ابتدا خوش‌نماست اما عاقبت آن جز پشیمانی و ندامت زار زار نیست. از همین رو، توصیهٔ مولانا آن است که «صبر کن»، زیرا «الصبر مفتاح الفرج». صبر و تأمل می‌تواند کلید گشایش بصیرت ما بر این فریب‌ها باشد تا دام نهان را از پشت دانهٔ آشکار ببینیم.

نکات کلیدی

  • دنیا خود را با ظاهر زیبا و پاداش‌های فریبنده می‌نمایاند، اما این زیبایی طعمه‌ای برای تله‌ای پنهان است.
  • مفهوم «غرور» در مثنوی به معنای فریب‌خوردگی و گول خوردن است، نه تکبر، و همهٔ انسان‌ها مستعد این فریب‌اند.
  • همچون عروسِ دل‌فریبِ داستان، ظواهر دنیا همچون سراب‌اند؛ ابتدا آب‌نما، سپس خالی از حقیقت.
  • این فریبندگی فقط به لذات حسی محدود نمی‌شود؛ قدرت و مقام نیز دانهٔ آشکاری با دامی پنهان هستند.
  • «صبر» کلید گشایش بصیرت است تا بتوانیم دام پنهان را از پشت دانهٔ آشکار دنیا تشخیص دهیم.

Sources: d6-s08 · 38:14 d6-s08 · 31:45

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.