قرائت دفتر ۶ بخش ۹۷ - مثل دوبین هم‌چو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکان‌های این شهر و اگر بی‌تدارک هم‌چنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکان‌ها را از هم جدا دانسته‌ام بیت ۳۲۳۸

M6:3238 — بار گوناگونست بر پشت خران / هین به یک چون این خران را تو مران

بار گوناگونست بر پشت خرانهین به یک چون این خران را تو مران
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3238

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بر پشتِ چهارپایان بارها گونه‌گون است؛ هان، با یک چوب این چهارپایان را مَران. معنا: بارها و سرنوشت‌های موجودات متفاوت است؛ پس نباید با یک دید و حکم واحد با همهٔ آن‌ها برخورد کرد و همه را به یک چوب راند.

شرح

این بیت هشداری است دقیق و بسیار مهم از مولانا در مسیر سلوک و فهم عالم. پیش‌تر سخن از وحدت و نفی دوبینی (احولی) بود، اما این بیت به وجه دیگر سکه می‌پردازد: پرهیز از یکسان‌انگاری و ندیدن کثرت در عین وحدت. مولانا می‌گوید «همه یک حکم ندارند.» و این اصل کلیدی را با تمثیل «خران» به تصویر می‌کشد؛ «خران» در اینجا نه به معنای اهانت، بلکه استعاره‌ای است از موجوداتی که بار گوناگون بر دوش می‌کشند – بارهایی که از «لعل و گوهر» تا «سنگ و مرمر» متفاوت است. این تفاوت در بارها، ماهیت درونی و حقیقت هر موجود را بازمی‌تاباند.

«هین به یک چوب این خران را تو مران» دستوری است برای دست برداشتن از قضاوتی واحد و یک‌شکل. اشتباه «احول» یا دوبین فقط در ندیدن وحدت نیست، بلکه در نادیده گرفتن تنوع و تمایزات ضروری نیز هست. نگاه عارفانه، در عین دیدن وحدت هستی، باید قادر به تشخیص «شاه در هر لباس» باشد. هر مظهری، هر جلوه‌ای، «بار» خاص خود را دارد و باید با نگاهی متناسب و در خور آن نگریسته شود. این همان چیزی است که مولانا در جای دیگری بیان می‌کند که «بستگی دارد به چشمی که در جو نگاه می‌کند.» گاهی این «جو» تنها عکس خیالی است و گاهی آنقدر حقیقی که «سبد را از میوه پر می‌کند.» پس، همه جوها و همه موجودات را نمی‌توان با یک حکم و یک چوب راند و یکسان انگاشت. این درکِ تمایز، مکملِ درکِ وحدت است و سالک را از تقلیل‌گرایی مصون می‌دارد؛ چرا که عالم با همه‌ی کثراتش تجلیِ واحد حق است و هر کثرت وجهی یگانه از آن وحدت بی‌صورت را به خود گرفته است.

نکات کلیدی

  • لزوم درک تفاوت‌ها و پرهیز از یکسان‌انگاری در حکم و برخورد با موجودات و موقعیت‌ها.
  • هر موجود بار و ماهیتی یگانه دارد که از جنس آن (لعل و گوهر یا سنگ و مرمر) مشخص می‌شود.
  • خطای دوبینی هم در نادیده گرفتن وحدت است و هم در نادیده گرفتن کثرت و تمایزات ضروری.
  • نگاه عارفانه باید قادر به شناخت مظاهر گوناگون حق باشد و هر «لباس»ی را به تناسب بنگرد.
  • کیفیت ادراک ماست که واقعیت را آشکار می‌کند؛ نه همهٔ پدیدارها به یک اندازه حقیقی‌اند.
  • این بیت هشداری علیه تقلیل‌گرایی در فهم هستی و روابط انسانی است.

Sources: d6-s72 · 00:40:55 d6-s72 · 00:45:13 d6-s72 · 00:54:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.