قرائت دفتر ۶ بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره بیت ۳۲۶۰

M6:3260 — بر کریمی کرده‌ای ظلم و ستم / نه ز دست او رسیدت نعمتم

بر کریمی کرده‌ای ظلم و ستمنه ز دست او رسیدت نعمتم
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3260

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو به کریمی ستم کرده‌ای، در حالی که نعمتم از دست او به تو رسیده است. معنا: این بیت به انسان یادآوری می‌کند که گاهی بر کسانی که به او احسان کرده‌اند ظلم می‌کند، در حالی که همین احسان‌کنندگان واسطهٔ رساندن نعمت‌های الهی به او بوده‌اند.

شرح

این بیت، از آن دست آموزه‌های اخلاقی و عرفانی مولاناست که عمق نگاه او به مسئلهٔ شکر و احسان را آشکار می‌سازد. مولانا در اینجا به نکته‌ای بس ظریف اشاره می‌کند: آدمی گاهی بر کریمی، یعنی بر بنده‌ای نیکوکار و بخشنده، ستم روا می‌دارد، حال آنکه همین کریم، واسطه‌ای بوده برای رساندن نعمتی از جانب حق تعالی. گویی خداوند خطاب به بنده می‌گوید: «نعمتی از سوی من به تو رسید، اما از طریق دستی دیگر؛ و تو آن دست را قدر ندانستی و حتی بر آن ظلم کردی.»

این در واقع، بیانی از یک اصل بنیادین در آموزه‌های عرفانی است: شکر خالق از شکر مخلوق جدا نیست. هر نعمتی که به دست انسانی به ما می‌رسد، در حقیقت، نعمتی الهی است که از مجرای آن انسان به ما جاری شده است. غفلت از شکر واسطه‌ها، و فراتر از آن، ظلم به ایشان، نشانه‌ای از کوری باطن و عدم درک حقیقتِ جریان نعمت است. آن‌چنان که در سخنرانی‌ها بارها تأکید کرده‌ام، شکر نعمت صرفاً شکر زبانی نیست؛ بلکه «مصرف بهینهٔ نعمت» است. یعنی هر نعمتی را، چه چشم باشد، چه گوش، چه مال و چه حتی محبت یک انسان دیگر، باید در بهترین راه خود به کار برد و قدر دانست. بدین ترتیب، شکر عملی، همانا مصرف درست و بهینهٔ نعمت است. وقتی ما بر کریمی که واسطهٔ نعمت بوده، ظلم می‌کنیم، عملاً نعمت خدا را بد مصرف کرده‌ایم؛ نه تنها قدرش را ندانسته‌ایم، بلکه آن را ضایع کرده‌ایم.

از دید مولانا، این یک نوع بی‌ادبی نسبت به حق است، زیرا خداوند خود «اکرام‌فن» است؛ یعنی فن و شیوهٔ اصلی او اکرام و احسان است. و وقتی کریمی از خلق، آینه‌دار این صفت الهی می‌شود و نعمتی را به ما می‌رساند، ستم بر او، ستم بر تجلی صفت الهی است. این بی‌توجهی به واسطه‌بودن «دستِ او» برای «نعمتِ من»، ریشه در خودبینی و عدم تواضع دارد. آدمی می‌پندارد که خود مستحق بوده و کریم تنها وظیفهٔ خود را انجام داده است؛ حال آنکه، همانطور که تأکید کرده‌ام، «حق تو نبود» و حتی اگر حق تو هم بود، می‌توانست به تو نرسد. لذا کمترین ادب، زبان سپاسگزار است و در ورای هر دست بخشنده‌ای، دست خداوند را دیدن. این بینش است که انسان را از شکایت‌های بی‌جا از جهان رهایی می‌بخشد و به سوی شکر و ادای حق هدایت می‌کند.

نکات کلیدی

  • سپاسگزاری از مخلوق، بخشی از سپاسگزاری از خالق است؛ هر نعمت از هر دستی، نهایتاً از دست خداست.
  • ظلم بر واسطهٔ نعمت، قدرناشناسی نسبت به اصل نعمت و بخشندهٔ آن است.
  • شکر حقیقی تنها لفظی نیست، بلکه «مصرف بهینه» و با احترام از نعمتی است که به ما رسیده است.
  • درک این حقیقت، نشانه‌ای از تواضع و دیدن دست خدا در تمام امور عالم است.

Sources: d6-s73 · 19:56:56 d6-s73 · 18:10:10 d6-s73 · 20:22:22

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.