قرائت دفتر ۶ بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره بیت ۳۲۷۲

M6:3272 — تو نمردی ناز و بخت ما بمرد / عیش ما و رزق مستوفی بمرد

تو نمردی ناز و بخت ما بمردعیش ما و رزق مستوفی بمرد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3272

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو نمردی، در حالی که ناز و بخت ما مُرد؛ عیش و رزق کامل ما از میان رفت.

معنا: این بیت، به تقابل میان ذات جاودان و بخشندهٔ «تو» با «ما»ی میرا و رنج‌دیده می‌پردازد و بیانگر از دست رفتن موهبت‌ها، نیک‌بختی‌ها و روزی کامل انسان در غیاب آن مبدأ ازلی است.

شرح

این بیت در ادامهٔ ثناگویی مولانا از یک وجود بی‌همتا و کمال‌یافته آمده است؛ وجودی که در رزم و کرم «واحد کالف» است و «صد چو حاتم» در بخشش. «تو»ی این بیت، بی‌گمان، اشاره به آن حضرتِ ازلی و ابدی دارد که مرگ در آن راه ندارد، یا اشاره به انسان کاملی است که صفات الهی را در خود متجلی ساخته و از مرگ صوری رسته است. من بر این باورم که مولانا در اینجا از این «تو» سخن می‌گوید که نه تنها خود نمُرده است، بلکه حتی نام نیک و آوازهٔ خیرش نیز زنده‌تر از همیشه پابرجاست. این نام نیک، گویی دعای ابراهیمی است که در قرآن می‌خوانیم: «و اجعل لی لسان صدق فی الآخرین». این «نام نیک» و بقای آن، پاداشی است که بی‌واسطه از کار نیک و خدمت به خلق برمی‌خیزد؛ نه آنکه آدمی به قصد شهرت و نام‌آوری به کاری دست زند. بلکه چون کار نیکی می‌کند، حتی اگر نامش هم نماند، باکی نیست. اما اگر ماند، چه نیکوست که دیگران را نیز به خیر و صلاح ترغیب می‌کند و صدقهٔ جاریه‌ای می‌شود که تا ابد باقی است. ما آدمیان اما، «ما»ی فانی، گرفتار مرگ «ناز و بخت» و فنای «عیش و رزق مستوفا» می‌شویم. «ناز» در اینجا به معنای موهبت، وقار یا نعمتی است که از جانب حق به انسان می‌رسد و «بخت» همان اقبال و سعادت دنیوی است. «رزق مستوفا» نیز، همان‌گونه که مولانا تصریح می‌کند، به معنای رزق کامل و تمام و کمال است. این‌ها همه، با مرگ «ما» می‌میرند و به سرانجام خود می‌رسند، در حالی که «تو»ی ازلی، همچنان جاری و پایدار است. این تقابل عمیق، تصویری روشن از فانی بودن جهان مادی و باقی بودن حقایق روحانی به دست می‌دهد. «عیش ما و رزق مستوفا بمرد» اشاره به آن است که لذت‌ها و روزی‌های زمینی، هر چقدر هم کامل و وافر باشند، گذرا و فناپذیرند و در مقایسه با آنچه از جانب آن «تو»ی جاودان می‌آید، رنگ می‌بازند.

نکات کلیدی

  • مابین جاودانگی حق و فناپذیری انسان تفاوت ذاتی وجود دارد.
  • سعادت، ناز و رزق کامل ما، بدون اتصال به مبدأ الوهی، میرا و ناپایدار است.
  • «نام نیک» (نام و شهرت خوب) پاداشی طبیعی برای اعمال نیک است، نه هدفی که باید مستقیم دنبال شود.
  • وجود «تو» که مولانا بدان اشاره دارد، در بخشش و دوام، از هر نمونهٔ انسانی فراتر است.

Sources: d6-s73 · 38:02:02 d6-s73 · 42:00:00 d6-s73 · 43:10:00 d6-s73 · 45:11:11

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.