قرائت دفتر ۶ بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره بیت ۳۲۸۹

M6:3289 — تا شود پیدا وقار و صبرشان / کردشان پیش از نبوت حق شبان

تا شود پیدا وقار و صبرشانکردشان پیش از نبوت حق شبان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3289

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: برای آنکه بردباری و پایداری‌شان آشکار شود، خداوند پیش از پیامبری آنان را چوپان گردانید. معنا: این بیت بیان می‌کند که خداوند پیامبران را پیش از آنکه به مقام نبوت برسند، چوپان مردم قرار داد تا شکیبایی و وقار آنان در مواجهه با مشکلات و سختی‌ها نمایان گردد.

شرح

این بیت در ادامهٔ روایتی از پیامبر اکرم (ص) می‌آید که فرمودند: «هر پیامبری، خواه در جوانی و خواه در کودکی، چوپانی کرده است.» مولانا در اینجا توضیح می‌دهد که چرا حق تعالی این را شرط پیشوایی جهان قرار داده است: «بی شبانی کردن و آن امتحان، حق ندادش پیشوایی جهان.» به اعتقاد من، این یک نکتهٔ مهم است؛ یعنی خداوند پیامبران را قبل از اعطای مقام نبوت، در معرض امتحانی سخت قرار داد تا شایستگی‌های آنان آشکار شود.

این امتحان از جنس «شبانی» و چوپانی‌ست. مقصود این است که «وقار و صبر» آنان پیدا شود. یعنی سعه صدر و تحملشان در برابر جفای خلق معلوم گردد. انبیا باید بدون مزد خدمت کنند، در مقابل جفا وفا پیشه سازند و دست کسانی را بگیرند که حتی دشمن آنان هستند. این رمهٔ انسان‌ها را باید به سلامت به جایگاه اصلی‌شان برسانند و این کاری‌ست که به تحمل بسیار نیاز دارد.

من قویاً معتقدم که این مفهوم «شبانی بشر» با آن چیزی که در اندیشهٔ «ولایت فقیه» مطرح است، صددرصد منافات دارد. پیامبر فرمود: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته.» یعنی همهٔ شما چوپانید و نسبت به رمهٔ خود مسئولید. سعدی نیز در این باره چه زیبا می‌گوید: «شهی که مصلحت خلق نگه می‌دارد، حلال باد خراجش که مزد چوپانی‌ست. وگر نرایی خلق است، زهر مارش باد که هرچه می‌خورد او جزیت مسلمانی‌ست.»

حاکم، به تعبیر سعدی، چوپان است و گوسفند از برای چوپان نیست، بلکه چوپان برای خدمت اوست. او باید نقش خادمی ایفا کند، نه نقش ولایت و خواجه بودن. این دقیقا همان چیزی‌ست که ما در گفتار و عمل بسیاری از مدعیان ولایت فقیه نمی‌بینیم. آنان خود را «ولی مردم» می‌دانند، نه «وکیل مردم»، نه «خادم مردم». اما از منظر مثنوی و سیرهٔ نبوی، این رویکرد اشتباه است.

چوپانی باید «حلم موساوار» باشد. یعنی همان‌طور که موسی (ع) با گوسفند رمیده با شفقت رفتار کرد، آن را نوازش داد، خستگی‌اش را زدود و گفت: «به من رحم نکردی، چرا به خودت رحم نکردی؟» و او را به گله بازگرداند. چوپانی که رمهٔ خود را بزند، بکشد و آقایی بفروشد، نه رمّه‌ای برایش می‌ماند و نه دیگر خود چوپانی در کار است. این وقار و صبر و این نوع خدمت، امتحانی الهی‌ست که خداوند برای اعطای مقام روحانی و پیشوایی به انبیا، از ایشان گرفته است.

نکات کلیدی

  • چوپانی به مثابه امتحان الهی برای پیامبران، جهت آشکار شدن وقار و صبرشان.
  • اصل حاکمیت: حاکم باید چوپان و خادم مردم باشد، نه ولی و آقا.
  • "حلم موساوار" در حکمرانی: رهبری با شفقت، بردباری و تحمل جفای مردم.
  • پاداش چوپانی نیکو: سِمَت چوپانی روحانی و مرتبهٔ بلند معنوی.
  • رسالت پیامبران: خدمت بی‌مزد و گذراندن رمهٔ انسان‌ها به جایگاه اصلی‌شان.

Sources: d6-s73 · 01:04:44 d6-s73 · 01:08:01 d6-s73 · 01:10:00 d6-s73 · 01:12:00 d6-s73 · 01:15:00 d6-s73 · 01:17:17

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.