قرائت دفتر ۶ بخش ۷ - در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحله‌ای الا من عصم الله بیت ۳۳۷

M6:337 — آنک از دادش نیاید هیچ بد / داند و بی‌خواهشی خود می‌دهد

آنک از دادش نیاید هیچ بدداند و بی‌خواهشی خود می‌دهد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:337

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او که از بخشش او هیچ بدی نمی‌آید، خود می‌داند و بی‌هیچ درخواستی می‌بخشد. معنا: این بیت توصیف می‌کند که خداوند، که از دادنش هیچ شرّی برنمی‌خیزد، بدون نیاز به درخواست بندگان، خودش می‌داند چه چیزی ببخشد و آن را عطا می‌کند.

شرح

من این بیت را در سیاق بحثی بسیار عمیق‌تر از صرف عدم درخواست از دیگران می‌بینم. مولانا، در ادامهٔ این سخن پیامبر که "گر همی‌خواهی ز کس چیزی مخواه"، گویی می‌خواهد به بنیاد این خواستن بپردازد. این بیت توصیفی‌ست از خداوند: «آنک از دادش نیاید هیچ بد»، یعنی ذات حق تعالی که هر چه می‌بخشد، جز خیر از آن برنمی‌خیزد و هیچ شری در بخشش او راه ندارد. سپس می‌افزاید: «داند و بی‌خواهشی خود می‌دهد». این یعنی خداوند خود می‌داند چه نیاز است و بدون هیچ تقاضایی، از سر علم و حکمت و فضل خویش، عطا می‌کند.

این همان معنای باطنی و بلندی‌ست که مولانا در دفتر سوم مثنوی به آن اشاره می‌کند و نظر خاص خود را دربارهٔ دعا و خواستن بیان می‌دارد. مولانا اولیا را به دو گروه تقسیم می‌کند: گروهی که "اهل دعا" هستند و "گهی دوزند و گاهی بردرند"؛ یعنی دعا می‌کنند، طلب تغییر اوضاع دارند و چیزهایی را از خدا می‌خواهند. اما "قوم دیگر می‌شناسم ز اولیا / که زبانشان بسته باشد از دعا". چرا؟ زیرا آنان به مقام رضا رسیده‌اند. رضایت مطلق به قضای الهی. اینان در هر چه که از حق می‌رسد، ذوقی خاص می‌یابند و از همین رو، طلب کردن رهایی یا دفع قضا برایشان کفر به شمار می‌آید.

این مقامی بسیار بلند و نادر است در سلوک معنوی. مقام رضاست که سالک را به جایی می‌رساند که نه تنها از بندگان، بلکه حتی از خالق نیز چیزی نمی‌خواهد. نه از سرِ نادانی یا ناامیدی، بلکه از سرِ کمالِ معرفت و اطمینان به علم مطلق و خیر محضِ خداوند. وقتی معتقد باشی که «آنک از دادش نیاید هیچ بد» و او «داند و بی‌خواهشی خود می‌دهد»، دیگر چه جایی برای خواستن باقی می‌ماند؟ خواستن در این مقام، نشانه‌ای از تردید در علم یا خیرخواهی حق تعالی تلقی می‌شود. این نگاه مولانا، عمق توحیدی دارد که بندهٔ محض را در برابر مشیت محض حق، در نهایت تسلیم و رضا قرار می‌دهد و از هرگونه شائبهٔ تدبیر یا اعتراض بشری مبرا می‌سازد. این اوج فنا در ارادهٔ الهی‌ست.

نکات کلیدی

  • خداوند، دانای مطلق و خیر محض، نیازهای بندگانش را بدون نیاز به درخواست آنان برآورده می‌کند.
  • مقام رضا، اوج سلوک معنوی‌ست که در آن سالک از هرگونه خواستن، حتی از خدا، خودداری می‌کند.
  • برای اولیای حقیقی در مقام رضا، تلاش برای تغییر تقدیر الهی یا طلب رهایی، نوعی کفر تلقی می‌شود.
  • این نگاه مولانا، تأکید بر تسلیم کامل و اطمینان بی‌چون و چرا به حکمت و مشیت الهی دارد.
  • بخشش خداوند همواره نیکوست و هیچ شری از آن برنمی‌خیزد، پس تردیدی در خیرخواهی او نیست.

Sources: d6-s09 · 00:06:25 d6-s09 · 00:08:20

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.