قرائت دفتر ۶ بخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمة الله علیه در الهی‌نامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی وَ کانوا فیهِ مِنَ الزّاهِدینَ بیت ۳۳۷۵

M6:3375 — که حرم با هر چه دارم گو بگیر / تا بگیرد حاصلم را هر مغیر

که حرم با هر چه دارم گو بگیرتا بگیرد حاصلم را هر مغیر
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3375

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بگو که خانواده‌ام و هر آنچه دارم را بگیر؛ تا هر غارتگری بیاید و حاصل زندگی‌ام را ببرد. معنا: این بیت از زبان مردی است که برای نجات اسب خود، التماس‌کنان می‌گوید حاضر است تمام خانواده و دارایی‌اش را فدای آن اسب کند و هر غارتگری می‌تواند هرچه دارد را ببرد، تنها اسبش در امان بماند.

شرح

این بیت، روایتگر حالتی از شیفتگی و تعلق خاطر است که در نگاه اول شاید عجیب و نامتعارف جلوه کند، اما در واقع اوج اخلاص و صدق در بیان یک خواست قلبی است. مردی که اسبش در خطر است، با تمام وجود و نه از سر تعارف، بلکه با صداقت تمام اعلام می‌کند که حاضر است تمامی حرم (خانواده) و دارایی‌اش را از دست بدهد؛ بگذار غارتگران هر آنچه دارد ببرند، فقط آن اسب برایش بماند.

مولانا در این داستان، به خوبی به ما نشان می‌دهد که چگونه یک شیء، در اینجا یک اسب، می‌تواند تا سرحد جان برای کسی ارزش پیدا کند. این «تکلف نیست، نی تزویری است» که التماس‌کننده می‌گوید، کلید درک این بیت است. او ریا نمی‌کند؛ خواسته‌اش برخاسته از عمق وجود اوست، هرچند که ممکن است برای دیگران قابل فهم نباشد یا حتی ملامت‌برانگیز.

این صحنه یادآور این نکته مهم است که تعلقات انسان همیشه تابع منطق متعارف و ارزش‌گذاری‌های اجتماعی نیست. گاهی یک چیز، نه به خاطر ارزش مادی‌اش، بلکه به دلیل پیوندی عمیق و غیرقابل توضیح، برای فرد حیاتی می‌شود. اینجاست که مولانا با ظرافت خاص خود، به ژرفای نفس آدمی راه می‌یابد و تفاوت میان تعلقات سطحی و آن‌هایی که با «جان» گره خورده‌اند را به تصویر می‌کشد. همانطور که در مواضع دیگر می‌فرماید: «از زن و زر و عقارم صبر هست / این تکلف نیست، نی تزویری است.» این سخن نشان از اولویت‌بندی بی‌پرده و صریح اوست، اولویت‌بندی‌ای که از محاسبه و سوداگری به دور است و از سرِ صدقِ یک دلِ وابسته برمی‌خیزد. مولانا با این داستان‌های جزئی، ما را به تأمل در باب «ارزش» و «اولویت» در زندگی فرامی‌خواند و نشان می‌دهد که چگونه در لحظات بحرانی، پرده از روی ترجیحات حقیقی انسان برداشته می‌شود.

نکات کلیدی

  • شدت تعلق خاطر انسان به یک شیء خاص می‌تواند از هر معیار متعارفی فراتر رود.
  • صداقت در بیان خواسته‌های درونی، حتی اگر غیرمتعارف باشد، از تزویق و ریا باارزش‌تر است.
  • این بیت نشان می‌دهد که مولانا به تحلیل روان‌شناختی تعلقات انسانی، بدون قضاوت اخلاقی، علاقه‌مند است.
  • ارزش حقیقی یک چیز برای فرد، ممکن است با ارزش مادی یا اجتماعی آن کاملاً متفاوت باشد.

Sources: d6-s75 · 01:18:58 d6-s75 · 01:20:29

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.