قرائت› دفتر ۶› بخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمة الله علیه در الهینامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی وَ کانوا فیهِ مِنَ الزّاهِدینَ› بیت ۳۳۷۷
M6:3377 — گر برد این اسپ را از دست من / من یقین دانم نخواهم زیستن
M6:3377
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: اگر او این اسب را از دست من بگیرد، من به یقین میدانم که دیگر نخواهم زیست. معنا: این بیت از زبان مردی است که وابستگیاش به اسبی خاص به حدی است که از دست دادنش را با مرگ خود برابر میداند و اعلام میکند که بدون آن اسب، زندگی برایش بیمعناست.
شرح
این بیت، از عمق حکایت عمادالملک در دفتر ششم مثنوی، فریاد دل مردی است که هستی خود را گرهخورده به وجود اسبی میبیند. مولانا اینجا یک وضعیت روانشناختی عمیق و شاید جهانی را به تصویر میکشد: شدتِ وابستگی انسان به یک شیء یا پدیدهٔ خاص تا بدانجا که حیات خویش را بدون آن بیمعنا مییابد. این تنها یک «دوستداشتن» ساده نیست؛ «من یقین دانم نخواهم زیستن» یک حکم قطعی است، یک جبر درونی است که از شدت دلبستگی برمیخیزد. او نه تنها میترسد که بمیرد، بلکه «یقین» دارد که نخواهد زیست. این همان «محو» شدن در چیزی است که مولانا در جای دیگر میفرماید: «محو میباید نه نحو اینجا بدان». گویی وجود او در وجود این اسب محو شده و از آن استقلال وجودی ندارد و به نوعی، «بیصورتی» ذاتی خود را به این «صورت» مادی گرو گذاشته است.
نکات کلیدی
- شدت وابستگی انسان به امور دنیوی میتواند به حدی برسد که آن را عین هستی خود پندارد.
- این بیت نمایانگر حالتی از «یقین» درونی است، اما نه یقینی از جنس معرفت الهی، بلکه یقینی از جنس جبرِ تعلق.
- مرد در این حکایت، از جنس کسانی است که «جانش رهن» یک شیء مادی شده و از دست دادنش را پایان حیات میداند.
- این شدت دلبستگی به دنیا در مقابل آموزههای مولانا دربارهٔ سبکروحی و رهایی از تعلقات قرار میگیرد.
- این بیت، آینهای برای تأمل در کیفیت وابستگیهای خود ماست؛ آیا چیزی هست که فقدانش، زندگی ما را بیمعنا کند؟
Sources: d6-s75 · 01:18:58 d6-s75 · 01:20:29
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: If he takes this horse from my hand, I know for certain I shall not live. Meaning: This verse expresses a man's profound, existential attachment to a specific horse, declaring that its loss would unequivocally mean the end of his own life.
Explanation
This verse, emerging from the depths of Emad-ul-Molk's tale in Book Six of the Masnavi, is the cry of a man whose very existence is intertwined with that of a horse. Here, Rumi portrays a profound, perhaps universal, psychological state: the intensity of human attachment to a specific object or phenomenon, to such an extent that one finds life meaningless without it. This is no mere affection; "I know for certain I shall not live" is an absolute decree, an inner compulsion stemming from the intensity of his devotion. He not only fears dying, but he knows for certain he will not live. This is akin to the concept of 'effacement' (maḥw) that Rumi speaks of elsewhere: "Effacement is needed here, not grammar, know this." It is as if his being is effaced in the being of this horse, having lost its existential independence, and in a way, he has mortgaged his essential 'formlessness' (bī-ṣūratī) to this material 'form'.
Key takeaways
- The intensity of human attachment to worldly affairs can reach a point where one perceives it as one's very existence.
- This verse illustrates a state of inner 'certainty' (yaqīn), not of divine knowledge, but of the compulsion of attachment.
- The man in this story embodies those whose 'soul is mortgaged' (jānam rahn) to a material object, viewing its loss as the end of life.
- This intense worldly attachment stands in stark contrast to Rumi's teachings on 'light-heartedness' (sabuk-rūḥī) and freedom from worldly ties.
- This verse serves as a mirror for contemplating the nature of our own attachments: is there anything whose absence would render our lives meaningless?
Sources: d6-s75 · 01:18:58 d6-s75 · 01:20:29
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.