قرائت دفتر ۶ بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره بیت ۳۴۸۰

M6:3480 — بانگ در دان گفت را از قصر راز / تا که بانگ وا شده‌ست این یا فراز

بانگ در دان گفت را از قصر رازتا که بانگ وا شده‌ست این یا فراز
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3480

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گفتار را بانگ دری بدان که از قصر راز می‌آید؛ تا بدانی که این بانگ، نوید گشودن دری است یا نشان از بستن آن. معنا: مولانا می‌گوید هر سخنی که می‌شنویم، از جهان پنهان و سرّی برمی‌خیزد و مانند صدای دری است که از قصری دور به گوش می‌رسد؛ ما باید هوشیار باشیم تا تشخیص دهیم که این صدا، آیا بشارت گشایش دری به سوی حقایق و خیر است یا اعلان بسته‌شدن و فرو افتادن به وادی شر و ضلالت.

شرح

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که پیوسته کلمات و گفتارها ما را احاطه کرده‌اند، و مولانا اینجا نکته‌ای در غایت ظرافت و اهمیت را به ما گوشزد می‌کند: هر گفتار و هر سخنی، همچون «بانگ در»ی است که از «قصر راز» برمی‌خیزد. این قصر راز، همان عالم غیب، عالم اسرار و معانی پنهان است که هر آنچه در جهان محسوس می‌شنویم، از آنجا نشأت می‌گیرد. اما نکتهٔ کلیدی این است که هر بانگ دری، یا می‌تواند به معنای «باز شدن» در باشد یا به معنای «بسته شدن» آن. فرزند مولانا، حسام‌الدین چلبی، در پاسخ به کسانی که موسیقی را لهو و لعب می‌دانستند، می‌گفت: «شما صدای بسته شدن درهای بهشت را می‌شنوید، اما من صدای گشایش درهای بهشت را». این تمثیل، دقیقاً همین بیت را روشن می‌کند؛ یک پدیدهٔ واحد، در اینجا صدای در، می‌تواند برای دو نفر معانی کاملاً متضاد داشته باشد. مولانا می‌فرماید که خود این «بانگ در» محسوس است، ما آن را می‌شنویم؛ اما خودِ «در» که این بانگ از آن برمی‌خیزد – یعنی آن حقیقت پنهان، آن راز – «لا تبصرون» است، دیده نمی‌شود. این تمایز میان امر محسوس و نامحسوس، بنیاد معرفت‌شناسی عرفانی است. ما تنها با آگاهی از بانگ، باید به حقیقتِ پسِ در پی ببریم. «چنگ حکمت» وقتی «خوش‌آواز» می‌شود، به تعبیر مولانا، باید از خود بپرسیم که «تا چه در از روضه جنت باز شد»؟ یعنی آهنگ حکمت، نوید گشایش درهای بهشت را می‌دهد. اما از سوی دیگر، «بانگ گفته بد چو دروا می‌شود»، باید هشیار بود که «از سقر تا خود چه در وا می‌شود»؛ سخن ناپاک و گمراه‌کننده، درهای جهنم را به روی ما می‌گشاید. اینجاست که نقش «بانگ‌درشناس» آشکار می‌شود؛ کسی که قادر است از ظاهرِ یک کلام، باطن و پیامد معنوی آن را دریابد. مولانا حتی پا را فراتر می‌گذارد و می‌گوید: «بانگ در بشنو چو دوری از درش / ای خنک آن را که وا شد منظرش». یعنی وقتی هنوز از درِ حقیقت دور هستی، چاره‌ای جز شنیدن بانگ و حدس زدن نداری. اما خوشا به حال آن کس که «منظرش» وا شده، یعنی چشم بصیرتش باز شده و خودِ در را می‌بیند. چنین فردی نیازی به حدس زدن ندارد؛ او مستقیماً حقیقت را نظاره می‌کند، نه از طریق اصوات و نشانه‌ها. این سخن مولانا ما را به یاد تعبیر حافظ می‌اندازد که می‌گوید: «این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید». این بانگ جرس، همان صدای غیبی است که هم پیامبر در هنگام دریافت وحی می‌شنید و هم عارف از سرّ هستی دریافت می‌کند. تفاوت در این است که هر گفتار و هر بانگی، از «قصر راز» می‌آید و ما را به سوی چیزی فرامی‌خواند یا از چیزی بازمی‌دارد. وظیفهٔ ما، در هر لحظه، تشخیص این ندا و عمل کردن مطابق با آن است تا درهای سعادت به رویمان گشوده شود، نه آنکه بسته گردد.

نکات کلیدی

  • گفتار، پل یا مانع: هر کلامی که می‌شنویم یا می‌گوییم، بانگ دری است که یا ما را به حقیقت می‌رساند یا از آن دور می‌کند.
  • تمییز میان بازگشایی و بستگی: باید در هر گفته‌ای دقت کنیم که آیا این صدا دری به بهشت معارف می‌گشاید یا به دوزخ ضلالت رهنمون می‌شود.
  • ظاهر محسوس، باطن نامحسوس: بانگ در محسوس است، اما دری که به آن اشاره دارد، پنهان و نامحسوس است؛ این تمییز جوهر ادراک عارفانه است.
  • حکمت و موسیقی: کلام حکمت و سماع روحانی، بانگ باز شدن درهای بهشت‌اند، در حالی که سخن ناسره، درهای سقر را می‌گشاید.
  • درک شهودی ورای شنیدن: بالاترین مرتبه آن است که خود در را ببینی نه فقط بانگ آن را بشنوی؛ یعنی حقایق را به شهود دریابی.

Sources: d6-s77 · 41:44 d6-s77 · 43:42 d6-s77 · 52:45

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.