قرائت دفتر ۶ بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره بیت ۳۵۰۸

M6:3508 — وز درونشان عالمی بی‌منتها / در میان خرگهی چندین فضا

وز درونشان عالمی بی‌منتهادر میان خرگهی چندین فضا
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3508

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و از درون آن [بدن‌ها] جهانی بی‌انتهاست، در میان خیمه‌ای [جسم] با این همه فضا.

معنا: این بیت به عظمت و پیچیدگی وجود درونی انسان اشاره دارد، که علی‌رغم ظاهر محدود جسم، عالمی بیکران از معانی و ظرفیت‌ها را در خود جای داده است.

شرح

مولانا در این بیت، که ادامهٔ توصیف اعجاز خلقت الهی در ساختار وجود انسان است، به عمق و بی‌کرانگی عالم درون اشاره می‌کند. پیش از این بیت، به زیبایی و تناسب اندام‌های جسمانی، که همچون قصری با ایوان‌ها، حوضچه‌ها و شاه‌نشین‌هاست، می‌پردازد. اما در اینجا، از آن قصر جسمانیِ متناسب فراتر می‌رود و می‌گوید: «از درونشان عالمی بی‌منتها». این «خرگه» یا خیمه که به ظاهر محدود است، در باطن خود فضاها و عوالم بی‌شمار و بی‌نهایتی را پنهان کرده است.

من بارها گفته‌ام که در نگاه مولوی، این جهان ظاهر و باطنی دارد که با یکدیگر در ارتباطی شگفت‌انگیزند. آنچه از بیرون به سان جسمی محدود و خاکی می‌نماید، از درون جهانی بی‌مرز و لایتناهی است. این بی‌کرانگی، تنها به معنای گنجایش‌های ذهنی یا عاطفی نیست؛ بلکه اشاره به عظمت وجود روح و جان آدمی است که محدود به ابعاد مادی نیست. جان همچون آب (که بی‌صورت است و هر ظرفی را شکل می‌گیرد)، یا نور (که بی‌رنگ است اما رنگ‌ها را آشکار می‌کند)، یا دم نی (که خود ملودی ندارد اما همه ملودی‌ها از آن برمی‌خیزد)، بی‌شکل است اما مظهر بی‌نهایت صور و معانی.

این را باید از سحر حلال خداوند دانست. همان‌گونه که در ادامهٔ همین بحث مولانا می‌آورد، خداوند «سحّاره» است و جهان را به گونه‌ای می‌نمایاند که ماوراء طبیعت، طبیعی می‌شود. اوست که قبض و بسط می‌کند، چشمی را می‌بندد و چشمی را باز می‌کند. اینکه در یک جسم محدود (خرگهی) عوالم بی‌منتها گنجانده شود، خود از اعجاز این سحر حلال و هنرمندی «زاوِ» آفرینش است. بدن صرفاً یک ظرف یا محفظه برای روح نیست؛ بلکه روحی وسیع و بی‌مکان است که با بدن همراه می‌شود. این بینش، انسان را از محدودیت‌های مادی رها می‌کند و به او امکان می‌دهد تا به ظرفیت‌های بی‌شمار درونی خود پی ببرد. این همان «خودشناسی» است که مولانا آن را «اصل اصول اصول دین» می‌نامد.

نکات کلیدی

  • جسم انسان با تمام محدودیت‌هایش، ظرفی برای جهانی بی‌کران در درون است.
  • این بیت تجلی معماری الهی را نشان می‌دهد که از ظاهری محدود، باطنی بی‌کران می‌آفریند.
  • ماهیت روح، بی‌صورت و گسترده است و محدود به ابعاد مادی بدن نمی‌شود.
  • خداوند با «سحر حلال» خود، بی‌نهایت را در درون محدود متجلی می‌سازد.
  • شناخت این «عالم بی‌منتها» درونی، کلید خودشناسی و دین‌شناسی راستین است.

Sources: d6-s77 · 29:24 d6-s77 · 52:45 s09 [04:40] s10 [01:00:21]

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.