قرائت دفتر ۶ بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره بیت ۳۵۱۲

M6:3512 — تا به آخر چون بگردانی ورق / از پشیمانی نه افتم در قلق

تا به آخر چون بگردانی ورقاز پشیمانی نه افتم در قلق
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3512

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا آن دم که برگ زندگی را برمی‌گردانی، از پشیمانی در اضطراب نیفتم. معنا: این بیت درخواستی از خداوند است که تا پایان عمر، حقایق چنان که هست بر ما آشکار باشد تا در لحظات آخر، گرفتار پشیمانی و دلواپسی نشویم.

شرح

من بر این باورم که این بیت یکی از عمیق‌ترین و حیاتی‌ترین خواسته‌های انسان از خداوند را بازگو می‌کند؛ درخواستی که ریشه در شناخت ما از «مکر حق» دارد. مولانا در اینجا به نکته‌ای اشاره می‌کند که پیش‌تر در قرآن کریم هم به آن برمی‌خوریم، آنجا که خداوند خود را «خیر الماکرین» می‌خواند. این «مکر» الهی، به معنای فریب‌کاری منفی نیست؛ بلکه همان «سحر حلال» است که چشمان ما را گاه بر حقایق می‌بندد و گاه می‌گشاید. این قبض و بسط چشم دل، این که ماه را چون کابوسی نشان دهد یا قعر چاه را چون روضه‌ای دلگشا، همه از قبضه قدرت اوست. باری، انسان گاه چنان در دام اوهام و تلبيسات گرفتار می‌آید که نه زشت را زشت می‌بیند و نه حق را حق. این گمراهی، حاصل همین بازیِ سحرآمیز خداوند است که البته بر مبنای حکمت و عدل اوست. پیامبر اکرم (ص) نیز خود به همین نکته وقوف داشتند و از همین رو این دعای مشهور را بر زبان راندند: «رب أرنا الأشياء كما هي»؛ یعنی پروردگارا، امور را آن‌چنان که هستند به ما بنما. این دعا عین معرفت است، چرا که انسان می‌داند چشمانش ممکن است فریب بخورد، دلش ممکن است به سوی باطل گراید و حقیقت از او مستور بماند. پس در این بیت، مولانا از زبان مصطفی (ص) یا به نیابت از هر سالکی، همین درخواست را مطرح می‌کند: «تا به آخر چون بگردانی ورق، از پشیمانی نیفتم در قلق.» این «ورق» می‌تواند ورق عمر باشد، برگ سرنوشت، یا کتاب اعمال که در پایان به ما بازگردانده می‌شود. و «قلق»، همان اضطراب و پریشانی عمیقی است که از پشیمانیِ حاصل از درک اشتباهات و کج‌فهمی‌های گذشته پدید می‌آید. این پشیمانی نه از خطای فردی صرف، که از درنیافتن حقیقت امور است. عارف می‌داند که جهنم و بهشت، نهادهای ایستا نیستند، بلکه «در حال ساخته شدن‌اند». انسان با هوا و هوس‌های خود، هیزم آتش جهنم را فراهم می‌کند و با نیکی‌های خود، بهشت را بنا می‌نهد. اگر در پایان عمر دریابیم که آتش برانگیخته‌ایم و نه گلستان، آن قلق و پشیمانی گریبانگیر خواهد شد. این درخواست نهایتاً از خداوند است که از «مکر حق» و «سحر حلال» خود، ما را از این رنج پایانی برهاند؛ یعنی چشمان دل ما را چنان باز نگه دارد که هرگز حقیقت بر ما واژگونه ننماید و در پایان راه، با ندامتی جانکاه روبرو نشویم. این مقام، فراتر از شکر و شکایت است؛ مقام طلب بینش محض است تا سلوکِ عمر بر پایهٔ خطا و سراب بنا نشده باشد.

نکات کلیدی

  • بیت درخواستی عمیق برای درک حقیقت از خداوند است تا از پشیمانیِ واپسین در امان بمانیم.
  • مفهوم «مکر حق» به عنوان «سحر حلال» الهی، نقش خدا را در قبض و بسط چشم دل انسان نشان می‌دهد.
  • دعای پیامبر «رب ارنا الاشیاء کما هی» (خدایا امور را چنان‌که هست بنمایان) تجلی معرفت‌جویی حقیقی است.
  • «ورق» عمر و اعمال ماست؛ «قلق» اضطراب ناشی از پشیمانی برای کج‌فهمی‌ها و خطاهای بنیادین است.
  • جهنم و بهشت اکنون «در حال ساخته‌شدن‌اند» و نتیجه هواها و نیکی‌های خود ماست.
  • هدف نهایی، دستیابی به بینشی است که سلوک عمر بر اساس خطا و سراب بنا نشده باشد.

Sources: d6-s77 · 52:45 d6-s77 · 29:24 d6-s77 · 44:50

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.