قرائت دفتر ۶ بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پای‌مرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبه‌ای باز نگردد الی آخره بیت ۳۵۵۱

M6:3551 — ور روا دارند چیزی زان ستد / بیست چندان خو زیانشان اوفتد

ور روا دارند چیزی زان ستدبیست چندان خو زیانشان اوفتد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3551

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و اگر آنان اجازه دهند (یا روا بدانند) که چیزی از آن مال بردارند، بیست برابر آن، ضرر و زیان به خودشان خواهد رسید.

معنا: اگر وارثان، مال موقوفه یا وصیت‌شده توسط متوفی را به ناحق بردارند، چندین برابر آن زیان را در زندگی خود خواهند دید.

شرح

این بیت، از بخش‌هایی است که مولانا در آن به داستان خواجه‌ای می‌پردازد که در خواب، وصیت خود را به یک پایمرد ابلاغ می‌کند. خواجه وصیت کرده است که وارثانش حتی اگر آن غریب وام‌دار نخواست یا بخشی از مال را نپذیرفت، یک حبه از آن مال را برندارند و آن را برای نیازمندان بگذارند. اکنون در این بیت، مولانا از زبان خواجه، به پیامد تخلف از این وصیت می‌پردازد؛ پیامدی که نه حقوقی است و نه زمینی، بلکه ریشه‌ای معنوی دارد.

من، در اینجا، همواره بر این نکته تأکید کرده‌ام که مولانا گاه از چارچوب فقهی رایج فاصله می‌گیرد تا به ابعادی عمیق‌تر از حقیقت بپردازد. بر اساس فقه شیعی، و گمان قوی دارم که در فقه اهل سنت نیز چنین است، هیچ‌کس نمی‌تواند بیش از یک‌سوم مال خود را پس از مرگش وصیت کند، آن هم پس از ادا شدن دیون. اما در داستان خواجه، او تمام ثروت خود را متعلق به این وصیت می‌داند و حتی در خواب، حکم می‌کند که یک حبه از آن نباید به وارثان بازگردد. این نشان می‌دهد که مولانا در پی بیان یک حکم شرعی نیست، بلکه به دنبال تبیین یک حقیقت کیهانی و اخلاقی است؛ حقیقتی که در آن، عهد با پروردگار و وصیت‌های برخاسته از نیت خالص، دارای حجیت و اعتبار والاتری از قوانین جاری میان انسان‌ها هستند.

اگر وارثان این وصیت را روا بدارند و از آن مالی که خواجه با خدا «نذرها» کرده بود، چیزی برگیرند، زیانی بیست چندان به آنان خواهد رسید. این زیان بیست‌برابری، نه جریمه‌ای قانونی است و نه خسارتی مادی در دنیای ظاهر. این عقوبت، کاملاً معنوی است؛ نوعی بازگشت عمل یا «کارما» که نشان می‌دهد هرگونه تخلف از عهد و پیمان‌های معنوی، به‌ویژه در ارتباط با حقوق دیگران و نیت‌های الهی، پیامدهای سنگین و نامرئی خواهد داشت. مولانا در جای دیگری می‌گوید: «گر روانم را پژولانند زود / صد در محنت بر ایشان برگشود.» یعنی اگر روح او را برنجانند، درهای محنت به روی آن‌ها گشوده خواهد شد. این پیوند بین رنجاندن روح یک متوفی و گشایش درهای محنت، مؤید همین تلقی از عدالت کیهانی مولاناست.

همین‌جا، نکته‌ای ظریف نیز هست که مولانا از واژه‌ی «نذر» به جای «عهد» استفاده کرده است؛ حال‌آنکه شاید «عهد» در این زمینه مناسب‌تر باشد. اما این نوع دقت‌ها، البته برای مولانا که در پی جوهر معناست، کمتر اولویت دارد. مهم این است که پیامی محکم از یک جهان‌بینی عادلانه به ما می‌رسد که در آن، حتی پس از مرگ نیز، نیات و وصایای برخاسته از قلب، ضمانت اجرایی در عالم غیب دارند. این دیدگاه، جهان را همچون مکانی فعال می‌بیند که در آن، هیچ عملی، چه خیر و چه شر، بی‌جواب نمی‌ماند و قانون بازتاب عمل، با شدتی چندگانه، به عامل بازمی‌گردد.

نکات کلیدی

  • در جهان‌بینی مولانا، پیامدهای اخلاقی و معنوی، بر احکام حقوقی زمینی ارجحیت دارند.
  • نقض نذر یا پیمانی که با خداوند بسته شده، عقوبتی معنوی و چند برابر خواهد داشت.
  • مولانا غالباً روایت‌هایی را مطرح می‌کند که قوانین مرسوم را به چالش می‌کشد تا حقایق اخلاقی عمیق‌تری را آشکار سازد.
  • رنجاندن روح درگذشته از طریق بی‌عدالتی، زیان‌های روحانی جبران‌ناپذیری به بار می‌آورد.
  • عدالت الهی فعال، چندلایه و فراتر از مجازات‌های مادی است و بازتاب عمل را به عامل بازمی‌گرداند.

Sources: d6-s78 · 47:22 d6-s78 · 58:30 d6-s78 · 59:58

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.