قرائت دفتر ۶ بخش ۱۰۵ - روان شدن شه‌زادگان در ممالک پدر بعد از وداع کردن ایشان شاه را و اعادت کردن شاه وقت وداع وصیت را الی آخره بیت ۳۶۵۵

M6:3655 — چون بکرد آن منع دلشان زان مقال / در هوس افتاد و در کوی خیال

چون بکرد آن منع دلشان زان مقالدر هوس افتاد و در کوی خیال
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3655

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون پدر آنها را از آن گفتار (رفتن به قلعه) منع کرد، دل‌هایشان در هوس (آن قلعه) افتاد و به سمت کوی خیال (آن قلعه) کشانده شد. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه منع یک چیز، شور و اشتیاق دستیابی به آن را در دل انسان می‌افزاید و ذهن را به وادی خیال‌پردازی دربارهٔ آن می‌کشاند.

شرح

من در اینجا مشغول روایت قصهٔ شاهزادگان و قلعهٔ ممنوعه هستم که داستانی عمیقاً رمزی است. شاهزادگان به قلمرو پدر می‌روند، اما یک قلعه‌ای هست که ورود به آن ممنوع شده است. قلعه‌ای که مولانا آن را «قلعه هوش‌ربا» می‌خواند، قلعه‌ای پر از صورت و صورتگری و صورت‌بندی. و نکتهٔ کلیدی اینجاست: پدر آنها را از رفتن به آنجا منع کرده است.

این منعِ پدر، بر خلاف انتظار، شاهزادگان را حریص‌تر می‌کند. اگر این منع نبود، شاید هرگز میلی به آن قلعه در دل‌هایشان پدید نمی‌آمد، زیرا آن قلعه «معروف» نبود و از نگاه‌ها «محجوب» مانده بود. اما همین که پدر سخن از منع گفت، دل‌هایشان در هوس آن قلعه افتاد و در کوی خیال آن سرگردان شدند. گویی رغبتی تازه از این منع بر جانشان نشست که باید سر از کار آن قلعه درآورند.

این یک حقیقت روان‌شناختی عمیق دربارهٔ سرشت آدمی است که مولانا با تأکید بسیار به آن اشاره می‌کند. او می‌گوید: «کیست کز ممنوع گردد ممتنع؟ / چون که الانسان حریص ما منع». این تعبیر «الانسان حریص علی ما منع» یک اصل روان‌شناختی است که در زبان عربی ریشه دارد، چه حدیث باشد و چه تنها یک بیان حکیمانه. نشان می‌دهد که در سرشت غالب آدمیان، منع نه تنها مانع نمی‌شود، بلکه محرّک میل است و آتش هوس را تیزتر می‌کند. هرچند، مولانا در جای دیگری این نکته را مطرح می‌کند که آیا همگان چنین‌اند، و استثنائاتی هم می‌آورد که شنیدنی است؛ اما در اینجا تمرکز بر همین اصل عام بشری است.

نکات کلیدی

  • منع، بر خلاف هدف اولیه، اغلب باعث افزایش حرص و میل به ممنوعه می‌شود.
  • قلعهٔ ممنوعهٔ داستان، نمادی از چیزی است که با منع، در وادی خیال آدمی جای می‌گیرد و او را به خود مشغول می‌کند.
  • مولانا در اینجا به یک اصل روان‌شناختی عمیق اشاره می‌کند: «انسان حریص ما منع»؛ میل به شکستن تابوها در نهاد بسیاری از انسان‌هاست.
  • قصهٔ شاهزادگان و قلعهٔ هوش‌ربا، تمثیلی رمزی از کشش انسان به سوی آنچه از آن بازداشته شده است.

Sources: d6-s81 · 06:03:00 d6-s81 · 07:21:00 d6-s81 · 08:26:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.