قرائت دفتر ۶ بخش ۹ - قصه‌ای هم در تقریر این بیت ۳۷۹

M6:379 — چون چنین رفتی بدیدی صد گشاد / چون شدی در ضد آن دیدی فساد

چون چنین رفتی بدیدی صد گشادچون شدی در ضد آن دیدی فساد
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:379

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که چنین رفتی (بی‌خواست و بی‌تمنا)، صد گشایش و رهایی دیدی؛ اما آنگاه که بر خلاف آن عمل کردی (گرفتار آرزو شدی)، فساد و تباهی را مشاهده کردی. معنا: این بیت بیان می‌کند که رهایی از آرزوها موجب گشایش و آرامش می‌شود، در حالی که اسارت در بند آرزوها به تباهی و پریشانی می‌انجامد.

شرح

این بیت کلیدی، ژرف‌ترین آموزش‌های مولوی را در باب رهایی از بند آرزوها به ما می‌آموزد. مولوی بی‌پرده اعلام می‌کند که رهایی از دام آرزوها، گشایشی صدچندان به همراه دارد. به تعبیر او، «این جهان دام است و دانه‌ش آرزو». این سخن عمیقاً بودایی و صوفیانه است. دنیا همچون دامی است که برای به چنگ آوردن ما، طعمه‌ای به نام آرزو را پیش پایمان می‌نهد. اگر در پی این دانه بدویم، بی‌شک به دام خواهیم افتاد. مولانا از ما می‌خواهد که «هیچ نخواهیم». این همان چیزی است که سعدی در حکایت درویش از آن سخن می‌گوید: از او پرسیدند دلت چه خواهد؟ گفت: «آن که دلم هیچ نخواهد.» این غایت بی‌توقعی و بی‌انتظاری است که جان را از سنگینی تعلقات آزاد می‌کند. صوفی حقیقی کسی است که «نبود»؛ یعنی هیچ آرزویی ندارد، وجودش از نیستی سرشار است. او همچون کسی است که نیست، زیرا هیچ خواسته و میلی او را به این دنیا زنجیر نکرده است. وقتی از این خواسته‌ها دست کشیدی و «چنین رفتی»، آنگاه «صد گشاد» می‌بینی، صد درِ باز و صد راه روشن پیش رویت گشوده می‌شود. گویی باری سنگین از دوشت برداشته می‌شود و سبکبال به پرواز درمی‌آیی. این همان سبکیِ روحی است که مولوی به آن سخت باور دارد. اما در مقابل، «چون شدی در ضد آن»، یعنی وقتی خود را اسیر آرزوها و طلب‌ها کردی، «دیدی فساد». فساد در اینجا به معنای تباهی، از هم گسیختگی و خرابی است. آرزوها روح را پراکنده می‌کنند و آرامش را از انسان می‌گیرند. این بیت به ما می‌آموزد که راه رسیدن به صفا و آرامش، نه در برآوردن آرزوها، که در ترک و وانهادن آن‌هاست. این قهر قهاری است که در پس اراده‌های ما قرار دارد و به ما می‌آموزد که مغلوبیم تا از تکبر و خودخواهی دست برداریم و در نهایت به بی‌خواستی و بی‌تعلقی برسیم.

نکات کلیدی

  • رهایی از آرزوها، کلید گشایش‌های معنوی است.
  • جهان، دامی است که آرزوها طعمهٔ آن هستند.
  • صوفی حقیقی کسی است که در مقام بی‌خواستی قرار دارد.
  • سبک‌روحی از رهایی از تعلقات نفسانی برمی‌خیزد.
  • تعقیب آرزوها به تباهی و پراکندگی روح منجر می‌شود.

Sources: d6-s09 · 00:16:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.