قرائت دفتر ۶ بخش ۱۰۹ - حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانه‌ای خفتند شبی اتفاقا امرد خشت‌ها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشت‌ها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشت‌ها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشت‌ها را چرا نهادی الی آخره بیت ۳۸۶۰

M6:3860 — ور گریزم من روم سوی زنان / هم‌چو یوسف افتم اندر افتتان

ور گریزم من روم سوی زنانهم‌چو یوسف افتم اندر افتتان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3860

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و اگر بگریزم و به سوی زنان بروم، همچون یوسف در دام فتنه خواهم افتاد.

معنا: این بیت، از زبان جوانی بی‌ریش، اوج ناامیدی و بی‌‌پناهی‌اش را بیان می‌کند که حتی با دوری از مردان و پناه بردن به زنان نیز، همچون یوسف، از افتادن در دام فتنه و وسوسه ایمن نیست.

شرح

این بیت در میانهٔ گفتگوی یک لوطی با یک امرد می‌آید که از رنج‌ها و ناامنی‌های خود در جامعهٔ آن روزگار شکایت می‌کند. سخن از جوانی است که در محاصرهٔ نگاه‌های آلوده و شهوت‌انگیز مردان روزگار می‌گذراند و هیچ مأمنی برای خود نمی‌یابد. او در اوج استیصال، وضعیت خود را به تصویر می‌کشد که چاره‌ای از دست مردان ندارد و اگر بخواهد از این مهلکه بگریزد و به سوی زنان برود، وضعیتش بدتر خواهد شد؛ چرا که آنجا نیز با فتنه‌ای از جنس دیگر مواجه می‌شود.

تشبیه به یوسف (ع) در این بیت، بی‌تردید بسیار کلیدی و دارای بار معنایی عمیقی است. یوسفِ قرآن نمونهٔ والای کسی است که در برابر فتنه‌ای عظیم، یعنی وسوسهٔ زلیخا و زنان مصر، قرار گرفت و با پافشاری بر پاکدامنی، به زندان افتاد. اما این جوانِ امرد، با ارجاع به داستان یوسف، پیش‌بینی می‌کند که او نیز در میان زنان، گرفتار فتنه‌ای مشابه، اگر نه بدتر، خواهد شد. این فتنه ممکن است از طمع خود او به زنان برخاسته باشد یا از طمع زنان به او، یا ترکیبی از هر دو. نتیجهٔ این افتتان، به قول خودش، «توزیع بر پنجاه دار» است؛ یعنی تکه‌تکه شدن و به صلیب کشیده شدن، که نمادی از رسوایی و نابودی مطلق است. او با این تشبیه، شدت و گستردگی بلا و عواقب وخیم ناشی از آن را بیان می‌کند.

مولانا، که همواره بر جهان‌بینی‌ای متعالی و برآمده از عشق تأکید دارد، در این بخش از مثنوی، چهره‌ای از خود نشان می‌دهد که بی‌تفاوت به مفاسد اجتماعی نیست. این شکایت جوان، در واقع، نقد صریح و بی‌پردهٔ مولانا بر «فرهنگ فاسد زمانه» است. او حتی در همین گفتگو، به فساد خانقاه‌ها — که باید محل پاکی باشند — نیز اشاره می‌کند و از آنها به عنوان «عزب‌خانه» یاد می‌کند که در آنجا نیز امان برای جوانان نیست. این نشان می‌دهد که مولانا، با وجود تمرکز بر ابعاد معنوی و وجودی انسان، چشم از واقعیت‌های تلخ و آسیب‌های اجتماعی برنمی‌دارد و آنها را با شجاعت به تصویر می‌کشد. این بیت تصویری از بی‌خانمانی وجودی و اخلاقی انسان در جهانی پر از فتنه‌هاست که راه گریزی برایش متصور نیست.

نکات کلیدی

  • مولانا در این بیت، روایتی از آسیب‌پذیری انسان در برابر فتنه‌های اجتماعی و اخلاقی را ارائه می‌دهد.
  • تشبیه به یوسف (ع) شدت و گستردگی وسوسه‌ها را نشان می‌دهد؛ حتی شخص باایمان نیز در معرض خطر است.
  • این بیت، نقد صریح مولانا بر فساد فرهنگی و بی‌مأمنی در جامعهٔ آن روزگار، از جمله در خانقاه‌هاست.
  • مضمون بیت، اوج ناامیدی و فقدان هرگونه پناهگاه امن در برابر تهاجم شهوات را بازتاب می‌دهد.

Sources: d6-s86 · 01:03:16 d6-s86 · 01:04:30

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.