قرائت› دفتر ۶› بخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان میجستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی اینها همه تمثال صورتیاند کی بر تختههای خاک نقش کردهاند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیمشب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره› بیت ۴۰۰۲
M6:4002 — این بود آن لحظه کو خشنود شد / من چه گویم چونک خشمآلود شد
M6:4002
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: این بود آن لحظهای که (عشق) خشنود و راضی بود؛ حال چه بگویم آنگاه که خشمگین و غضبآلود شود؟ معنا: این بیت به بیرحمی و قدرت سهمگین عشق اشاره میکند، حتی در لحظاتی که در ظاهر آرام و خشنود است، چه رسد به زمانی که خشمگین و غضبآلود جلوه کند.
شرح
این بیت از آن جملهیابیهای شگرف مولاناست که بیرحمی و مقتضیات سهمگین عشق را به تصویر میکشد، حتی در آرامترین جلوههایش. مولانا پیش از این بیت، عشق را «خشمآلوده زه کرده کمان» میخواند؛ کمانی که تیر در آن نهاده شده و آمادهی پرتاب است. این تعبیر، نشاندهندهی چهرهی خونخوار و بیرحم عشق است که ذرهای از خودخواهی را برنمیتابد و جان را به آسانی قربانی میکند.
آنچه مولانا در این بیت میگوید، فراتر از یک توصیف ساده است؛ او یک موقعیت پارادوکسیکال را پیش روی ما میگذارد. میپرسد: «این بود آن لحظه کو خشنود شد»، یعنی این همه بیباک و بیپروا عمل کردن و سرها را به پشیزی خریدن، همه در هنگامی است که عشق در اوج رضایت و خشنودی خود قرار دارد. اگر این عشق راضی و خوشنود، چنین "خیرهکشی" و بیباک است، پس «من چه گویم چونک خشمآلود شد؟» چه تصویری میتوانم از آن عشق غضبناک بدهم؟ این یک سؤال بلاغی است که عمق هولناکی و قدرت مطلق عشق را به رخ میکشد.
من بارها گفتهام که عشق در نگاه مولانا «لاابالی» است؛ یعنی بیمبالات و بیپروا. به هیچ مقام و منزلتی نگاه نمیکند؛ نه پادشاه میشناسد، نه شیخ و نه وزیر. کارش تهی کردن، شکستن و از میان برداشتن "خود" است تا سالک را از هرچه غیر خودش پر کند. شمس با مولانا چنین کرد. عشق خونی است، خونریز و بیرحم است تا «بگریزد هر که بیرونی بود»؛ تا آنانی که اهلش نیستند، از همان آغاز پای پس کشند و خود را خسته نکنند.
پس این بیت، نه یک بیت دربارهی خشنودی صرف عشق، که فریادی است از ماهیت بنیادین و هراسانگیز آن. عشقی که حتی در رضایتش نیز، چهرهای از طلبکاری و بیرحمی دارد و آماده است تا جان و سر را فدا کند. این همان عشقی است که حافظ نیز زیر شمشیر غمش، رقصکنان رفتن را نیکسرانجام میدانست: «زیر شمشیر غمش رقصکنان باید رفت / کآن که شد کشتهی او نیکسرانجام افتاد.» این سخن مولاناست که «کشتنی به از هزاران زندگی». جان ما فدای این عشق باد و فدای آن شمشیری که ما را در راه آن میکشد.
نکات کلیدی
- عشق، حتی در اوج خشنودی، چهرهای بیرحم و طلبکار از خود نشان میدهد.
- این بیت به ذات پارادوکسیکال عشق اشاره دارد که در ظاهر آرام، اما باطناً بیپروا و خونی است.
- مولانا عشق را «لاابالی» توصیف میکند؛ یعنی بیمبالات به جایگاه و مقام انسانها.
- وظیفه عشق، تهی کردن «خود» و شکستن منیت است تا سالک آماده دریافت فیض الهی شود.
- چهره «خونی» عشق، غربالگری میکند تا فقط اهل سلوک در مسیر باقی بمانند.
Sources: d6-s89 · 00:35:18 d6-s89 · 00:47:11
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: This was that moment when (Love) was content; what shall I say when it becomes wrathful? Meaning: This verse points to the ruthless and formidable power of Love, even in its seemingly contented state; imagine then its true terror when wrathful.
Explanation
This couplet is one of Mevlana's profound utterances that vividly portrays the ruthlessness and severe demands of Love, even in its most serene manifestations. Preceding this verse, Mevlana describes Love as “wrathful, with its bow strung,” an arrow readied for launch. This imagery underscores Love's bloodthirsty and merciless nature, one that tolerates not an iota of self-will and readily sacrifices life.
What Mevlana articulates here transcends a mere description; he presents us with a paradoxical situation. He asks: “This was that moment when it became content,” implying that all this recklessness, this buying of a hundred thousand heads for a trifle, occurs precisely when Love is at the peak of its satisfaction and contentment. If this contented and pleased Love is so “recklessly slaughtering” and fearless, then “what shall I say when it becomes wrathful?” What image, then, can I possibly offer of Love in its angry, furious state? This is a rhetorical question that magnifies the terrifying depth and absolute power of Love.
I have often stated that Love, in Mevlana's view, is lā-ubālī – careless, reckless, and utterly unconcerned. It regards no status or rank; it recognizes neither king, nor shaykh, nor vizier. Its task is to empty, to break, and to annihilate the “self” so that it may fill the seeker with nothing but itself. Shams did this to Mevlana. Love is khooni (bloodthirsty), murderous, and merciless, so that “whoever is an outsider may flee”; so that those who are not truly of its path may retreat from the very beginning and not weary themselves.
Thus, this couplet is not merely about Love's contentment, but a cry revealing its fundamental, awe-inspiring essence. It is a Love that, even in its satisfaction, bears the countenance of demanding sacrifice and ruthlessness, ever ready to offer life and head. This is the very Love under whose sword Hafiz deemed it auspicious to dance: “One must go dancing beneath the sword of its grief, for whoever is slain by it meets a good end.” This echoes Mevlana's own words: “To be slain is better than a thousand lives.” May our souls be sacrificed to this Love and to the sword that slays us in its path.
Key takeaways
- Love, even in its state of contentment, reveals a ruthless and demanding aspect.
- This verse points to Love's paradoxical nature: outwardly serene, yet inwardly reckless and 'bloodthirsty'.
- Mevlana describes Love as lā-ubālī, meaning it is unconcerned with human status or rank.
- Love's role is to empty the 'self' and shatter ego, preparing the seeker for divine grace.
- The 'bloodthirsty' aspect of Love acts as a sieve, ensuring only true seekers remain on the path.
Sources: d6-s89 · 00:35:18 d6-s89 · 00:47:11
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.