قرائت دفتر ۶ بخش ۱۱۷ - بیان مجاهد کی دست از مجاهده باز ندارد اگر چه داند بسطت عطاء حق را کی آن مقصود از طرف دیگر و به سبب نوع عمل دیگر بدو رساند کی در وهم او نبوده باشد او همه وهم و اومید درین طریق معین بسته باشد حلقهٔ همین در می‌زند بوک حق تعالی آن روزی را از در دیگر بدو رساند کی او آن تدبیر نکرده باشد و یرزقه من حیث لا یحتسب العبد یدبر والله یقدر و بود کی بنده را وهم بندگی بود کی مرا از غیر این در برساند اگر چه من حلقهٔ این در می‌زنم حق تعالی او را هم ازین در روزی رساند فی‌الجمله این همه درهای یکی سرایست مع تقریره بیت ۴۱۸۰

M6:4180 — بعد از آن گوید اگر دانستمی / این معیت را کی او را جستمی

بعد از آن گوید اگر دانستمیاین معیت را کی او را جستمی
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:4180

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس از آن [سالک] گوید که اگر این معیتِ حق را از ابتدا می‌دانستم، هرگز به جستجوی او برنمی‌خاستم. معنا: این بیت به این حقیقت اشاره دارد که درک عمیق حضور همیشگی خداوند در زندگی، اغلب پس از طی کردن سفرهای طولانی و جستجوهای دشوار حاصل می‌شود، تا سالک سرانجام دریابد که مطلوبش همواره در کنار او بوده است.

شرح

این بیت، پرده از حکمتی بس ظریف در سلوک عرفانی برمی‌دارد؛ حکمتی که خداوند گاه برای رساندن بنده به مقصود، او را در پیچ‌وخم‌های راه می‌پیچاند و از طریق درهایی به مطلوب می‌رساند که انتظارش را ندارد. سالک، در راه جستجو، گاه از موطن خود دور می‌افتد، اما این دور افتادن عین حکمت است، زیرا تنها از پس این رنج سفر است که حقیقت معیت آشکار می‌شود.

من بارها تأکید کرده‌ام که معیت خداوند با بندگانش، آن‌چنان که در قرآن آمده است – «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَیْنَمَا كُنتُمْ» (او هر جا باشید با شماست) – از نوع معیت عددی نیست؛ یعنی چنین نیست که ما پنج نفر باشیم و خدا ششمی ما. خیر! این معیت، قیومی است؛ وجود اوست که قوام‌بخش وجود ماست. ما از خود هیچ نداریم، جز همان که او به ما داده است. حال، درک این معیت که ذاتی و فراگیر است، به صرف تیزهوشی فکر میسر نیست، بلکه نیازمند وقوف سفر است، نیازمند طی طریق و تجربه مستقیم است.

مولانا در اینجا از «قاعده خطأین» (Rule of Double False Positions) در علم حساب قدیم استفاده می‌کند. این قاعده می‌گوید که برای یافتن جواب صحیح یک مسئله، گاه لازم است دو حدس اشتباه بزنید و از نسبت خطاهای آن دو حدس، به پاسخ درست برسید. این استعاره‌ای عمیق برای سلوک است. سالک راه می‌افتد، می‌جوید، گاهی خطا می‌کند، به بیراهه می‌رود یا در جاهای اشتباهی دنبال مطلوب می‌گردد. اما این خطاها، این پیچاندن‌ها، این از این در و آن در رفتن‌ها، همه جزء برنامه الهی است تا او را به فهمی عمیق‌تر و لایه‌ای از واقعیت برساند که از ابتدا پیش رویش بوده اما از آن غافل بوده است.

این همان راز «وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُ» (و از جایی که گمان نمی‌برد، روزی‌اش می‌دهد) است. خداوند از جایی به سالک عطا می‌کند که او تدبیرش را نکرده بود. این بنده، یار را این‌قدر «جد و چست» می‌جوید، این‌قدر با جهد و چابکی به دنبال او می‌دود، تا سرانجام با حیرت و شعف دریابد که «نمی‌بایست جست». اینجاست که می‌فهمد معشوق، مانند «خانه‌اش» همواره در کنارش بوده و این سفر و جستجو، برای آن بوده است که این حقیقت را نه با گوش عقل، بلکه با تمام وجود خویش درک کند؛ «تا که عکس آید به گوش دل نه ترد» (تا که بازتابی از آن به گوش دل بیاید نه به شکل مستقیم و بی واسطه). دانش واقعی، در پس این سفرها و این خطاهای حکمت‌آمیز نهفته است؛ دانشی که صرفاً با تیزهوشی فکر به دست نمی‌آید، بلکه با چشیدن و زیستن حاصل می‌شود.

نکات کلیدی

  • درک حضور همیشگی خداوند (معیت) نه از راه فکر، بلکه از طریق تجربه و سلوک حاصل می‌شود.
  • سفرهای دشوار و حتی خطاهای سالکانه، نه مانع که جزئی از حکمت الهی برای تعمیق معرفت است.
  • اینکه مطلوب همواره در کنار سالک بوده، در پایان سفر و پس از جستجوهای بسیار آشکار می‌شود.
  • مولانا از «قاعده خطأین» در حساب قدیم، استعاره‌ای برای ضرورت اشتباهات سازنده در راه معنوی می‌سازد.

Sources: d6-s93 · 01:01:15 d6-s93 · 01:05:00 d6-s93 · 01:08:30 d6-s93 · 01:12:13 d6-s93 · 01:14:47

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.