قرائت دفتر ۶ بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد بیت ۴۳۵۸

M6:4358 — نیست مخفی مزد دادن در تقی / ساحران را اجر بین بعد از خطا

نیست مخفی مزد دادن در تقیساحران را اجر بین بعد از خطا
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:4358

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مزدِ کارهای نیک پنهان نیست؛ اما پاداش ساحران را پس از خطایشان ببین (که چگونه گناهانشان وسیلهٔ رشدشان شد). معنا: این بیت بیان می‌کند که پاداش نیکی‌ها آشکار است، ولی خداوند گاه در دل خطا و گناه نیز لطفی پنهان دارد که به خطاکاران، پس از اشتباهشان، پاداشی غیرمنتظره و راهی به سوی رشد و مغفرت عطا می‌کند.

شرح

بی‌تردید، مولانا در این بیت به یکی از ژرف‌ترین آموزه‌های عرفانی و کلامی خویش اشاره می‌کند: «لطف خفی» خداوند. بسیاری از انسان‌ها تصور می‌کنند که پاداش و جزا تنها در مسیر مستقیم نیکی‌ها و عبادات آشکار می‌شود. بله، حق تعالی مزد طاعت و تقوا را علنی و بی‌پرده عطا می‌کند؛ این امری پنهان نیست، بلکه بدیهی است. اما حقیقت عمیق‌تر آن است که حکمت الهی گاه چنان ظریف و پنهان عمل می‌کند که حتی در دل خطا و عصیان، تخم کرامت و رشد می‌کارد.

اشاره به «ساحران را اجر بین بعد از خطا» نمونه‌ای درخشان از این «لطف خفی» است. این ساحران، که در ابتدا در مقابل موسی(ع) ایستادند و قصد مبارزه با حق را داشتند، در لحظه‌ای از ادراک حقیقت، به گناه اولیه خود پی بردند و یکباره تسلیم شدند. آن خطا نه تنها به هلاکتشان نینجامید، بلکه معراجی شد برای شهادت و رستگاریشان. گویی که همان خطا، پلی شد به سوی معرفت و ایثار جان. این نشان می‌دهد که مسیر هدایت همیشه مستقیم نیست؛ گاه ضلالت‌ها نیز خود مقدمهٔ هدایت می‌شوند، به قول مولانا «عین ضلالت را به جود، حق وسیلت کرد اندر رشد و سود».

این همان نکتهٔ لطیفی است که می‌گوید: «هیچ مُحسن بی‌وجا نباشد و هیچ خائن بی‌رجا». حتی برترین نیکوکاران نیز باید همواره در بیم لغزش باشند و هیچ گناهکاری نباید از رحمت حق ناامید گردد. خداوند، که «ذواللطف الخفی» است، پادزهر را گاه در درون خود زهر می‌نشاند، همچون واکسنی که از خود میکروب، دفاع می‌آفریند. این حکمت، گناهکاران را سزاوار کرامتی خاص می‌کند که به پاکانِ بی‌خطا عطا نمی‌شود. توبه، نه بازگشت به نقطهٔ صفر، که جهشی است به مراتبی عالی‌تر. گناهی که منتهی به پشیمانی و توبهٔ راستین شود، معصیتی «خجسته» است که انسان را از نمره پنج به بیست می‌رساند، نه از پنج به صفر. اینجاست که سیئات، به حسنات تبدیل می‌شوند؛ نه صرفاً محو گشته، بلکه به سرمایه‌ای معنوی بدل می‌گردند.

این درسی است از مکر خداوند، که در قرآن می‌خوانیم: «وَ مَکَروا وَ مَکَرَ اللهُ وَ اللهُ خَیرُ الماکِرین». دشمنانی که قصد ذلت پیامبران را داشتند، موجب عزت و ظهور معجزاتشان شدند؛ ابرهه که به قصد ویرانی کعبه آمد، خود مایهٔ تحکیم و فزونی احترام آن گردید و فقیران عرب از غنایم او توانگر شدند. همه این‌ها شاهدی بر این است که گاه از کژروی، محصولی از احسان درو می‌شود. همین معناست که علی(ع) فرمود: «عَرَفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِمِ وَ نَقضِ الهِمَم»؛ شناخت خدا در گسستن عزم‌ها و خنثی شدن همت‌هاست. خداوند را باید در این برگشت‌ها و تدبیرهای پنهانش شناخت، نه فقط در مجرای بدیهی طاعات و عبادات.

نکات کلیدی

  • مزد تقوا آشکار است، اما لطف خفی خداوند در دل خطا نیز جاری است.
  • گناه و اشتباه می‌تواند سکوی پرتابی برای رسیدن به معرفت و رستگاری باشد (اجر ساحران بعد از خطا).
  • توبه، صرفاً پاک کردن گناه نیست؛ بلکه کیمیاگری است که سیئات را به حسنات تبدیل می‌کند و انسان را به مراتب بالاتر می‌برد.
  • «لطف خفی» خداوند گاه پادزهر را در درون زهر می‌نشاند؛ خیر پنهان در شر آشکار.
  • هیچ نیکوکاری از لغزش ایمن نیست و هیچ گناهکاری از رحمت حق ناامید نباید بود (خوف و رجا).

Sources: d6-s96 · 23:16:30 d6-s96 · 22:00:00 d6-s96 · 21:11:32

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.