قرائت› دفتر ۶› بخش ۱۳۲ - در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطرهٔ صراط بر سر اوست ای مؤمن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا مؤمن فان نورک اطفاء ناری› بیت ۴۶۲۹
M6:4629 — این مثال آمد رکیک و بیورود / لیک در محسوس ازین بهتر نبود
M6:4629
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
شرح
جلسهٔ 33 — [00:31:00] عریانی از تن و عریانی از خیال در مثنوی
میگه حتی این مثال من هم کافی و گویا نیست که بگم کسی سوار مرکب چوبین میشه، کسی سوار اسب میشه یا وقتی در آب رفت و مرکب چوبینش شکست و غرقه شد، دیگه نه ماهیه، نه نهنگه، نه جسمه، نه روحه. اینا میگه اصلاً زبان در اینجاها دیگه یاری نمیکنه و این مثالهای منم بیوروده، ناوارده، رکیکه، ناپسنده. ولی در محسوس از این بهتر نبود. اگه میخواستم یک مثال حسی بزنم، بهتر از این گیرم نمیاومد.
جلسهٔ 33 — [00:31:00] عریانی از تن و عریانی از خیال در مثنوی
میگه حتی این مثال من هم کافی و گویا نیست که بگم کسی سوار مرکب چوبین میشه، کسی سوار اسب میشه یا وقتی در آب رفت و مرکب چوبینش شکست و غرقه شد، دیگه نه ماهیه، نه نهنگه، نه جسمه، نه روحه. اینا میگه اصلاً زبان در اینجاها دیگه یاری نمیکنه و این مثالهای منم بیوروده، ناوارده، رکیکه، ناپسنده. ولی در محسوس از این بهتر نبود. اگه میخواستم یک مثال حسی بزنم، بهتر از این گیرم نمیاومد.
خب، مولوی میفهمه این رو که عریانی از تن رو همه میفهمن. میگن خب آدم میمیره، میافته یه گوشهای زیر خاک. اما عریانی از خیال یه چیزیست که خیلی مفهوم نیست، خیلی شناخته شده نیست. که:
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.