قرائت دفتر ۶ بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیه‌السلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام بیت ۴۸۲

M6:482 — خیر ناس آن ینفع الناس ای پدر / گر نه سنگی چه حریفی با مدر

خیر ناس آن ینفع الناس ای پدرگر نه سنگی چه حریفی با مدر
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:482

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بهترین مردمان آنانند که به مردم نفع می‌رسانند، ای پدر! / اگر سنگ نیستی، چگونه با کلوخ هم‌نشین می‌شوی (و در انزوا می‌مانی)؟ معنا: این بیت با استناد به یک حدیث نبوی، تأکید می‌کند که نیکوکارترین انسان‌ها کسانی‌اند که به دیگران سود می‌رسانند و گوشه‌گیری و بی‌تفاوتی را به جمادی تشبیه می‌کند.

شرح

این بیت در میانهٔ مناظرهٔ شگرف مرغ و صیاد می‌آید، مناظره‌ای که محوریت آن بر سر مسئلهٔ دیرین «رهبانیت» در مقابل «زیست اجتماعی» است. مرغ در اینجا سخنگوی دیدگاه مولاناست؛ دیدگاهی که صریحاً بر حضور فعال و نفع‌رسان در اجتماع تأکید می‌ورزد و از کناره‌گیری و انزوا برحذر می‌دارد.

مولانا در این بیت، و در واقع در کلام مرغ، به حدیث نبوی مشهوری اشاره می‌کند: «خیر الناس انفعهم للناس»، یعنی بهترین مردم کسانی هستند که بیشترین سود را به مردم می‌رسانند. یا به تعبیر دیگر، «الخلق عیال الله و خیرهم یا اقربهم الیه انفعهم لعیاله»، که همهٔ مردمان را خانوادهٔ خداوند می‌داند و خدمت به خلق را نشانهٔ قرب الهی برمی‌شمارد. چگونه می‌توان به این حدیث و این منش عمل کرد در حالی که در خلوت و انزوا به سر می‌بریم؟ واضح است که نفع‌رسانی به مردم جز در اجتماع میسر نیست؛ در گوشه‌ای نشستن و منفعل بودن، با این رسالت ایمانی و اخلاقی ناسازگار است.

پس از بیان این اصل اخلاقی، مولانا با یک استفهام انکاری بلیغ به نکوهش انزوا می‌پردازد: «گر نه سنگی چه حریفی با مدر؟». واژهٔ «مدر» به معنای کلوخ است. یعنی ای انسان که دارای شعور و وجدان و حیات هستی، اگر طبیعت تو چون سنگ و کلوخ جامد و بی‌حرکت نیست، چرا خود را هم‌پایهٔ آن می‌سازی و از حرکت و جنبش و اثرگذاری باز می‌ایستی؟ این یک سرزنش آشکار است برای کسانی که از مشارکت در زندگی جمعی سرباز می‌زنند و همچون اشیای بی‌جان در کنجی می‌نشینند. این کلام، دعوت به پویایی، مسئولیت‌پذیری و حیات اجتماعی است.

در اسلام، رهبانیت و گوشه‌گیری به شکل مسیحی‌وار آن ـ که گاه به افراط‌هایی چون ترک بهداشت جسمی یا ازدواج می‌انجامید ـ به صراحت نهی شده است. اگرچه قرآن کریم در سورهٔ حدید اشاره می‌کند که رهبانیت را پیروان عیسی ابتداع کردند «الا ابتغاء رضوان الله» و نیت خیر داشتند، اما در رعایت آن کوتاهی کردند («فما رعوها حق رعایتها»). مولانا این نهی را به شکلی سازنده ترجمه می‌کند: راه رستگاری در کناره‌گیری نیست، بلکه در خدمت به خلق است. حتی تحمل «رنج بدخویان» که مولانا در ابیات پیشین به آن اشاره کرده، یک فضیلت است؛ اما باید توجه داشت که این تحمل تنها در قبال جفاهای «خرد» و «از زیردستان» است که موجب طهارت نفس می‌شود. اما جفاهای «از زبردستان» و ظلم حاکمان، به هیچ وجه نباید تحمل شود و در برابر آن باید عصیان کرد. این نشان می‌دهد که دیدگاه مولانا نه دعوت به تسلیم منفعلانه، بلکه فراخوان به کنشگری هوشمندانه و اخلاقی است.

پس، «خیر ناس آن ینفع الناس» فقط یک شعار اخلاقی نیست، بلکه یک دستورالعمل عملی برای سلوک عارفانه است که انسان را از حالت جمادی و انفعال به ساحت حیات و فعالیت اجتماعی و روحانی رهنمون می‌شود.

نکات کلیدی

  • نفع‌رسانی به خلق، معیار اصلی نیکوکاری و قرب الهی در دیدگاه مولاناست.
  • انزوا و کناره‌گیری از اجتماع، توسط مولانا به جمادی و سکون تشبیه شده و نکوهش می‌شود.
  • انسان نیکوکار و حق‌جو، ناگزیر از حضور فعال و اثرگذار در میان مردم است.
  • این بیت، یک حدیث نبوی (بهترین مردم نافع‌ترین ایشان برای مردمند) را بنیاد فکری خود قرار می‌دهد.
  • تحمل رنج‌های اجتماعی برای پالایش نفس، مشروط به نوع جفا است و شامل پذیرش ظلم نمی‌شود.

Sources: d6-s11 · 02:34:34 d6-s11 · 03:34:34 d6-s11 · 03:05:05

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.