قرائت دفتر ۶ بخش ۱۵ - حکایت پاسبان کی خاموش کرد تا دزدان رخت تاجران بردند به کلی بعد از آن هیهای و پاسبانی می‌کرد بیت ۵۵۳

M6:553 — گرچه باشد بی‌نمک اکنون حنین / هست غفلت بی‌نمک‌تر زان یقین

گرچه باشد بی‌نمک اکنون حنینهست غفلت بی‌نمک‌تر زان یقین
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:553

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگرچه اکنون این شیون و ناله بی‌نمک باشد، اما غفلت از آن یقین، بی‌نمک‌تر است. معنا: مولانا می‌گوید که حتی اگر افسوس خوردن و ناله کردن برای فرصت‌های از دست رفته، بی‌نتیجه و بی‌مزه به نظر آید، باز هم از بی‌خبری و غفلت کامل که به یقین از آن هم بی‌ارزش‌تر است، بهتر است.

شرح

این بیت، از میان حکایت «پاسبان بی‌فکر» برخاسته است. پاسبانی که وقتی دزدان رخت کاروان را بردند، از ترس خاموش ماند؛ اما پس از رفتن دزدان، شروع به داد و فریاد و چوبک‌زنی کرد. مولانا این داستان را دستمایه قرار می‌دهد تا حال و روز سالک غافل را تصویر کند.

من این بیت را چنین می‌خوانم: ای سالک! ای کسی که دیو غفلت، «دیو فازحه» (دیو رسواگر) بر تو غالب شد و اموال باطن تو را ربود و فرصت‌هایت را گرفت؛ تو خطا کردی و فریفته شدی. حال، پس از این خسران، اگر بنالی و گریه کنی، شاید این گریه «بی‌نمک» باشد. «بی‌نمک» یعنی چه؟ یعنی شاید دیگر سودی ندارد، شاید دیر است، شاید چون از سر اضطرار است، مزه‌ای ندارد، یا آن خلوص و حضورِ کامل را کم دارد. اما مولانا بلافاصله با قاطعیت تصریح می‌کند که "هست غفلت بی‌نمک‌تر زان یقین". بی‌غفلت بودن و آگاهی از این خسارت، حتی اگر به یک نالهٔ بی‌مزه منجر شود، به مراتب بهتر از آن است که فرد در بی‌خبری مطلق فرو رود و اصلاً متوجه زیان و از دست رفتن سرمایه‌های خویش نشود. این بی‌تفاوتی محض، «بی‌نمک‌تر» از هر ناله‌ای است.

مولانا ادامه می‌دهد: "همچنین هم بی‌نمک می‌نال نیز". یعنی حتی اگر ناله‌ات بی‌نمک است، باز هم بنال. این خودِ "نالیدن"، ولو ناقص و دیر، نشانه‌ای از بیداری و توجه است. نشانهٔ این است که تو هنوز از خودت، از فرصت‌های از دست رفته، و از حقیقتِ وجودت بریده نشده‌ای. این ناله، پلی است هرچند لرزان، برای بازگشت به حق.

و چرا خداوند این نالهٔ بی‌نمک را می‌پذیرد؟ "که ذلیلان را نظر کن ای عزیز / قادری، بی‌گاه باشد یا به گاه / از تو چیزی فوت کی شد ای اله". اینجا مولانا به نکته‌ای لطیف و عمیق اشاره می‌کند. ما بندگان، مقید به زمان و مکان و «حال» هستیم. گاهی "بی‌گاه" به درگاه حق می‌آییم، گاهی "بی‌حال" می‌نالیم. اما خداوند که "عزیز" (هم گرامی و هم نیرومند) و "قادر" است، مقید به این قیود ما نیست. فرصتی از او "فوت" نمی‌شود. او همواره حاضر و پذیرنده است. از این رو، نالهٔ ما، هرچند از سوی ما بی‌مزه و نارسا باشد، از سوی او پذیرفته می‌شود، زیرا قدرت و بخشایش او بی‌حد است.

سخن مولانا با آیهٔ قرآنی "لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم" (سوره حدید) در نهج‌البلاغه، که امام علی آن را ریشهٔ زهد می‌داند، تفاوت دارد. آن آیه عمدتاً دربارهٔ تعلقات دنیوی است، یعنی بر آنچه از دست می‌دهید غم شدید مخورید و بر آنچه به دست می‌آورید شادمانی افراطی مکنید تا دلبستگی شما به دنیا کم شود. اما اینجا مولانا دربارهٔ از دست دادن‌های معنوی سخن می‌گوید. در این حوزه، "نالهٔ بی‌نمک" نیز بهتر از غفلت و بی‌خبری کامل است. این نشان می‌دهد که در مسیر سلوک، کوچکترین بیداری و پشیمانی، ارزشمند است و از بی‌خبری مطلق نجات‌بخش‌تر.

نکات کلیدی

  • حتی یک پشیمانی ناقص و دیرهنگام، از بی‌خبری کامل بهتر است.
  • غفلت، بدترین شکل بی‌نمکی و بی‌ارزشی در مسیر معنوی است.
  • مولانا می‌گوید «حتی بی‌نمک هم بنال»، زیرا ناله نشانه بیداری است.
  • پذیرش خداوند از نالهٔ بندگان، به وقت یا حالِ ما وابسته نیست، بلکه به قدرت و بی‌حدی او بازمی‌گردد.
  • در حوزهٔ زیان‌های معنوی، «نالهٔ بی‌نمک» نشانهٔ حیات روح است، نه دلبستگی دنیوی.

Sources: d6-s12 · 02:05:04 d6-s12 · 02:45:48 d6-s12 · 02:54:22

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.